نظریه جولیان راتر : نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه جولیان راتر : جولیان راتر در سال ۱۹۱۶ در یک خانواده یهودی به دنیا آمد. در یک شرح حال مختصر که در سال ۱۹۸۲ از وی منتشر شد، درباره کودکی وجوانی او چیزی دیده نمی شود. در آنجا می خوانیم که او در سالهای اولیه دوره دبیرستان کتابهای آلفرد آدلر و زیگموند فروید را کشف کرد و آن چنان شیفته کار آنها شد که به تعبیر رؤیاهای دوستان خود پرداخت. در سال ۱۹۳۷ از بروکلین کالج[۱] لیسانس گرفت و تحصیلات بعد از لیسانس خود را در دانشگاههای آیووا و ایندیانا[۲] ادامه داد و دکترای خود را در سال ۱۹۴۱ از دانشگاه ایندیانا گرفت. مدتی در دانشگاه ایالتی اوهایو، یعنی جایی که جورج کلی سرپرست برنامه روانشناسی بالینی بود، کار کرد و پروژهشهای زیادی روی نظریه یادگیری اجتماعی خود انجام داد. در سال ۱۹۶۳، راتر به دانشگاه کانکتی کات[۳] رفت، جایی که هنوز هم در آنجا به پالایش نظریه خود مشغول است. راتر نیز مانند اسکینر و بندورا[۴] اعتقاد دارد که بیشتر رفتارها آموختنی است؛ اما با این نظر اسکینر که رفتار صرفاً به وسیله عوامل بیرونی شکل داده می شود، مخالف است. راتر برای تبیین رفتار، به بیرون ودرون ارگانیزم، هر دو، توجه دارد؛ یعنی، هم به تقویتهای بیرونی و هم به فرآیند های شناختی درونی. راتر نظریه خود را نظریه یادگیری اجتماعی شخضیت[۵] می نامد تا اعتقاد خود را دراین مورد که ما رفتار هایمان را اساساً از طریق تجربه های اجتماعی خود می آموزیم، نشان دهد. اصطلاح یادگیری اجتماعی، گرچه بیشتر با نام بندورا مترادف است، اما این اصطلاح اولین بار به وسیله راتر به کار رفت. او از روش مطالعه اسکینر که به روش تک آزمودنی معروف است، انتقاد می کند و معتقد است که روش او نماینده یادگیری در جهان واقعی، یعنی، محیطی که ما در ان واکنش متقابل و تعامل داریم، نیست. همین طور مطالعات اسکینر روی حیوانات را مورد انتقاد قرار می دهد و معتقداست که چنین پژوهشهایی تنها باید به عنوان نقطه آغازی برای درک رفتارهای پیچیده انسان تلقی شوند. به همین جهت، راتر وپیروان او، تحقیقات خود را صرفاً روی آزمودنیهای انسان متمرکز کرده اند وآزمودنیهای آنها اغلب افراد به هنجار و بیشتر کودکان و دانشجویان بوده اند. وی فرایند های آگاهانه درونی را به شکل بسیار گسترده بررسی می کند، ومعتقد است که ما از خود تصوری به صورت موجوداتی آگاه داریم، قادریم در تجربه های خود تأثیر بگذاریم و برای تنظیم زندگی خود تصمیم هایی بگیریم. اگر چه تقویت بیرونی د راین جریان نقشی را بازی می کند، اما اثر بخشی تقویت بستگی به عوامل شناختی درونی دارد. رفتار هر شخص تحت تأثیر تعدادی از این عوامل قرار دارد. ما نسبت به پیامدهای رفتارمان ونسبت به تقوتی که به دنبال رفتارمان خواهد آمد دارای انتظاراتی ذهنی هستیم، واین احتمال را که رفتار کردن به طریق معین منجر به تقویت مشخصی خواهد شد، تخمین می زنیم و رفتار خود را بر طبق آن تنظیم می کنیم. همچنین به تقویتهای مختلف، ارزشها یا درجات اهمیت متفاوتی می دهیم و ارزش نسبی آنها د رموقعیتهای گوناگون، مورد قضاوت قرار می دهیم.

در نظریه جولیان راتر ، آنجا که هر یک از ما در یک زمینه روان شناختی به صورت یگانه واکنش می کنیم، یک تقویت یکسان ممکن است برای دو نفر مختلف ارزش یکسانی نداشته باشد. به عبارت دیگر، تجربه های درونی ما در تعیین اثرات تجربه های بیرونی دارای اهمیت فراوان هستند.

با وجود اینکه شخصیت فرد دارای ثبات وتداوم قابل توجهی است (چرا که تحت تاثیر تجربه های گذشته ماست)، در عین حال، وجوهی از شخصیت، به علت قرار گرفتن ما در معرض تجربه های تازه، به طور مداوم در تغییر است، راتر در مطالعه شخصیت، روش تاریخچه ای را برگزیده است؛ یعنی، به نظر او برای درک رفتار وشخصیت یک فرد، لازم است که گذشته او را مورد مطالعه قرار دهیم. همین طور اگر چه تمرکز او بر رویدادهای ذهنی است، وی نقش عوامل بیرونی را دست کم نمی گیرد. تقویت کننده های بیرونی به رفتار ما جهت می بخشد؛ زیرا ما برانگیخته می شویم تا برای به دست آوردن حداکثر تقویت مثبت و اجتناب از تنبیه، کوشش می کنیم. از این رو، در نظریه جولیان راتر تلاش براین است که دو روند جدا گانه ولی مهم در پژوهش شخصیت، یعنی، نظریه های تقویت و نظریه های شناختی را در هم ادغام کنند. خود او روش خود را برحسب تعامل فرد با محیط معنی دار خود توصیف می کند. (کریمی ۱۳۷۴ ص ۱۹۸)

 

تاریخچه، نظریه راتر

نظریه جولیان راتر قویاً تحت تأثیر کارهای آدمی بوده است. وی مانند اسکینر و بندورا اعتقاد دارد که بیشتر رفتارها آموختنی است. اما با نظر اسکینر در این مورد که رفتار صرفاً به وسیله متغیرهای بیرونی شکل داده می­شود، مخالف است. وی همچنین از روش مطالعه اسکینر که به روش فکر آزمودنی معروف است، انتقاد می­کند و معتقد است که روش او نماینده یادگیری در جهان واقعی یعنی محیطی که ما در آن واکنش متقابل و تعامل داریم، نیست. همین طور مطالعات اسکینر روی حیوانات را مورد انتقاد قرار می­دهد و معتقد است که چنین پژوهش­هایی تنها باید به عنوان نقطه آغاز برای ترک رفتار پیشینه انسان تلقی شود، به همین جهت راتر و پیروانش تحقیقات خود را صرفاً روی آزمودنی­های انسان متمرکز کرد­ه­اند (کریمی، ۱۳۷۵، ص ۱۹۸).

راتر گسترده­ تر از بندورا به فرآیندهای شناختی می­پردازد. برخی از روانشناسان می­گویند که راتر دارای رفتارهای «شناختی­ شده» می­باشد (کانتور، و زیر کل ۱۹۹۰، ص ۱۳۷).

وی پیشنهاد می­کند که ما خود را به صورت موجوداتی هشیار که قادر به تاثیرگذاری و تجربیات­مان هستیم و تصمیماتی می­گیریم که زندگی­مان را تنظیم می­کند، درک ­نماییم (سیدمحمدی، ۱۳۵۷، ص ۴۵۱).

مفاهیم اساسی نظریه یادگیری اجتماعی (نظریه جولیان راتر)

راتر برای این که کارکرد شخصیت را شرح دهد، چهار مفهوم اساسی را معرفی کرد. توان رفتار، انتظار، ارزش تقویت، موقعیت روانی، این مفاهیم به صورت زیر به هم مربوط می­شوند. وقوع توان رفتار در هر موقعیت به خصوص حاصل انتظار منجر شدن آن رفتار به تقویتی خاص در آن موقعیت و ارزش آن تقویت است (راتر، ۱۹۷۵،ص ۵۷).

توان رفتار

توان رفتار یعنی احتمال که در تمام رفتارهایی که می­توانیم در یک موقعیت معین انتخاب کنیم و آن­ها را نشان دهیم. یک رفتار یا پاسخ خاص داده خواهد شد.

گزینش یک رفتار دیگر بر پایه برداشت ذهنی ما از موفقیت قرارداد. بنابراین توان رفتار نه تنها تحت تأثیر موقعیت محرک قرار دارد، بلکه گزینش هشیار ما از این چهره­های رفتاری موجود با در نظر گرفتن ادراک ذهنی ما از موقعیت نیز بر آن تأثیر دارند. دیدگاه راتر با دیدگاه اسکینر تفاوت دارد، در حالی­که اسکینر به رویدادهای پرداخت که به صورت عینی قابل مشاهده باشند. توصیف راتر هم اعمال آشکار و هم اعمال ناآشکار را در بر دارد. اعمال ناآشکار، فرآیندهای شناختی درونی ما هستند، که نمی­توانند به طور مستقیم مشاهده شوند. برای راترفرآیندهای شناختی، دلیل تراشی، سرکوب، در نظر گرفتن چاره­ها و برنامه­ریزی را شامل می­گردد. یعنی متغیرهایی که رفتارگرایان اسکینری آن­ها را رفتار نمی­دانند (سیدمحمدی، ۱۳۷۷).

مفهوم توان رفتاری راتر، نسبی است. او می­کوشند که احتمال وقوع یک رفتار خاص را در ارتباط با رفتارهای دیگر که فرد می­تواند در آن موقعیت به نمایش بگذارد، پیش­بینی کند. توان رفتاری نه فقط تحت تأثیر آن­چه در بیرون است (رویدادهای محرک یا موقعیت بیرونی) قرار می­گیرند، بلکه همچنین، به وسیله آن­چه در درون است (انتخاب هشیار از میان شقوق رفتاری مختلف بر مبنای درک ما از موقعیت) تحت تأثیر واقع می­شود (دوان شولتز ۱۳۷۷).

انتظار [۶]

انتظار اشاره دارد به عقیده ما درباره این­که اگر در یک موقعیت معین به ویژه خاصی رفتار کنیم، می­توانیم پاداشی را که به دنبال آن خواهد آمد، پیش­بینی نماییم. با این عقیده یا این انتظار را بر حسب احتمال وقوع صفر تا ۱۰۰ در حد تقویت­کننده تشکیل می­دهیم. این درجه انتظار عمدتاً توسط دو عامل تعیین می­شود.

تقویت گذشته و تعمیم

عامل اول: ماهیت تقویت گذشته برای رفتار کردن به شیوه خاص در آن موقعیت است آیا تقویت فقط یکبار رخ داد چند بار؟ آیا دیروز اتفاق افتاد یا یکسال قبل؟ به این طریق، تقویت قبلی بر انتظارات ما درباره تقویت آینده تأثیر می­گذارد.

دومین عامل: این است که انتظار به درجه تعمیم از موقعیت­های مشابه، ولی نوعین هم بستگی دارد باید از خودمان بپرسیم که آیا ترتیب­های رفتار گذشته که تقویت به دنبال داشتند به موقعیت­های دیگر موجود در زندگی ما مربوط هستند. انتظارهای تعمیم یافته به خصوص زمانی­که ما با موفقیت­های جدید روبرو می­شویم. اهمیت پیدا می­کنند زیرا اگر قبلاً هرگز در آن موقعیت خود را بر پایه پاسخ­های گذشته­مان به رویدادهای مشابه قرار دهیم (سیدمحمدی، ۱۳۷۷).

ارزش تقویت[۷]

اغلب مردم با فعالیت­های مختلفی مواجه می­شوند که مجبورند تا از میان آن­ها یکی را انتخاب کنند. معمولاً هر کدام از این فعالیت­ها، نتایج متفاوتی دارند، بدین معنی که بر حسب پیامدشان دارای یک تقویت­کننده متفاوت هستند. این که فرد کدام یک از این فعالیت­ها را انتخاب می­کند، بستگی به این دارد که کدام یک از این تقویت­کننده­ها را ترجیح می­دهد؛ یعنی، به ارزش تقویت ذهنی خود بستگی دارد. همیشه ارزش هر تقویت در ارتباط با سایر تقویت­ کننده­ های قابل دسترسی است که دارای احتمالی برابر هستند، مشخص می­شود.

ارزش تقویت به درج ترجیح یک تقویت به تقویت دیگر اطلاق می­شود. ترجیح تقویت­های مختلف از تجربه­ های ما در تداعی تقویت­های فعلی که انتظارات ما برای تقویت­های آینده از آن­ها بر­می­خیزد مشتق می­شود.

موقعیت روان­شناختی[۸]

موقعیت روان­شناختی چهارمین مفهوم اصلی نظریه یادگیری اجتمـاعی (نظریه جولیان راتر) در تعییـن کننده­های مهم ­رفتار است. راتر معتقد است که ما به طور مداوم به محیط بیرونی خود واکنش نشان می­دهیم، به علاوه هر یک از محیط­ها همواره دیگری را تحت تأثیر قرار می­دهد. ما نه تنها به محرک­های بیرونی، بلکه به محرک­های درونی نیز پاسخ می­دهیم. این پیوستگی از سوی راتر موقعیت روان شناختی قلمداد شده است. زیرا ما به آن بر حسب ادراک­های خود از محرک­های بیرونی واکنش نشان می­دهیم. راتر عقیده دارد که رفتار تنها از طریق دانش ما از موقعیت روان­شناختی، می­تواند پیش­بینی شود، نه از طریق آن­چه بعضی از نظریه پردازان شخصیت آن را هسته شخصیت می نامند. در روش هسته­ای، پیش­بینی رفتار، مبتنی بر فرض عناصر ثابت شخصیت نظیر انگیزه­ها و خصایص است.

راتر و همکاران تأکید دارد که هر رفتاری در یک موقعیت روانی به وقوع می­پیوندد، موقعیتی که در آن فرد در سه حالت ذهنی بحث شده در آن قرار دارد، موقعیت روی رفتار اثر عمده­ای دارد. ارزش تقویت برای هر فردی به نتایج مختلفی نسبت داده می­شود و همیشه انتظارات فرد از تقویت بستگی به موقعیتی دارد که در آن قرار می­گیرد (لارنس، ۱۳۷۵).

آزادی حرکت

به درجه انتظاری اطلاق می­شود که یک شخص برای به دست آوردن تقویت معینی به خاطر انجام رفتارهای خاص دارا است. یک انتظار بالا، منجر به آزادی حرکت زیاد
می­شود و یک انتظار پایین منجر به آزادی حرکت محدود، آزادی حرکت کم به حالت دفاعی داشتن مربوط می­شود. وقتی آزادی حرکت ضعیف در برابر هدف والایی قرار داشته باشد، تعارض حاصل می­شود و می­تواند رفتارهای اجتنابی مختلفی ایجاد کند.

نظریه جولیان راتر : کمترین سطح هدف

به پایین­ترین سطح تقویت بالقوه در یک موقعیت خاص که شخص آن را رضایت بخش تلقی می­کند، اطلاق می شود. انتخاب سطح هدف غیرواقع بینانه می­تواند برای سلامت عاطفی ما زیان ­آور باشد (کریمی، ۱۳۷۷).

تفاوت­های فردی در نظریه جولیان راتر

راتر از این جهت به جای موقعیت، موقعیت روانی را مطرح می­کند، تا تأکید کند که یک دسته از وقایع عینی دارای اثر متفاوتی روی افراد مختلف هستند. به همین علت راتر از این جهت به جای موقعیت، موقعیت روانی را مطرح می­کند که به علت اختلاف زمینه­های شخصی، تجارب قبلی و وضعیت فعلی آن­هاست. بنابراین، شبیه توان رفتار، ارزش تقویت و انتظار یک موقعیت روانی یک مفهوم کاملاً فردی است. به علت این­که هر چهار مفهوم از فردی به فرد دیگر، برای هر فرد از زمانی به زمان دیگر تغییر می­کند، درک این مطلب آسان است که این چهار مفهوم اساسی، نقش فوق العاده­ای با شرح اختلاف­های فردی که نظریه جولیان راتر  بر اساس آن طراحی شده بازی می­کنند.

کنترل در نظریه جولیان راتر

چه چیزی تعیین­ کننده موفقیت یا شکست شما در رسیدن به هدفی است که برای به دست آوردن آن تلاش می­کنید؟ برخی از مردم بدین سئوال این طور جواب می­دهند که تلاش و جدیت خودشان موجب این نتایج شده است و برخی دیگر به این شکل بدین سوال جواب می­دهند که نتیجه بستگی به این دارد که شانس با آن­ها بوده یا نه، تفاوت موجود بین این دو گروه از مردم،  نمونه­ای از انتظارات تعمیم یافته در مورد مرکز کنترل در نتیجه اعمال­شان است. آن­هایی که موفقیت و عدم موفقیت را به توانایی­ها و تلاش­های خودشان نسبت می­دهند. انتظار دارند تا منبع کنترل درونی باشد.

یک جزء مهم در نظریه جولیان راتر ، موضوع منبع کنترل تقویت­هاست. مقصود این است که تاریخچه تقویت زندگی هر فرد در رسیدن به خواسته­های مطلوب او موثر است، یا این­که کنترل وقایع خارج از کنترل اوست.

بنابراین مفهوم کنترل به عنوان بخش از نظریه یادگیری اجتماعی (نظریه جولیان راتر) بیانگر انتظار تعمیم یافته است. در مورد عامل موثر بر پاداش و تنبیه در زندگی انسان در یک طرف این تفاوت، کسانی قرار دارند که بر توانایی خود در مهار کردن رویدادهای زندگی، یعنی منبع داخلی کنترل باور دارند و در انتهای دیگر، افرادی هستند که معتقدند رویدادهای زندگی مانند پاداش و تنبیه و در نتیجه عوامل خارجی همچون تصادف،  شانس یا تقدیر، یعنی خارجی منبع کنترل به وجود می­آیند.

واکنش در برابر از دست دادن کنترل

هر چند بیشتر ما مایلیم باور کنیم که روی رویدادها کنترل داریم، اما همیشه امکان­پذیر نیست، غالب اوقات ما با موقعیت­هایی مواجه هستیم که به نظر می­رسد در آن­ها کس دیگر یا

چند چیز دیگری کنترل سرنوشت ما را به دست دارد و آزادی انتخاب ما شدیداً محدود است. در بعضی موارد، این احساس کنترل دیگری ممکن است ناخوشایند باشد. به عنوان مثال، عالم اجتماعی معروف هیلز نقش­های زندگی اجتماعی را در جامعه معاصر آمریکا بررسی کرده و به این نتیجه رسید که چندین قاعده اجتماعی ظالم در آن­جا وجود دارد، که یکی از آن­ها قاعده زیر است.

هر وقت که مایلید جایی بروید، به آن­جا دعوت نشده­اید، بر عکس هر وقت که دعوت شده­اید، احساس می­کنید مایلید در خانه بمانید. در این مورد، اگر چه اعتقاد به کنترل از سوی دیگران چندان قوی نیست با وجود این می­تواند یک منبع ناراحتی دلخوری باشد.

در موارد دیگر، این ادراک که دیگران روی زندگی ما کنترل دارند. ممکن است به مراتب ناراحت کننده تر باشد؛ مثلاً مردمانی که در کشورهای دیکتاتوری زندگی می­کنند، ممکن است احساس کنند که کنترل روی فعالیت­های روزمره خود، مکالمات و حتی افکار خود را دارند.

بیماری نیز ممکن است سبب ایجاد احساس عدم کنترل شود، یکی از دلایل افسردگی شدید بعد از بیماری­های حاد نظیر حمله قلبی، این است که شخص احساس می­کند که کنترل خود را بر زندگی از دست داده است.

یک حمله قلبی، مثال غم­انگیزی است، از رویدادی که هم نامطلوب است و هم به مراتب ساده­تر از حمله­ی قلبی است. می­توانند منجر به افسردگی و ایجاد احساس عدم کنترل شوند. چگونه مردم از عهده چنین احساس از دست دادن کنترل بر می­آیند به طور کلی این واکنش­ها را به دو دسته مقاومت در مقابل از دست دادن کنترل و تقسیم شدن به آن می­توان تقسیم کرد.

منبع کنترل رد نظریه جولیان راتر

منبع کنترل به میزان اعتقاد فرد در مورد کسب پاداش از طریق کوشش شخصی اطلاق می­شود. افرادی که از منبع کنترل درونی برخوردارند بر این باورند که اداره سرنوشت آن­ها در دست خودشان است. دانشجویانی که این خصوصیت را دارند،  معتقدند که نمرات آن­ها بستگی به عادات مطالعه خودشان دارد. افرادی که از منبع کنترل بیرونی برخوردارند، بر این باورند که سرنوشت­شان در دست دیگران است. دانشجویانی که این ویژگی را دارند، معتقدند که نمرات آن­ها بسته به بخت و اقبال یا حال و هوای مدرس است.

مفهوم منبع کنترل دقیقاً معادل مفهوم اراده و آزادیست. این امکان وجود دارد که فرد معتقد باشد اعمالش اموری آزاد و عاری از جبر است و دومین حال، تمامی آن اعمال نا مؤثر واقع خواهد شد.  با وجود این منبع کنترل درونی با احساس مهار هشیار بر زندگی ارتباط مشخص و آشکاری دارد.

منبع کنترل درونی

افرادی که دارای متغیرهای شخصیتی موسوم به منبع کنترل درونی هستند، معتقدند که باید  تأثیر و کنترل داشته باشند و خود را حاکم بر سرنوشت خود ببینید، این افراد به توانایی خود در مهار کردن رویدادهای زندگی یعنی منبع داخلی نظارت و کنترل باور دارند.

افراد دارای منبع کنترل درونی، اعتقاد دارند که کنترل کافی بر زندگی خود و رویدادهای آن داشته و مطابق همین باور رفتار می­کنند. تحقیق نشان داده است که آن­ها در تکالیف خود عملکرد بهتری دارند. کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می­گیرند و برای مهارت­ها و پیشرفت­های خود ارزش والاتری قائل هستند. این افراد نسبت به قرینه­های محیطی که می­توانند برای هدایت رفتار خود از آن­ها استفاده کنند، هشیارترند. به علاوه آن­ها بیشتر از افراد دارای منبع کنترلی بیرونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی دارند. تحقیقات مقدماتی حاکی از آن است که افراد دارای منبع کنترل درونی از بهداشت روانی، بهتری برخوردار هستند (کریمی، ۱۳۷۶).

همچنین این افراد در تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل نموده و کمتر مستعد تلاش­هایی در تأثیر گذاشتن به آن­ها می­باشند. آن­ها اضطراب کمتر و عزت نفس بیشتری گزارش می­کنند، آمادگی بیشتری برای پذیرفتن مسئولیت جهت اعمالشان دارند و از سلامت روانی بیشتری برخوردارند (کریمی، ۱۳۷۶).

منبع کنترل بیرونی

افرادی که دارای متغیرهای شخصیتی موسوم به منبع کنترل بیرونی هستند، تصور می­کنند که دریافت تقویت آن­ها وابسته به مردم دیگر، تقدیر و یا شانس است این افراد معتقدند که بر آن­چه برایشان روی می­دهد، کنترل ندارند و رویدادها را به منابع بیرونی از خود مثل شانس، سرنوشت و صاحبان قدرت نسبت می­دهند. در واقع این افراد فکر می­کنند که دریافت تقویت آن­ها وابسته به لطف دیگران و یا شانس است. مردم دارای منبع کنترل بیرونی معتقدند که تقویت توسط مردم دیگر کنترل شده و آن­ها را مقابل این نیروهای بیرونی ناتوانند (سیدمحمدی، ۷۷).

افراد معتقد به منبع کنترل بیرونی ارزش ناچیزی برای هرگونه تلاش جهت بهبود بخشیدن به شرایط خود قائل می­باشند. برای این افراد زندگی بیشتر نوعی بازی شانس است و به نظر آن­ها موفقیت بیشتر شانس یا لطف دیگران بستگی دارد (گنجی، ۱۳۵۷).

بنابراین درمی­یابیم که منبع کنترل درونی – بیرونی یک بعد شخصیتی است و به طور کلی بیشتر مردم بین این دو حد افراطی قرار می­گیرند. میزان درونی یا بیرونی بودن فرد یک رشته پیامدهای رفتاری خواهد داشت. انتظار می­رود که درونی­ها در انواع بسیاری از فعالیت­ها سلطه­ جویی و کارآمدی نشان دهند. در حالی­که بیرونی­ها بیشتر منفعل هستند و احتمال رفتار زیاد در آن­ها کمتر است. جای تعجب نیست که افراد مستضعف و گروه­های اقلیت، شدیداً به بعد بیرونی نزدیک­ترند (کریمی و جمهری، ۱۳۷۴).

[۱] – Brooklyn Cillege

[۲] – Indiana

[۳] – Concecticut

[۴] – Bandura

[۵] – Social learning theory of personality

۱-Expectancy

۱-Reinforcement Value

۱-Psycholoical

نظریه جولیان راتر

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *