کودک ناشنوا : نیازها و انتظارات از زبان یک کودک آسیب دیده شنوایی

کودک ناشنوا

انتظارات کودک ناشنوا از والدین

اساس یک جامعه سالم را خانواده سالم می‌سازد. هر کودکی در خانواده‌ای به دنیا می‌آید، بزرگ می‌شود و تکامل می‌یابد. این خانواده سالم است که انسان سالم پرورش می‌دهد. خانواده سالم، خانواده‌ای است که به نیازهای همه جانبه اعضای خود در گستره حیات توجه دارد و سعی می‌کند به انتظارها و نیازهای کودکان به شیوه‌های درست پاسخ دهد.
همه کودکان نیازهایی دارند، اما کودک استثنایی علاوه بر آن نیازها، دارای یک سری نیازهای ویژه است. خانواده، بیشتر نیازهای ویژه کودکان آسیب دیده‌ شنوایی را به ویژه در سال‌های پیش از دبستان برآورده می‌کند. برای برآورده‌ شدن این نیازها لازم است به نیازهای کل اعضای خانواده، فرهنگ خانواده، مذهب و پویایی‌های خانواده نیز توجه کامل شود. در سال‌‌های اخیر به دنبال گسترش روزافزون غربالگری شنوایی، لازم است مداخله بهنگام به صورت برنامه‌های ویژه‌ای برای کودکان آسیب دیده شنوایی و خانواده آنها صورت گیرد. مداخله‌های بهنگام باید شامل برنامه‌هایی برای حمایت از کودک، حمایت از والدین و حمایت از ارتباطات میان کودک و والدین باشد.
بیش از ۹۰درصد کودکان آسیب دیده شنوایی در خانواده‌های شنوا به دنیا می‌آیند. از این رو یکی از اساسی‌ترین ارکان‌های هر نوع برنامه حمایت از والدین، ارائه اطلاعات مناسب و مورد نیاز خانواده‌ها است. همچنین باید از لحاظ هیجانی و احساس آنان را برای پذیرش واقعیت کم‌شنوایی فرزند آماده کرد. برنامه‌های مناسب مداخله و حمایت بهنگام سبب رشد شناختی، اجتماعی و سلامت عمومی کودکان کم‌شنوا می‌شود و کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی آنها را به میزان بسیار زیادی بهبود می‌بخشد (گروه آموزش و مهارت انگلستان، ۲۰۰۳؛ انجمن ملی کودکان ناشنوا، ۲۰۰۳). خانواده دارای کودک ناشنوا غالباً انتظاراتی از فرزند خود دارد اما داشتن انتظار از کودک، بدون توجه به مسئولیت‌ها و نقش‌های خانواده، انتظاری عبث و بیهوده است.
در مکتب اسلام، انتظارها، تکالیف، حقوق و وظایف انسانها دوجانبه و متقابل است. از این رو شایسته است هر پدر و مادری صادقانه از خود سؤال کند من چگونه پدر و مادری هستم؟‌آیا من به همه نیازهای فرزندم واقفم؟ آیا من می‌دانم فرزندم از من چه انتظارهایی دارد؟
ناشنوایی، این معلولیت پنهان به ویژه از لحاظ ناتوانی‌های ارتباطی که به همراه می‌آورد، نیاز به مداخله‌ها و توان‌بخشی ویژه‌ای دارد که در سال‌های نخست، بار این مسئولیت بیش از همه بر دوش والدین است. در این مقاله سعی شده است این نیازها از زبان یک کودک آسیب دیده شنوایی به گونه‌ای ساده ارائه شود.

الف) انتظارهای کلی و اساسی کودک ناشنوا

پدر و مادر عزیز، کودک ناشنوا انتظار دارد:

* در ارتباط با آموزش و پرورش او احساس مسئولیت کنید.
* به نیازها و انتظارهای او توجه کنید و پاسخ مناسب دهید.
* هرچه سریع‌تر اقدامات توان‌بخشی و مداخله‌ای لازم را برای او آغاز کنید
* از او در حد توانایی و وسعش انتظار داشته باشید.
* با او متناسب با سن، جنس و محدودیت‌هایش رفتار کنید.
* از کار با او خسته نشوید.
* او را همان گونه که هست بپذیرید.
* اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
* توصیه‌های مربیان و متخصصان را در منزل و در همه موقعیت‌های زندگی در نظر بگیرید.
* به توانایی‌های او تکیه کنید، نه به ناتوانی‌هایش.
* به او اعتماد کنید.
* نگران آینده‌ی او نباشید و به خدا توکل کنید.
* فرصت‌ها، امکانات و شرایط مناسب را برای رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه او فراهم کنید.
* او را زیاد در آغوش بگیرید، نوازش کنید و مورد محبت قرار دهید.
* به وضع ظاهری و لباس او توجه کنید.
* او را لوس نکنید و ادب و تربیت او را در نظر داشته باشید.

انتظارات کودک ناشنوا از والدین

ب) انتظارهای عاطفی و روانی کودک ناشنوا

کودک ناشنوا  انتظار دارد:
* به احساس‌ها و عواطف او توجه کنید و آنها را بپذیرید.
* در مورد احساس‌های مختلف مثل شادی، غم، حسد، کینه، محبت، تأسف، نگرانی و… با او صحبت کنید.
* سعی کنید احساس‌ها را به صورت نقاشی و با تصاویر به او نشان دهید.
* به او یاد بدهید بتواند احساسش را در چهره خود نشان دهد.
* به او نشان دهید چگونه می‌تواند بدون آسیب زدن و ایجاد ناراحتی برای دیگران، احساسش را بروز دهد.
* به او کمک کنید شیوه‌های ابراز احساسات را بشناسد (بنویسد، با کسی حرف بزند، نقاشی کند، جست و خیز کند، گریه کند و…)
* همواره به او افتخار کنید و بگویید از داشتن فرزندی مانند او احساس غرور می‌کنید.
* محیطی به دور از اضطراب برایش فراهم کنید.
* در حد اعتدال به او محبت کنید.
* اجازه دهید برای برخی موارد خودش تصمیم بگیرد و به تصمیم او احترام بگذارید.
* با او جر و بحث نکنید.
* او را مسخره، تحقیر یا سرزنش نکنید.
* او را با دیگران مقایسه نکنید.
* بین او و خواهرها و برادرهایش تبعیض قائل نشوید.
* هر موفقیت او را هرچند کوچک، مورد تشویق قرار دهید.
* به فرزندتان کمک کنید اشتباه‌ها و شکست‌هایش را جبران کند.
* قوانین خاصی برای منزل خود در نظر بگیرید و از او بخواهید به آنها احترام بگذارد.
* سعی کنید از سؤال کردن زیاد، دستور دادن و انتقاد کردن بپرهیزید.
* در فعالیت‌ها و سرگرمی‌های فرزندتان شریک باشید.
* به فرزندتان کمک کنید خود و ناتوانی خود را هرچه بیشتر بشناسد.

ج) انتظارهای مربوط به مهارت‌های حسی و حرکتی کودک ناشنوا

* کودک ناشنوا را زیاد به گردش، کوه، پارک، رودخانه، و… ببرید تا طبیعت را ببیند.
* اجازه دهید زیاد آب بازی کند و او را به شنا بفرستید.
* اجازه دهید با خاک و سنگ بازی کند و دست و پایش را در ماسه و خاک فرو کند.
* اجازه دهید بدود، بالا و پایین برود یا از جایی آویزان شود.
* کودک ناشنوا را زیاد به محل بازی کودکان یا حیاط منزل ببرید و بگذارید با همسالانش بازی‌های پرتحرک کند.
* سعی کنید فرزندتان هرچه ممکن است کمتر تلویزیون نگاه کند و پشت رایانه بنشیند.
* کودک ناشنوا را به توپ بازی و فوتبال تشویق کنید و گاهی خودتان با او بازی کنید.
* او را تشویق کنید نقاشی بکشد و نمایش بازی کند.
* او را تشویق کنید خمیر بازی کند.
* گاهی او را ماساژ دهید ، نوازش کنید و موهایش را شانه بزنید.

پست مرتبط با انتظارات کودک ناشنوا از والدین : کودک نابینا

چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی

برای مطالعه این مطلب با سایت روانشناسی روان راهنما همراه باشید.

اولین توصیه اینکه سعی کنید خانواده‌ای را که دارای فرزند استثنایی هستند پیدا کرده و از آنها کمک و راهنمایی بگیرید.

توصیه دوم اینکه با همسر، خانواده و وابستگان نزدیک و مهم خود در این مورد صحبت کنید. اکثراً دیده می‌شود که والدین در مورد احساسات خود راجع به مشکلات فرزندانشان صحبت نمی‌کنند. گاهی یکی از والدین نگران است که نمی‌تواند منبع تسکین و یا قدرتی برای همسرش باشد. هرچه پدر و مادر در مواقع حساس مانند مواجه با مشکلات فرزندان خود با یکدیگر صحبت کنند، بهتر می‌توانند روحیه یکدیگر را تقویت کرده و هر دو از قدرت بیشتری برخوردار شوند. البته باید توجه داشت که هر یک از والدین ممکن است نقطه نظرات مخصوص به خود را داشته باشد و آنچه که یکی از طرفین حس کرده و یا به آن عکس العمل نشان داده ضرورتاً نباید مانند همسرش باشد. سعی کنید احساسات خود را برای همسرتان توضیح دهید، سعی کنید در مواردی که مشاهدات شما یکسان نیست یکدیگر را درک کنید.
اگر فرزندان دیگری در خانواده هستند، با آنها هم صحبت کنید و از احتیاجات آنها هم آگاه شوید. اگر در موقعیتی قرار دارید که قادر به صحبت کردن با آنها و جواب دادن به احتیاجات روحی آنها نیستید، فرد یا افراد دیگری از فامیل را که قادر به برقراری یک رابطه خوب با فرزندانتان هستند انتخاب کنید که آنها این ارتباط لازم را برقرار کنند. با افراد دیگری که در زندگی شما نقش مهمی دارند، مانند یک دوست خوب و یا حتی والدین خودتان صحبت کنید. پدر و مادرهایی که با چنین بحرانی مواجه می‌شوند گرایش زیادی به انزوا طلبی پیدا کرده و معمولاً دوست ندارند که در مورد مشکلشان با دیگران صحبت کنند. اما داشتن دوستان قابل اعتمادی که بتوانند بار سنگین روحی شما را سبک کنند بسیار سودمند می‌باشد.
توصیه سوم اینکه بیشتر بر جنبه‌های مثبت زندگی خود تکیه کنید. هر فردی ممکن است با مراجعه به افراد مختلف بتواند قوای مثبت خود را تزاید بخشد. یک نفر با رفتن نزدیک فرد روحانی، دیگری با دیدار و صحبت با یک دوست و فرد دیگر با مراجعه به مشاور خانوادگی. اگر هر کدام از این افراد قبلاً در زندگی باعث تسکین روحی برای شما بوده‌اند، به آنها مراجعه کنید و حتی شاید لازم باشد که منابع جدیدی برای خود بیابید. یک مشاور بسیار مجرب دستورالعملی برای زندگی در موارد بحرانی به من داد: ” هر روز صبح که برمی‌خیزی و خود را در قبال وضعیتی که داری ناتوان احساس می‌کنی، مشکلت را به درگاه خداوند ببر، چه که او را می‌شناسی و درک می‌کنی، پس آنگاه روزت را آغاز کن.” هر وقت دچار احساسات دردناک و غم انگیز شدید، باید با یک نفر تماس بگیرید. می‌توانید به کسی تلفن کنید، نامه بنویسید و یا حتی وسیله‌ای پیدا کنید و به منزل آن شخص معین رفته و حتماً با او در مورد درد خود صحبت کنید. دردی که در موردش صحبت شود مانند آن است که تقسیم شود و سنگینی آن هرگز به اندازه تحمل آن به تنهایی نخواهد بود. گاهی مشاوره های روانپزشکی تجویز می‌شود و اگر این در مورد شما صدق می کند، این راه کمک را به روی خود نبندید.
توصیه چهارم آنکه هر روز را برای همان روز زندگی کنید. ترس و نگرانی از آینده می تواند انسان را فلج کند. اگر شما جملاتی مانند: ” بعد چه خواهد شد؟ ” و یا ” چطور خواهد شد اگر . . . ” را در مورد آینده کنار بگذارید، می توانید واقعیت روز را در نظر گرفته و سعی در برطرف کردن مشکلات همان روز کنید. با اینکه باورش مشکل به نظر می‌رسد، اما هر روزه اتفاقات خوبی هم می‌افتد که باعث دلخوشی انسان می‌شود و نگرانی در مورد آینده فقط قوای محدود انسان را تحلیل می‌برد. سعی کنید که هر روز را برای خود آن روز زندگی کنید و از خوبی هایش لذت ببرید.
توصیه دیگر آنکه اصطلاحات مربوط به مسائل فرزندتان را یاد بگیرید. اگر کسی در مورد فرزندتان اصطلاح خاصی را بکار برد که شما معنی آنرا نمی‌فهمید، خجالت نکشید و معنی آنرا بپرسید. حتی صحبت طرف را قطع کنید و در مورد معنی آن اصطلاح خاص سؤال کنید و توضیح کافی بگیرید.
ششمین توصیه اینکه تا می‌توانید در رابطه با مشکل فرزندتان اطلاعات جمع‌آوری کنید. بعضی از والدین اطلاعات زیادی جمع می‌کنند و بعضی دیگر نسبت به این موضوع بی‌توجه می مانند. نکته مهم این است که شما در پی اطلاعات صحیح و دقیق باشید. از سؤال کردن نترسید زیرا این اولین قدم به سوی درک بیشتر از موقعیت فرزندتان می‌باشد. یادگیری نحوه جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند در آینده خیلی برای شما مفید باشد. یک روش خوب اینست که قبل از رفتن پیش پزشک و یا قبل از رفتن به جلسه‌ای سئوالات خود را روی صفحه بنویسید و در ضمن صحبت در نزد پزشک و یا در جلسه هم اگر سؤالات دیگری برایتان مطرح شد، آنها را هم روی کاغذ بیاورید. به این ترتیب هیچ سؤالی را فراموش نخواهید کرد و برای تمام سئوالاتتان هم می‌توانید جوابی بگیرید. بخاطر داشته باشید که گزارشهای تشخیص بیماری، گزارش پیشرفت مداوا و گزارش ارزیابی‌ها را بخواهید و نگهداری کنید. تمام اوراق مربوط به کودک را که از طرف پزشک، معلم و یا تراپیست به شما داده شده است مرتب نگه دارید. برای اینکار می‌توانید از یک کلاسور استفاده کنید. این اطلاعات و اوراق در آینده می‌توانند برای کودک شما بسیار مفید باشند. اگر شما ذاتاً آدم مرتبی نیستید، حداقل همه اوراق را در یک جعبه مخصوص نگه‌دارید که در موقع لزوم به آنها دسترسی داشته باشید.
توصیه دیگر اینکه نترسید و خجالت نکشید. بسیاری از والدین در برابر افراد متخصص مانند پزشک، معلم و یا متخصصین دیگر احساس کفایت لازم برای پرسش و تحقیق در مورد وضعیت فرزندشان را نمی‌کنند. شما نباید برای گرفتن اطلاعات از آنها عذرخواهی کنید و احساس کنید که با سؤالات خود مزاحم آنها شده‌اید. یادتان باشد که مسأله فرزند شما مطرح می‌باشد و موقعیت او تأثیر زیادی در زندگی ‌شما و خود او دارد. بنابراین مهم است که در حد امکان در مورد موقعیت خود و فرزندتان بدانید.
از بروز احساسات خود وحشت نداشته باشید. خیلی از والدین مخصوصاً پدرها از بروز احساسات خود جلوگیری می‌کنند زیرا عقیده دارند که نشان دادن عواطف دلیل بر ضعف آن‌هاست. قویترین پدرانی که دارای کودکان استثنائی هستند آنهایی هستند که از بروز احساسات و عواطفشان ترس و شرم ندارند.
یاد بگیرید که با عصبانیت و تلخکامی های خود که بطور طبیعی به شما دست می‌دهند روبرو شوید. اگر خوب دقت کنید متوجه می شوید که به علت استثنائی بودن فرزندتان باید تجدید نظر کلی در آرزوهای خود برای این کودک کرده و این مسأله خود می تواند باعث عصبانیت و تلخکامی در شما بشود. شما باید یاد بگیرید که با آنها کنار بیایید و حتی اگر لازم باشد از متخصصین در این زمینه کمک بگیرید. با اینکه تجسم آینده بهتر در این مرحله برای شما مشکل است، ولی بدانید که روزی خواهد آمد که زندگی شما بهتر خواهد شد و روزی خواهد آمد که شما با دید مثبت به زندگی نگاه کنید. با تشخیص احساسات منفی خود، بهتر می‌توانید خود را برای مبارزات آتی تجهیز کنید و دیگر مرارت و عصبانیت، از نیرو و قدرت ابتکار شما نمی‌کاهد.
به هر چیزی از دید مثبت نگاه کنید. تمرکز بر جنبه‌های مثبت ، ارزش نکات منفی را کم کرده و انسان می‌تواند راحت‌تر با زندگی کنار بیاید. روحیه مثبت یکی از باارزش‌ترین سلاحها در مواجهه با مشکلات است. بدانید که همیشه نکته مثبتی در مورد هر آن‌چه که اتفاق می‌افتد وجود دارد. مثلاً خانمی گفته است که: “در ضمن تشخیص استثنایی بودن فرزندم، به من گفتند که این بچه از سلامتی جسمی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. هنوز هم او بچه بسیار سالمی است و نداشتن مشکل جسمانی او نعمتی برای من محسوب شده است.”
همیشه واقع بین باشید. واقع بین بودن و در تماس دائمی بودن با واقعیت، یعنی پذیرش زندگی آنطور که هست. یعنی تشخیص اینکه بعضی چیزها را در زندگی می توان تغییر داد و بعضی دیگر قابل تغییر نیستند. کار مهم در زندگی همه ما اینست که یاد بگیریم چه چیزهایی را ما می‌توانیم تغییر دهیم و بعد تمام سعی خود را در این راه بکار بگیریم.
یادتان باشد که زمان در دست شماست. زمان مرهم خیلی از زخمهاست، البته این بدان معنا نیست که تربیت کردن و زندگی کردن با یک کودک استثنایی کار آسانیست. اما به مرور زمان با انجام اقدامات مختلف می‌توان بار این مشکل را سبک‌تر کرد.
برای فرزند خود برنامه‌ریزی کنید، با استفاده از کلاسهای مختلف آموزشی، ورزشی و تفریحی می‌توانید مقداری از وقت کودک خود را پر کنید. اینکار هم برای کودک مفید است و هم به والدین فرصتی می‌دهد که در این فاصله به کارهای ضروری خود بپردازند. حتی در خانه هم می توان به طرق مختلف برنامه‌هایی برای کودکان ترتیب داد که در ساعات بخصوصی سرگرم باشند و بیشتر موجبات آسایش پدر و مادر فراهم آید.

کودک ناشنوا

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *