اختلال بی نظمی خلق اخلال گر یا مخرب / اختلال کژتنظیمی خلقی ایذایی

اختلال بی نظمی خلق اخلال گر  یا مخرب / اختلال کژتنظیمی خلقی ایذایی(DMDD)
Disruptive Mood Dysregulation Disorder
برای کودکان با تحریک پذیری مزمن وشدید مورد استفاده قرار می گیرد.
طغیان های خشم مکرر هفته ای سه بار یا بیشتر حداقل یکسال دست کم در دو موقعیت (خانه،مدرسه،همسالان)
طغیان های نا متناسب با رشد و بین طغیان ها به شدت تحریک پذیر یا خشمگین
تشخیص نباید برای کودکانی که اولین دوره قبل از ۶سالکی یا بعد از ۱۸سالگی است گذاشته شود.گاهی به صورت قشقرق توصیف می شود.
این اختلال برای کودکانی که در غیر این صورت مبتلا به اختلال دو قطبی تشخیص داده و این کودکان در بزرگسالی به جای مبتلا شدن به اختلال دو قطبی در معرض خطر ابتلا به اختلال افسردگی یا اضطرابی هستند .

 

ملاک DSM-5 برای اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

A) طغیانهای خشم مکرر و شدید کلامی یا رفتاری (پر خاشگری جسمانی به افراد یا اموال از نظر شدت یا مدت بی تناسب با موقعیت)
B) طغیان ها با سطح رشد ناهماهنگ
C) طغیانها متوسط سه بار یا بیشتر در هفته
D) خلق مابین طغیانهای خشم در عمده بخش روز تقریبا هر روز مداوم تحریک پذیر و برای دیگران (والدین ، معلمان ، همسالان) قابل مشاهده

 E) دوازده ماه یا بیشتر وجود داشته و در طول مدت سه ماه پیاپی بدون نشانه نبوده
F) ملاک A و D حداقل در دو یا سه موقعیت (خانه ، مدرسه، همسالان) حداقل در یکی از موقعیتها شدید
G) نباید اولین بار قبل از شش سالگی یا بعد از ۱۸ سالگی تشخیص داده شود.
H) بنابر سابقه سن شروع قبل از ده سالگی
I) هر گز دوره مجزایی که بیش از یک روز ادامه داشته باشد و در طول آن ملاک کامل منیک یا هیپو منیک بر آورده شود وجود ندارد.

 

شکل­ گیری و روند اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

شروع اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر باید قبل از ۱۰ سالگی باشد، و این تشخیص نباید در مورد کودکانی که سن رشدی کمتر از ۶ سال دارند، داده شود. معلوم نیست که آیا این بیماری فقط به این صورت محدود شده به سن وجود دارد یا نه. چون نشانه ­های اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر احتمالاً با افزایش سن کودکان تغییر می­ کنند، استفاده از این تشخیص باید به گروه­ های سنی مشابه با گروه­هایی محدود شود که اعتبار آن تعیین شده است ( ۷ تا ۱۸ ساله). تقریباً نیمی از کودکان مبتلا به تحریک­ پذیری شدید، مزمن، جلوه بالینی خواهند داشت که همچنان ملاک­ های این اختلال را ۱ سال بعد برآورده می­کند. میزان تغییر از تحریک­ پذیری شدید، به اختلال دوقطبی، بسیار پایین است. در عوض، کودکان مبتلا به تحریک ­پذیری مزمن، در بزرگسالی در معرض خطر ابتلا به اختلال­ های افسردگی یک­ قطبی و / یا اختلالات اضطرابی قرار دارند.

متغیرهای مربوط به سن نیز اختلال کلاسیک و اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر را متمایز می­کنند. میزان اختلال دوقطبی عموماً قبل از نوجوانی خیلی پایین(۱ /.>)، همراه با افزایش یکنواخت تا اوایل بزرگسالی است (میزان شیوع ۱ تا ۲ درصد). اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر قبل از نوجوانی شایع­تر از اختلال دوقطبی است و هنگامی که کودکان به بزرگسالی انتقال می ­یابند، نشانه­ های این اختلال عموماً کمتر شایع می­شوند.

 

عوامل خطر و پیش ­آگهی اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

خلق و خویی. کودکان مبتلا به تحریک ­پذیری مزمن معمولاً سوابق روان­پزشکی پیچیده­ای دارند. در این کودکان، سابقه نسبتاً قابل ملاحظه تحریک­ پذیری مزمن شایع است، که معمولاً قبل از اینکه ملاک­ های کامل برای این نشانگان برآورده شده باشند، آشکار می شوند. این گونه جلوه­ های پیش­ تشخیصی، ممکن است برای تشخیص اختلال لجبازی و نافرمانی واجد شرایط باشند. خیلی از کودکان مبتلا به اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر، نشانه ­هایی دارند که ملاک ­های اختلال کاستی توجه/بیش­ فعالی (ADHD) و اختلال اضطرابی را نیز برآورده می­ کنند، به طوری که چنین تشخیص­ هایی اغلب از همان سنین نسبتاً اولیه وجود دارند. در برخی کودکان، ملاک های اختلال افسردگی اساسی نیز ممکن است برآورده شوند.

ژنتیکی و فیزیولوژیکی. در رابطه با انباشت و وراثت خانوادگی، توصیه شده است کودکانی که تحریک­ پذیری مزمن را آشکار می­سازند، می­توانند براساس خطر خانوادگی خود، از کودکان مبتلا به اختلال دوقطبی متمایز شوند. با این حال، این دو گروه از نظر میزان خانوادگی اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردگی یک­ قطبی، یا سوءمصرف مواد، تفاوت ندارند. کودکان مبتلا به اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر در مقایسه با کودکان مبتلا به اختلال دوقطبی یا بیماری­ های روانی دیگر، شباهت­ ها و تفاوت­ هایی را در کمبودهای پردازش اطلاعات آشکار می­سازند. برای مثال، کمبودها در نامیدن هیجان چهره، به علاوه تصمیم­گیری مشوش و کنترل شناختی، در کودکان مبتلا به اختلال دوقطبی و کودکانی که به طور مزمن تحریک­ پذیرند، و همین­ طور در کودکان مبتلا به برخی از بیماری ­های روان­پزشکی دیگر، وجود دارند. شواهدی نیز برای کژکاری ویژه اختلال وجود دارد، مثلاً در طول تکالیفی که آماده­سازی توجه را در پاسخ به محرک­های هیجانی ارزیابی می­کنند، که علایم منحصر به فرد کژکاری را در کودکان مبتلا به تحریک­پذیری مزمن ثابت کرده­اند.

 

موضوعات تشخیصی مرتبط با جنسیت اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

کودکان مبتلا به ویژگی­های اختلال بی­نظمی اخلالگر که به کلینیک­ها ارجاع می­شوند، عمدتاً پسر هستند. در بین نمونه­ های جامعه، به نظر می­رسد که برتری پسرها تأیید شده است. این تفاوت در میزان شیوع بین پسرها و دخترها، اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر را از اختلال دوقطبی که شیوع جنسیت برابر دارد، متمایز می­کند.

 

خطرخودکشی در اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

به طور کلی، شواهدی که رفتار خودکشی­ گرا و پرخاشگری را ثابت می­کنند، و همین طور پیامدهای کارکردی شدید دیگر، در اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر باید هنگام ارزیابی کودکان مبتلا به تحریک ­پذیری مزمن، مورد توجه قرار گیرند.

 

پیامدهای کارکردی اختلال بی نظمی خلق اخلال گر

تحریک­ پذیری شدید، مزمن، به صورتی که در اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر دیده می­شود، با اختلال محسوس در روابط کودک با اعضای خانواده و همسالان و در عملکرد تحصیلی، ارتباط دارد. این کودکان به خاطر اینکه ناکامی را خیلی کم تحمل می ­کنند، عموماً مشکل پیشرفت در مدرسه دارند؛ آنها اغلب قادر نیستند در فعالیت­ هایی شرکت کنند که کودکان سالم معمولاً از آنها لذت می­برند؛ زندگی خانوادگی آنها به خاطر طغیان­ ها و تحریک­ پذیری آنها، به شدت مختل است؛ و در شروع کردن روابط دوستی و ادامه دادن آن مشکل دارند. به طور کلی، سطوح کارکردی در کودکان مبتلا به اختلال دوقطبی و اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر برابر است. هر دو بیماری، اختلال شدیدی را در زندگی افراد مبتلا و خانواده آنها ایجاد می ­کنند. در اختلال بی­نظمی خلق اخلالگر و اختلال دوقطبی کردن، رفتار خطرناک، اندیشه ­پردازی خودکشی یا دست­ زدن به خودکشی، پرخاشگری شدید، و بستری شدن روان­پزشکی شایع هستند.

 

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
RSS
Follow by Email
Facebook
Google+
http://ravanrahnama.ir/disruptive-mood-dysregulation/
Twitter
LinkedIn

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.