اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیستیک بر اساس dsm5

اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیستیک : نارسیس . (اِخ ) شخصیت افسانه ای است مربوط به میتولوژی یونان که به جهت زیبائی خیره کننده اش شهرت دارد.نام اصلی نارسیس بئوتیون تسپی است و آورده اند که پدرش رودخانه ٔ سفیز و مادرش یک پری به نام لیریوپ بوده است . نارسیس با زیبائی بی نظیر خود دل از همه می ربود و در برابر اظهار محبت دختران زیبا آنها را تحقیر می کرد و به عاشقان سرگرانی ها داشت . قربانیان نارسیس از جور او به درگاه خدایان نالیدند و او دچار خشم خدایان شد، یک روز هنگام شکار نارسیس به کنار چشمه ای برای خوردن آب دراز کشید در این حال تصویر خود را در آب دیده و شیفته ٔ آن شد و به حال جذبه افتاد. در همان حال تلاش کرد که تصویر خود را از آب بگیرد ولی کوشش او به هدر رفت و وقتی که نومید شد چنان ضربه ای به خود زد که بی درنگ جان سپرد. او پس از مرگ به گل نرگس تبدیل شد و از آن زمان گل نرگس به عنوان مظهر نارسیس درآمد.

مؤلف فرهنگ اساطیر یونان و روم مینویسد : نارسیس ، جوان زیبائی بود که عشق را خرد و ناچیز می شمرد، سرگذشت او به وسیله ٔ نویسندگان مختلف ، با اختلافاتی نقل شده است و معروفتر از همه شرحی است که «اووید» در یکی از آثار خود از او نقل کرده . طبق این روایت وی پسر خدای سفیز و الاهه ای به نام لیریوپه است در موقع تولد او، پدر و مادرش آینده ٔ وی را از تیرزیاس جویا شدند و او جواب داد که :«کودک عمر زیادی خواهد کرد اگر به خود نگاه نکند». چون نارسیس به سن رشد رسید مورد علاقه ٔ جمع زیادی از دختران و الاهه ها قرار گرفت ، منتهی وی به این مطالب توجهی نشان نمی داد. عاقبت اکو یکی از الاهه ها عاشق او شد ولی او هم مانند دیگران مورد بی اعتنائی قرار گرفت ، «اکو» از شدت یأس منزوی گشت و به حدی ضعیف وناتوان شد که از او جز صدای نالانی ، اثری نماند. دخترانی که مورد تحقیر نارسیس قرارگرفته بودند تنبیه او را از خدایان خواستند. نمزیس صدای آنها را شنید و مقدمات را طوری فراهم ساخت ، که یک روز بسیار گرم ، نارسیس پس از انجام شکار مجبور شد برای رفع عطش از چشمه ای استفاده کند. در آنجا وی عکس خود را دید و خود عاشق خود شد. وی که ازآن پس به دنیا بی اعتنا بود روی تصویرخود چندان خم شد که پس از اندک زمانی جان سپرد. وی در ستیکس هم به فکر تشخیص چهره های زیبا بود. در مکانی که وی جان داد گلی روئید که آن را نارسیس نام نهادند. روایت معروف در بئوسی با آنچه گفته شد تفاوت داشت در آنجا عقیده بر این بود که نارسیس یکی از اهالی شهر تسپی نزدیک هلیکن بود، وی جوانی بسیار زیبا بود و لذتهای عشق را حقیر می شمرد. مرد جوانی موسوم به آمینیاس او را دوست می داشت ولی نارسیس به وی توجهی نمی کرد. نارسیس او را همیشه طرد می کرد و بالاخره شمشیری را به عنوان هدیه برای وی فرستاد. آمینیاس برای اظهار اطاعت با همان شمشیر خود را در مقابل خانه ٔ نارسیس کشت و در حال مرگ مجازات و عذاب آن بی رحم را ازخدایان خواست . یک روز که نارسیس در چشمه ای جمال خودرا دید اسیر زیبائی خود شد و چون ازین مطلب رنج می برد خود را کشت . اهالی شهر تسپی برای عشق که این حکایت جلوه ٔ قدرت او بود مراسم احترامی به جا می آوردند. در محلی که او خودکشی کرده و علفها از خون او سیراب شده بود گلی به نام نرگس روئید.

نارسیس یا نرگس

بوزانیاس چنین نقل می کند که نارسیس خواهر توأمی داشت که فوق العاده شبیه وی بود و هر دو زیبا بودند. دختر جوان مرد و نارسیس که از جان و دل او را می خواست غمگین شد، یک روز نارسیس چهره ٔ خود را در آب دید ابتدا به گمان اینکه خواهر خود را دیده تسلی یافت و بعدها با آنکه حقیقت را دریافته بود بازهم برای تسکین خاطر معمولاً به صورت خود در آب می نگریست و این مطلب به عقیده ٔ پوزانیاس موجب رواج عقیده ای که پیشتر به آن اشاره کردیم شد. البته این تفسیر برای آن بوده است که به افسانه ٔ نارسیس صورت واقع و معقولی داده شود. بنا بروایت دیگر: نارسیس از اهالی ارتری واقع در«اوبه » بود که بدست مردی بنام اپوپس کشته شد و از خون او گلی به نام نرگس روئید. (از فرهنگ اساطیر یونان و روم ص ۶۰۵). || در ادبیات مجازاً به مردی می گویند که به زیبائی خود شیفته باشد. مجسمه های زیادی به نام نارسیس ساخته شده که مشهورترین آنها یک مجسمه برنزی است در ناپل . همچنین تابلوهای زیادی از روی این افسانه رسم شده که مشهورتر از همه تابلوی نقاش معروف کورتوا است (دهخدا).

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic personality disorder) توانایی های خود را بیش از آنچه هست در نظر می گیرند، موفقیت های خود را بزرگتر از آنچه هست می دانند، در همه چیز به تحسین دیگران نیاز دارند و با مردم همدلی نمی کنند. این افراد معتقدند که برتر و بهتر از دیگران هستند و از آنها انتظار دارند که این برتری را به رسمیت بشناسند. آنها به طور دایم منتظر تعریف و تمجید دیگران هستند ودر صورتی که کسی از آنها تعریف نکند، ممکن است خشمگین شوند. در روابط میان فردی انتظار دارند که دیگران وقت، انرژی و احساسات خود را وقف آنها کنند و از دیگران به نفع خود سؤاستفاده می کنند. افراد خودشیفته با دیگران همدلی ندارند و احساسات و خواسته های دیگران را نمی توانند تشخیص دهند یا نادیده می گیرند. به همین دلیل پیشینه آنها پر از روابط نافرجام است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته همسرانی را ترجیح می دهند که آنها را آشکارا ستایش می کنند، نه همسرانی را که آنها را واقعا دوست دارند (یعنی همسرانی را که دایم قربان صدقه می روند اما ممکن است آنها را زیاد دوست نداشته باشند، به همسرانی که زیاد قربان صدقه نمی روند ولی با عمل نشان می دهند که دوستشان دارند، ترجیح می دهند). اما، در پشت ظاهر پر سر و صدای این افراد که درباره موفقیت ها و استعدادهایشان داستان های پرآب و تابی تعریف می کنند، اعتماد به نفسی بسیار شکننده وجود دارد و این افراد دایما به تایید دیگران نیازمند هستند و اطرافیان باید دایم به آنها اطمینان بدهند که حرف ها و کارهایشان درست است. وقتی دیگران به آنها قوت قلب نمی دهند، خشمگین و پرخاشگر می شوند. به علت عدم همدلی با دیگران و تلاش برای سؤ استفاده از آنها، اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است به رفتارهای مجرمانه و بزهکارانه منجر شود. بسیاری از افراد خودشیفته تکبر و خودبینی نشان می دهند. یکی از مکانیسم های دفاعی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته به کار می برند گسستگی است. این افراد ار انکار و گسستگی استفاده می کنند تا احساس حقارتی را که در طول کودکی در آنها به وجود آمده است از خودشان دور کنند.

معیارهای تشخیص اختلال شخصیت خود شیفته

DSM-5  ( پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ) معیارهایی را برای تشخیص اختلال خود شیفته ارائه داده است. فرد تقریبا در همه جوانب زندگی خود احساس خود بزرگ بینی دارد (در خیال یا در رفتار)، نیاز به تعریف و تمجید دیگران دارد، و همدلی ندارد. این وضعیت از اواخر نوجوانی و قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است، در شرایط مختلف حضور دارد و پنج مورد یا بیشتر از موارد زیر آن را نشان می دهند:

۱. خود بزرگ بینی دارد و احساس می کند فردی مهم است (مثلا، موفقیت ها و استعدادهای خود را بزرگ جلوه می دهد و بدون آنکه موفقیت های بزرگی داشته باشد انتظار دارد دیگران او را فردی بسیار خوب و مهم بدانند).
۲. دایم درباره موفقیت، قدرت، هوش، زیبایی، یا عشق ایده آل خیالبافی می کند.
۳. باور دارد که فردی بسیار خاص و تافته جدا بافته است و فقط کسانی که خودشان افرادی خاص یا با کلاس هستند می توانند او را درک کنند، یا فقط باید با چنین افرادی رفت و آمد داشته باشد.
۴. به تمجید و تحسین دیگران به شدت نیازدارد.
۵. همیشه حق به جانب است و فکر می کند هرکاری بخواهد می تواند انجام دهد ( بدون هیچ منطقی انتظار دارد دیگران در حق او لطف خاصی انجام دهند).
۶. از دیگران سؤ استفاده می کند (تا به اهداف خود برسد).
۷. همدلی ندارد، یعنی نمی خواهد احساسات و نیازهای دیگران را متوجه شود و به رسمیت بشناسد.
۸. معمولا حسادت دیگران را می کند یا فکر می کند دیگران حسادت او را می کنند.
۹. رفتار متکبرانه دارد یا از بالا به دیگران نگاه می کند.

علل اختلال خودشیفته

افراد مبتلا به شخصیت خودشیفته توانایی های خود را بیش از حد می دانند و موفقیت های خود را بزرگ جلوه می دهند. اما در پشت این ظاهر خودبزرگ بین، اعتماد به نفس شکننده وجود دارد که باعث می شود دایما در پی جلب تایید دیگران باشند. نظریه های سایکودینامیک عقیده دارند که صفات شخصیتی اختلال شخصیت خودشیفته ، در فرزندان والدین سرد و بی عاطفه، که به ندرت موفقیت های کودک را ستایش می کنند، به وجود می آیند. این گونه والدین موفقیت های کودکان خود را معمولا بی ارزش می دانند و ترجیح می دهند درباره موفقیت های خودشان حرف بزنند. در اثر این تجربه ها، کودکان برای مقابله با احساس بی ارزشی، نارضایتی، و عدم پذیرش خود سعی می کنند راه هایی پیدا کنند. یکی از این روش ها این است که به خود دلداری دهند و خودشان را متقاعد کنند که فردی با ارزش و با استعداد هستند. محصول نهایی این فرایند، فردی است بدون اعتماد به نفس که درباره استعدادها و موفقیت های خود دایما به دنبال جلب توجه است، نسبت به دیگران بی عاطفه و بی اعتناست، زیرا در کودکی، زندگی با والدین سرد و بی عاطفه را تجربه کرده است. آنچه این نگرش را تایید می کند گذشته افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته است، زیرا اکثر آنها قربانی بدرفتاری و غفلت بوده اند. اما بدرفتاری و غفلت در دوران کودکی شرط کافی برای ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نیست، و بعضی روان شناسان بالینی اعتقاد دارند که محبت بیش از حد والدین و رفتار یسش از حد مثبت آنها باعث می شود که فرزندان بیش از حد به خود مطمئن شوند و باورهای غیر معقول و خود بزرگ بینانه به وجود آورند. جالب اینجاست که شواهد تصادفی نیز تایید می کننند که اکثر افراد مبتلا به خودشیفتگی اولین فرزندان یا تنها فرزند خانواده هستند، زیرا در این حالت، والدین برای رسیدگی به فرزندان، وقت و توجه بسیار زیادی به کار می برند.
اختلال شخصیت خودشیفته با اختلال شخصیت ضد اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد و افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معمولا رفتار خودخواهانه، مکارانه، و پرخاشگرانه نشان می دهند. آنها می خواهند از دیگران بهره کشی کنند و نسبت به دیگران همدلی ندارند. همه اینها به رفتارهای موجود در اختلال شخصیت ضد اجتماعی شبیه هستند. اما آنچه تمایز این دو را آسان می سازد این است که افراد خودشیفته دایما استعداد های خود را بزرگنمایی می کنند و خود را منحصر به فرد و برتر از دیگران می دانند.

درمان اختلال شخصیت خودشیفته

تحقیقات انجام شده درباره انواع روان درمانی های موجود، هم از لحاظ تعداد تحقیقات و هم از لحاظ موفقیت آمیز، بی نهایت محدود هستند. وقتی برای کمک به این افراد از روان درمانی استفاده می شود، معمولا روی خود بزرگ بینی، حساسیت بیش از حد به ارزیابی شدن از سوی دیگران و عدم همدلی با دیگران، تمرکز می شود. در شناخت درمانی تلاش می شود تا باورهای غلط یا خیالبافی های این افراد با تمرکز روی تجربه های لذت بخش روزمره و واقعا قابل وصول جایگزین شوند. برای کمک به این افراد در جهت مواجه شدن با انتقاد دیگران و قبول آن، از استراتژیهای کوپینگ (مقابله ای) ، مثل آموزش ریلکسیشن، استفاده می شود. یکی دیگر از اهداف روان درمانی این است که به این افراد کمک شود روی احساسات دیگران تمرکز کنند. چون افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در مقابل افسردگی های شدید بسیار آسیب پذیر هستند، مخصوصا در میانسالی، افسردگی آنها نیز مورد روان درمانی قرار می گیرد. با این حال، هرگونه نتیجه گیری درباره تاثیر این گونه روان درمانی در اختلال شخصیت، غیر ممکن است.

رفتار خانواده این افراد چگونه باید باشد؟

بیشترین آزار را از رفتارهای یک فرد خودشیفته ، خانواده و بویژه همسر می بیند. تحمل تحقیرهای دائمی، انتظار های غیر واقع بینانه و رفتارهای نامناسب اجتماعی ، رنج خانواده را صدچندان می کند. مهم است بدانید هرگز نباید کاری کنید که فرد خودشیفته از کوره در برود زیرا انجام هرکاری از او بر می آید از کتک زدن گرفته تا بردن آبرو و حتی قتل.

در بسیاری از موارد ایجاد مرز بندی های دقیق برای اعضای خانواده می تواند مفید باشد.مثلاً خواهر یک مرد خودشیفته می تواند به برادرش بگوید:«در صورتی که بخواهی به توهین کردن به خانواده من ادامه دهی ما با هم ارتباطی نخواهیم داشت» یا پدری به فرزندش بگوید در صورت ادامه رفتارهای آزار دهنده تمام امتیازهای مالی ات قطع خواهند شد. اما احتمال تغییر در رفتار چنین افرادی بسیار اندک است.برخلاف سایر اختلالات که با رسیدن به سنین میانسالی کاهش شدت علائم دیده می شود در این اختلال با افزایش سن معمولا اوضاع وخیم تر خواهد شد.

توجه داشته باشید هنگام صحبت کردن با این افراد به هیچ وجه رفتار شما نباید نشانه ای از توهین داشته باشد.البته لازم است ظرفیت بالایی در تحمل توهین های آن ها داشته باشید.

در بسیاری از اوقات همسران افراد خودشیفته از زندگی با آنها خسته می شوند و تقاضای طلاق می کنند.در صورتی که با چنین فردی زندگی می کنید و تصمیم به جدایی دارید بهتر است تا قبل از فرزند دار شدن تصمیم خود را عملی کنید زیرا افراد خودشیفته به شدت به فرزندان خود وابسته هستند.

توجه داشته باشید که تشخیص اختلالات شخصیت در مشاوره پیش از ازدواج میسر است و می توانید با چند جلسه مشاوره از افتادن در دام افراد خودشیفته رهایی یابید.

منبع : آسیب شناسی روانی / گنجی

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *