اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر بر اساس DSM

اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

Depressive Disorder Due to Another Medical Condition

ملاک­ های تشخیص اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر در DSM5

A. دوره خلق افسرده برجسته و مداوم یا کاهش محسوس علاقه یا لذت در تمام، یا تقریباً تمام فعالیت ­ها که در تصویر بالینی غالب است.
B. شواهدی از سابقه، معاینه بدنی، یا نتایج آزمایشگاه وجود دارد مبنی بر اینکه این اختلال پیامد پاتوفیزیولوژیکی مستقیم بیماری جسمانی دیگر است.
C. این اختلال با بیماری جسمانی دیگر( مثل اختلال سازگاری، همراه با خلق افسرده، که عامل استرس­زا در آن، بیماری جسمانی جدی است) بهتر توجیه نمی شود.
D. این اختلال منحصراً در طول دوره دلیریوم روی نمی­ دهد.
E. این اختلال ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی یا زمین ه­های مهم دیگر عملکرد ایجاد می­کند.

ویژگی­های تشخیصی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

ویژگی اصلی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر، دوره خلق افسرده برجسته و مداوم یا کاهش محسوس علاقه یا لذت در تمام، یا تقریباً تمام فعالیت­ هاست که در تصویر بالینی غالب است (ملاک A) و تصور می­ رود که با تأثیر فیزیولوژیکی مستقیم بیماری جسمانی دیگر ارتباط داشته باشد (ملاک B). متخصص بالینی برای اینکه معلوم کند آیا اختلال خلقی ناشی از بیماری جسمانی عمومی است، ابتدا باید وجود بیماری جسمانی عمومی را تعیین کند. به علاوه، متخصص بالینی از طریق مکانیزم فیزیولوژیکی، باید معلوم کند که اختلال خلقی از لحاظ سبب­ شناختی با بیماری جسمانی عمومی ارتباط دارد. برای چنین قضاوتی، ارزیابی دقیق و جامع عوامل متعدد ضروری است. گرچه برای اینکه معلوم شود آیا رابطه بین اختلال خلقی و بیماری جسمانی عمومی، سبب­ شناختی است یا نه، هیچ رهنمود خطاناپذیری وجود ندارد، اما ملاحظات چندی رهنمودهایی را در این زمنه تأمین می­ کنند. یک ملاحظه وجود ارتباط زمانی بین شروع، تشدید، یا بهبود بیماری جسمانی عموی و اختلال خلقی است. ملاحظه دوم، وجود ویژگی­ هایی است که در اختلالات خلقی اصلی نامتعارف هستند(مثل سن نامتعارف هنگام شروع یا دوره یا فقدان سابقه خانوادگی). شواهد به دست آمده از نوشته­ ها حکایت دارند که بین بیماری جسمانی عمومی مورد نظر و ایجاد نشانه­ های خلقی می­تواند رابطه مستقیم وجود داشته باشد و این زمینه مفیدی را برای ارزیابی موقعیت خاص فراهم می­اورد.

سبب­ شناسی (یعنی، رابطه علیتی با بیماری جسمانی دیگر براساس بهترین شواهد بالین) متغیر اصلی در اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر است. ثبت­ کردن بیماری­ های جسمانی که گفته شده می­ توانند افسردگی اساسی را ایجاد کنند هرگز کامل نیست، و بهترین قضاوت متخصص بالینی، اساس این تشخیص است.

ارتباط ­های آشکار، به علاوه همبسته­ های نور و آناتومیک افسردگی با سکته، بیماری هانتینگتون، بیماری پارکینسون، و صدمه مغزی آسییب­ زا وجود دارند. از جمله بیماری­ های عصبی درون ­ریز که ارتباط بسیار نزدیکی با افسردگی دارند، بیماری کاشینگ و کم­کاری تیروئید است. بیماری­های دیگری نظیر تصلب چندگانه یا ام اس نیز وجود دارند که تصور می­رود با افسردگی ارتباط داشته باشند. با این حال، تأیید نوشته­ ها برای رابطه علیتی در مورد برخی بیماری­ ها، مثل بیماری پارکینسون و بیماری هانتینگتون بیشتر از بیماری­ های دیگر است، که تشخیص افتراقی برای آنها می­تواند اختلال سازگاری، همراه با خلق افسرده باشد.

شکل­گیری و روند اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

بعد از سکته، به نظر می­رسد که شروع افسردگی بسیار حاد باشد، و ظرف ۱ یا چند روز پس از حادثه مغزی-عروقی در تعداد زیادی از مواردف روی می­دهد. با این حال، در برخی موارد، شروع افسردگی چند هفته تا چندماه بعد از حادثه مغزی-عروقی است. در بیشترین تعداد موارد، مدت دوره افسردگی اساسی بعد از سکته، به طور متوسط ۹ تا ۱۱ ماه بوده است. همچنین، در بیماری هانتینگتون، حالت افسردگی در دوره بیماری خیلی زود آشکار می­شود. در رابطه با بیماری پارکینسون و هانتینگتون، حالت افسردگی اغلب قبل از اختلالات حرکتی اساسی و اختلالات شناختی مرتبط با هر یک از این بیماری­ ها واقع می ­شود. این در مورد بیماری هانتینگتون ارزتر است که افسردگی اولین نشانه عصبی-روان­پزشکی محسوب شده است. شواهد مشاهده­ای وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی زوال عقل بیماری هانتینگتون پیشرفت می­کند، افسردگی شایع است.

عوامل خطر و پیش ­آگهی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

به نظر می­رسد که خطر شیوع حاد اختلال افسردگی اساسی پس از حادثه مغزی-عروقی(ظرف ۱ روز تا یک هفته از واقعه) همبستگی نیرومندی با محل ضایعه داشته باشد، به طوری که بیشترین خطر با سکته­های پیشانی چپ و کمترین خطر با ضایعات پیشانی راست در افرادی که ظرف چند روز پس از سکته مراجعه می­ کنند، ارتباط دارد. در حالت­ های افسردگی که ظرف ۲ تا ۶ ماه بعد از سکته روی می­دهند، ارتباط با مناطق پیشانی یا برتری جانبی مشاهده نشده است.

موضوعات تشخیصی مرتبط با جنسیت

تفاوت­های جنسیتی به آنهایی مربوط می­شوند که با بیماری جسمانی ارتباط دارند(برای مثال، لوپوس اریتماتو سیستمی در زنان شایع­تر است؛ سکته در مردان میانسال در مقایسه با زنان، قدری شایع­تر است).

شاخص­های تشخیصی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

شاخص­های تشخیصی به آنهایی مربوط می­شوند که با بیماری جسمانی ارتباط دارند(مثلاً سطح استروئید در خون یا ادرار به تأیید بیماری کاشینگ کمک می­کند که می­تواند با مجموعه نشانگان مانیک یا افسردگی ارتبط داشته باشد).

خطر خودکشی در اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

تحقیقات همه­ گیر شناختی وجود ندارند که شواهدی را برای متمایز کردن خطر خودکشی از دوره افسردگی اساسی ناشی از بیماری جسمانی دیگر در مقایسه با خطر ناشی از دوره افسردگی اساسی در کل فراهم آورند. در ارتباط با دوره­ های افسردگی اساسی مرتبط با بیماری جسمانی دیگر، گزارش ­های موردی خودکشی وجود دارند. بین بیماری­ های جسمانی جدی و خودکشی ارتباط آشکاری وجود دارد، مخصوصاً مدت کوتاهی بعد از تشخیص بیماری. بنابراین، عاقلانه است که فرض شود خطر خودکشی برای دوره­های افسردگی اساسی مرتبط با بیماری­های جسمانی کمتر از انواع دیگر دوره افسردگی اساسی نیست، و شاید حتی بیشتر هم باشد.

پیامدهای کارکردی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

پیامدهای کارکردی به آنهایی مربوط می­شوند که با بیماری جسمانی ارتباط دارند. در مجموع، تصور شده، اما ثابت نشده است که دوره افسردگی ناشی از بیماری کاشینگ در صورتی که بیماری کاشینگ مداوا یا متوقف شده باشد، عود نخواهد کرد. با این حال، این نیز توصیه شده، اما ثابت نشده است که مجموعه نشانگان خلقی، از جمله مانیک/هیپومانیک، ممکن است در برخی افراد مبتلا به صدمات مغزی ایستا و بیماری­های دیگر دستگاه عصبی مرکزی، دوره ای باشند(یعنی، عودکننده).

تشخیص افتراقی اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر

اختلالات افسردگی که ناشی از بیماری جسمانی دیگر نیستند. معلوم کردن اینکه آیا بیماری جسمانی همراه با اختلال افسردگی این اختلال را ایجاد می­ کند بستگی دارد به (الف) فقدان دوره (دوره­ های) افسردگی قبل از شروع بیماری جسمانی، (ب) احتمال اینکه بیماری جسمانی مرتبط توان ایجاد کردن اختلال افسردگی را داشته باشد، و (ج) دوره نشانه­های افسردگی مدت کوتاهی بعد از شروع یا وخیم شدن بیماری جسمانی، مخصوصاً اگر نشانه­ های افسردگی نزدیک به زمانی فروکش کنند که بیماری جسمانی به طور موثری درمان شده یا فروکش کرده باشد.

اختلالات افسردگی ناشی از دارو. هشدار مهم این است که برخی از بیماری­های جسمانی با داروها درمان می­ شوند (مثل استروئیدها یا آلفا-اینترفرون) که می­توانند نشانه­ های افسردگی یا مانیک را ایجاد کنند. در این موارد، قضاوت بالینی، براساس تمام شواهد موجود، بهترین راه برای مجزاکردن دوعامل سبب­ شناختی است که خیلی احتمال دارند و/یا خیلی مهم هستند (یعنی، ارتباط با بیماری جسمانی در برابر نشانگان ناشی از مواد).

اختلالات سازگاری. متمایز کردن دوره افسردگی از اختلال سازگاری اهمیت دارد، زیرا شروع بیماری جسمانی به خودی خود عامل استرس­زای زندگی است که می­تواند اختلال سازگاری یا دوره افسردگی اساسی را پدید آورد. عناصر متمایزکننده عمده عبارتند از فراگیر بودن تصویر افسردگی و تعداد و کیفیت نشانه­های افسردگی که بیمار در معاینه وضعیت روانی، گزارش یا نشان می­دهد. تشخیص افتراقی بیماری­های جسمانی مرتبط مناسب است، اما عمدتاً از حیطه این کتاب راهنما خارج است.

همزمانی اختلالات

بیماری­های همزمان با اختلال افسردگی ناشی از بیماری جسمانی دیگر آنهایی هستند که با بیماری­های جسمانی مرتبط بوده و ارتباط سبب­ شناختی دارند. اشاره شده است که دلیریوم می­تواند قبل یا همراه با نشانه ­های افسردگی در افرادی روی دهد که به انواع بیماری­های جسمانی، نظیر بیماری کاشینگ مبتلا هستند. ارتباط نشانه ­های اضطرابی، معمولاً نشانه ­های اضطراب فراگیر، صرف ­نظر از علت، در اختلالات افسردگی رایج است.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
RSS
Follow by Email
Facebook
Google+
http://ravanrahnama.ir/depression-body-illness/
Twitter
LinkedIn

مطالب مرتبط

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.