شکست عشقی یا شکست در عشق چیست ؟

شکست عشقی یا شکست در عشق یا به عبارتی مشکلات روابط عاطفی یکی از مهمترین دلایل مراجعه افراد به مراکز درمانی می باشد . ازجمله کمبودهای این روابط مسئله بلوغ عاطفی می باشد که اگر برخورد مناسب صورت نگیردمیتواند مشکلات زیادی بیافریند.(بهزادی، ۱۳۸۹).دانشجویان امروزه نسبت به گذشته بیشتر در معرض مشکلات مربوط به سلامت روان قرار دارندکه به نظر این امر مربوط به ویژگی های شخصیتی آنان باشد(شارکین۲۰۰۶ ،ترجمه یعقوبی و همکاران۱۳۹۰).همچنین هورویتز۱ (۱۹۷۹) معتقد است شکست در کسب رضایت از روابط عاشقانه با ناراحتی های عصبی زیادی که سبب مراجعات سرپایی به مراکز درمانی می شود ارتباط دارد. یکی از عواطف اساسی به هنگام از دست دادن کسی که مورد علاقه فرد است غم و ناراحتی و ترکیب با احساساتی همچون عصبانیت می باشد درواقع ناراحتی نرمال می بایست پس از گذشت زمانی کمتر از ۶ ماه ناشی از ساز گاری با شرایط جدید ویا دریافت حمایت دیگران به طور محسوسی کاهش یابد، تنها گروه اندگی غم طولانی را تجربه کرده و در دو حیطه دچار مشکل می شوند اول پریشانی ناشی از جدایی و دوم نشانه های شناختی رفتاری و هیجانی( روزنر و همکاران۲،۲۰۱۱). پریگرسون۳(۲۰۰۹) تعدادی از نشانه ها را برای غم مزمن ارائه داده است که ازجمله موارد زیر می باشند: ۱) حزن و ناراحتی.۲) پریشانی ناشی از جدایی که خود چند نشانه داردشامل: افکار خود آیند مربوط به رابطه از دست رفته ،احساسات عمیق غم و درد و ناراحتی ناشی از رابطه از دست رفته واشتیاق به فرد از دست رفته. ۳)نشانه های شناختی رفتاری و هیجانی شامل:سردر گمی نقش در زندگی و کاهش عزت نفس، مشکل درپذیرش شکست،اجتناب ازتداعی کننده های شکست،کاهش اعتماد به دیگران ،عصبانیت ،کاهش عواطف و تحرک در زندگی،احساس پوچی و بی معنایی. ۴) ایجاد زمینه برای اختلالاتی همچون افسردگی اساسی ،اضطراب فراگیر و استرس پس از واقعه .

هاتفیلد و راپسون۴(۲۰۰۲) عشق پرشور را به عنوان احساسی شدید وعلاقه ای وافر به چیزی همراه با ارتباطی نزدیک به عواطفی چون لذت،ناراحتی،عصبانیت ،ترس وحسادت تعریف میکنند. همچنین روانشناسان اجتماعی تجربه عشق رابرای افراد ایمن تجربه ای مملو از عواطف مثبت معرفی می کنند که این امر بر خلاف افراد ناایمنی است که تجربه استرسهای فراوان در روابط صمیمی آنها منجر به بروز مشکلات بین فردی میشود.اگرچه به نظر هاتفیلد وراپسون(۲۰۰۲)درصورت دوطرفه بودن این عشق پرشور سلامت روان دوطرف زیاد تهدید نمی شود لیکن یک طرفه بودن آن منجر به شکل گیری احساساتی منفی ومشکلات جدی در روابط صمیمی می شود.در مقابل این نوع عشق ،عشق مشفقانه قرار دارد که با حالتی آرامش بر انگیز و صمیمیت و تعهد و دلبستگی مشخص می شود.

به عقیده ریک(۱۹۷۲)زمانی که افراد در حالت خوبی نیستند، زمانی که عزت نفس آنان کاهش پیدا کرده،زمانی که ترسیده و یا مضطرب اند و زندگی آنها سخت ودر شرایطی پریشان کننده است آنان به احتمال بیشتری در رابطه عشقی می افتند ونتیجه عدم وصال در این افراد احساس شکست است نه ناراحتی نرمال و زودگذر. همچنین تحقیقات متعددی بیان کننده این مطلب اند که هم کودکان و هم نوجونان  در زمانی که تحت شرایط اضطراب و استرس قرار دارند به طور خاص گرایش زیادی به جذب شدن به روابط رمانتیک دارند(ریک،۱۹۷۲).همچنین استرنبرگ (۱۹۸۸) بیان می کند که بر اساس تحقیقات مختلف عشق پرشور به وسیله زمان ازبین می رود این شاید اشاره ای به ضرب المثل قدیمی مبنی بر((وصال مدفن عشق است))داشته باشد که زمانی درست است که عشق، عشقی پرشور باشد و نوعی بت ساختن از معشوق وعلاقه غیر طبیعی به او باشد. لذا با توجه به بالا بودن نمره اضطراب و افسردگی و نمره کم عزت نفس چگونگی گرفتار شدن این فرد در رابطه عشقی شدید و پرشور و وابستگی شدید به روابط رمانتیک قابل توجیه است

۱.Horowitz

  1. Rosner

۳.Prigerson

۴.Hatfield& Rapson

منبع شکست عشقی : مجموعه مقالات همایش ملی روانشناسی و خانواده

 

مطالب مرتبط با شکست عشقی

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *