مراحل پذیرش مرگ از نظر الیزابت کوبلر راس

مراحل پذیرش مرگ

برای مطالعه این مطلب با سایت روانشناسی روان راهنما همراه باشید.

کوبلر راس در نظریه مراحل پذیرش مرگ بیشتر توجه خود را به نقش پزشکی در انکار مرگ معطوف کرد و در نتیجه به نقد آن پراخت. از دیدگاه وی، پیشرفت های پزشکی مردم را متقاعد کرده است که زندگی باید بدون درد و رنج باشد و از آنجا که مرگ فقط با درد تداعی می شود، مردم از آن اجتناب می ورزند. به عقیدۀ وی، پزشکانی که در طولانی کردن حیات انسان نابغه اند،  مهم ترین بخش زندگی  یعنی مرگ را درک  نمی کنند .

کوبلر راس در سال ۱۹۵۳ شروع به بررسی و مطالعۀ پدیدۀ مرگ نمود. آغاز این طرح به گروهی از دانشجویان رشتۀ الهیات بر می گشت که برای انجام پروژۀ تحقیقاتی خود که نام داشت، از کوبلر راس تقاضای همکاری نمودند. به عقیدۀ ایشان، بزرگ ترین بحران زندگی انسان همانا مسئلۀ مرگ است. کوبلر راس معتقد بود با مشاهدۀ علمی عدۀ زیادی از بیماران در آستانۀ مرگ و بررسی نیازها و پاسخ های این افراد،
در مجموع قادرخواهیم بود تا مکانیزم پذیرش مرگ را بشناسیم و نیازهای روانی بیماران در آستانۀ مرگ را دریابیم و از این طریق در رفع آنها همت گماریم.
نحوۀ مصاحبه با این بیماران بدین گونه بود که پس از موافقت بیمار، گروه برای اینکه محدودیت ذهنی در فرآیند مصاحبه پیش نیاید، بدون هیچ گونه مشاهده و مطالعۀ قبلی پیرامون وضعیت بیمار، به مصاحبه با وی می پرداختند. پس از مصاحبه نیز گروه جلسه ای را بدون حضور بیمار تشکیل می دادند و اطلاعات به دست آمده را بررسی می کردند. گروه پس از انجام حدود ۲۱۱ مصاحبه با بیماران در آستانۀ مرگ، به این نتیجه رسید که بیماران با گذر از پنج مرحله با پدیده مرگ کنار می آیند و قادر به پذیرش آن می شوند. نتیجه این مشاهدات ارائۀ تئوری پنج مرحله ای پذیرش مرگ بود.

مراحل پذیرش مرگ از نظر الیزابت کوبلر راس

مراحل پذیرش مرگ
انکار :

اولین مرحله از مراحل پذیرش مرگ است. کوبلر راس معتقد است که انسان در ناخودآگاه خود مرگ خود را ناممکن می داند و به همین دلیل تقریباً غیر قابل تصور است که بپذیریم ما نیز روزی با مرگ روبرو خواهیم شد. بنابراین، اولین مرحله در مواجهه با خبر بیماریِ مهلک  ، انکار  آن است.

مراحل پذیرش مرگ

خشم:

در پایان مرحلۀ اول که دیوار انکار فرو می ریزد، انکار جای خود را به خشم ،غیظ، حسادت و تنفر می دهد و بیمار خشم خود را بدون هیچ نظم و قاعده ای متوجه محیط پیرامون خود می کند. در این شرایط همه چیز باعث نارضایتی بیمار می شود و همین خشم سبب خواهد شد که اطرافیان اعم از پزشک، پرستار و حتی خانواده بیمار نسبت به بیمار کم توجهی کنند و خود را در معرض خشم وی قرار ندهند، که البته همین کم توجهی خشم بیشتر وی را در پی خواهد داشت. کوبلر راس معتقد است که اشکال کار از آنجا آغاز می شود که ما نمی توانیم خود را جای بیمار بگذاریم و از احساسات او آگاه شویم.

جمله ای که اغلب در این مرحله از بیماران شنیده می شود این است : من؟ نه ممکن نیست

پست مرتبط با مراحل پذیرش مرگ : ترس از مرگ

در این مرحله بیمار می کوشد تا با انکار بیماری خود شرایط روحی خود را حفظ کند. کوبلر راس معتقد است این مرحله در کلیۀ بیماران در آستانۀ مرگ مشاهده می شود، چه آنهایی که صراحتاً از بیماری خود مطلع شده اند و چه آنهایی که به صورت غیر مستقیم به این مسأله پی برده اند. همچنین کوبلر راس بیان می دارد که بسیاری از بیماران، زمانی به انکار متوسل می شوند که با کادر درمانی بیمارستان مواجهه دارند، یعنی با کسانی که خود به دلایلی از شیوه انکار در مواجهه با مرگ استفاده می کنند، در حالی که همین بیماران با بعضی افراد در باب بیماری یا مرگ خود به راحتی صحبت می کنند

چانه زنی :

مرحله سوم از مراحل پذیرش مرگ مرحله چانه زنی  است. کوبلر راس معتقد است که مطالعه و بررسی این مرحله به این دلیل که اغلب میان بیمار و خداوند صورت می گیرد، امری سخت و دشوار است. وی در شرح این مرحله می گوید:
چنانچه در مرحلۀ نخست موفق نشده باشیم واقعیت های غم انگیز را هضم کنیم و در مرحلۀ دوم بر خدا و مردم خشم گرفته باشیم، آنگاه به خود می گوییم شاید بتوانیم به نوعی به توافق برسیم، شاید که این واقعۀ محتوم به تعویق افتد. اگر خداوند بر آن است تا مرا از زمین بردارد و به درخواست های خشم آلود من وقعی نمی نهد، پس با زبان خوش پیش می روم، بلکه ترتیب اثر دهد
بیمار بیشتر این قول و قرارها را که با خداوند گذاشته است، همچون رازی پنهان نگه می دارد، اما گاهی در مصاحبت های خصوصی یا اعترافات خود تلویحاً به آنها اشاره می کند.
بسیاری از بیماران عهد می کنند که در قبال باز یافتن سلامتی خود و داشتن عمری طولانی تر، عمر خود را وقف خداوند کنند.

افسردگی 

بالاخره زمانی فرا می رسد که بیمار نیاز به عمل جراحی و بستری شدن های متمادی پیدا می کند و به تدریج نشانه های بیماری در وجود او ظاهر می شود. در این مرحله بیمار دیگر قادر به انکار بیماری خود نیست و احساس خشم و غضب او جای خود را به احساس زوال و در نتیجه افسردگی  می دهد. البته کوبلر راس میان دو نوع افسردگی تفاوت قائل می شود و معتقد است که برای برون رفت بیمار از این شرایط، باید میان این دو نوع افسردگی تمایز گذاشته شود. نوع اولِ افسردگی، افسردگی واکنشی است.
این نوع افسردگی نتیجۀ از دست دادن چیزی در گذشته است. از دست دادن توانمندی، شغل، قطع عضو و اختلال در شرایط خانواده از جمله علل بروز این نوع از افسردگیاست.  اما نوع دیگر افسردگی، افسردگی مقدماتی یا افسردگی تدارکاتی  است که در آن بیمار برای پذیرش مرگ آماده می شود. این نوع از افسردگی بر خلاف افسردگی واکنشی، ناشی از پرداختن به امور پیش رو است. در این زمان بیمار خود را برای از دست دادن همه چیز آماده می کند. در واقع در این حالت بیمار می کوشد تا پذیرش مرگ را برای خود تسهیل کند. در این نوع افسردگی، توجه دادن بیمار به جنبه های مثبت زندگی و سعی و تشویق برای مبارزه با بیماری به معنای تلاش برای نادیده گرفتن مرگ محتوم است.

پذیرش

بر اساس نظریه کوبلر راس، پذیرش  آخرین مرحله از فرآیند رویارویی با مرگ است و تنها زمانی بیمار به این مرحله خواهد رسید که توانسته باشد با کمک دیگران از مراحل پیشین عبور کند. در این مرحله بیمار دیگر نه افسرده است و نه خشمگین. البته نباید گمان برد که این مرحله، مرحله خوشی است، بلکه این بازۀ زمانی تهی از هر احساسی است، گویی دیگر درد به پایان آمده و به گفتۀ یکی از بیمارانِ مورد مصاحبه، زمانِ فرا رسیده است. » واپسین استراحت پیش از سفری طولانی « اگر چه توضیحات کوبلر راس در تبیین این مرحله بسیار مبهم می نُماید، اما به نظر می رسد که وی میان تسلیم و پذیرش تفاوت قائل می شود و معتقد است آن دسته از بیماران که تا آخرین لحظه در جهت انکار مرگ با بیماری خود می جنگند، در انتها با بیان این که به واقع تسلیم مرگ می شوند. اما گروهی دیگر با پذیرش نزدیک شدن ،» دیگر از پا افتاده ام « به زمان پایان زندگی، شروع به دل کندن از علایق خود و این دنیا می کنند.

کوبلر راس این پنج مرحله را به عنوان سازوکار دفاعی انسان در مواجهه با شرایط سخت و خبرهای مصیبت بار معرفی می کند و بیان می دارد که اگر چه این مراحل به صورت جدای از یکدیگر مطرح شدند، اما در بسیاری از مواقع همپوشانی دارند؛ همچنین همۀ این مراحل دارای عنصری مشترک به نام امیداند. وی در این باره چنین می گوید:
واقع بین ترین و پذیرنده ترین بیماران هم روزنه ای برای امید باز گذاشته اند، امکان اینکه راه درمان قطعی وجود داشته باشد، یا داروی تازه ای کشف شود… یا پروژه تحقیقاتی در آخرین لحظه به نتیجه برسد. با همین بارقۀ امید است که بیمار می تواند هفته ها و ماه ها درد و رنج را تحمل کند.

منبع مراحل پذیرش مرگ : مجید ملایوسفی-دوفصلنامۀ علمی-پژوهشی پژوهشنامۀ ادیان

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *