راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)

Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 5th Edition: DSM-5

دی اس ام  یک زبان مشترک و استاندارد برای طبقه‌بندی اختلالات روانی ارائه می‌کند و توسط انجمن روان‌پزشکی آمریکا تهیه شده‌است. این راهنما برپایه مجموعه‌ای از نظر پزشکان، پژوهشگران، فهرست داروهای روان‌پزشکی، بنگاه‌های بیمه، صنایع داروسازی ودر همکاری پیاپی با آی.سی.دی (ICD) و سازمان بهداشت جهانی تهیه شده‌است. آخرین نسخه این راهنما، ویرایش پنجم آن ، دی‌اس‌ام-۵ است که در سال ۲۰۱۳ میلادی منتشر شده‌است

تاریخچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی

DSM مخفف Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است که برای اولین بار توسط انجمن روان­پزشکی آمریکا انتشار یافت و شامل توصیف علائم و دیگر معیارها برای تشخیص اختلالات روانی است. این معیارها زبان مشترکی را میان بالینگران برای تشخیص ارائه می­دهند. DSM با تعریف روشن معیارها برای اختلالات روانی به اتخاذ تشخیص­های دقیق و سازگار برای اختلالات روانی کمک کرده است؛ به طور مثال تشخیص اسکیزوفرنیا از یک بالینگر به بالینگر دیگر ثابت است، و برای هر دو متخصص چه در آمریکا اقامت داشته باشند و چه در دیگر مناطق بین­المللی اسکیزوفرنیا معنی یکسانی می­دهد.

DSM شامل یک علامت تجاری ثبت می‌باشد که متعلق به انجمن روان­پزشکان آمریکا APA می­باشد. در ایالات متحده آمریکا نیاز به جمع­آوری اطلاعات انگیزه اولیه برای طبقه­بندی اختلالات روانی به شمار می­رفت. اولین اقدام برای جمع­آوری اطلاعات درباره بیماری‌های روانی در آمریکا، ثبت فراوانی یک طبقه از بیماری‌های روانی تحت عنوان (کانا/ دیوانگی) در سرشماری سال ۱۸۴۰ بود. در سال ۱۸۸۰ بین هفت طبقه بیماری روانی تمایز قایل شدند که شامل (شیدایی، مالیخولیا، مونومانی (مشغولیت فکری بیمارگون، فلج ناقص، زوال عقل، می­بارگی و صرع) می‌باشد. در سال ۱۹۱۷ کمیته آماری انجمن روان­پزشکی آمریکا (انجمن پزشکی- روان­شناسی آمریکا) همراه با کمیسیون حل بهداشت روانی طرحی تصویب کرد که جهت سرشماری برای بیمارستان‌های روانی مورد استفاده قرار گرفت. گرچه این سیستم در مقایسه با سیستم­های قبلی بیشتر یک سیستم بالینی بود ولی در درجه نخست هنوز یک طبقه­بندی آماری محسوب می­شد که بعداً چندین بار اصلاح شد.

در جنگ جهانی دوم با توجه به حجم بالای مبتلایان به آسیب‌های روانی، روان­پزشکان آمریکا با سیل مراجعان مواجه شدند و ضرورت ارزیابی، اقدام و معالجه سربازان آسیب­دیده مشهود شد. در واقع مرکز این حرکت به دور از مؤسسات فکری و کلینیک‌های سنتی بود. ارتش آمریکا با تشکیل یک کمیته به وسیله روان­پزشکان و سرتیپ ویلیام سی منیجر به طبقه­بندی و ایجاد یک برنامه که medical 203 نامیده می­شد، اقدام کرد که در سال ۱۹۴۳ مثل یک اطلاعیه فنی وزارت جنگ اعلام شد و توسط همه نیروهای مسلح پذیرفته شد. این طبقه­بندی بسیار تحت تأثیر اختلالات رفتاری سربازان بود. مقارن با آن سازمان بهداشت جهانی ششمین چاپ ICD را منتشر کرد که برای اولین بار در آن اختلالات روانی گنجانده شده بود. ICD-6 بسیار تحت تأثیر شدید مجموعه اصطلاحات اداره سربازان قرار داشت و شامل ۱۰ طبقه برای روان­پریشی­ها، ۹ طبقه برای روان­رنجوری­ها و ۷ طبقه برای اختلال‌های منش، رفتار و هوش بود. کمیته اطلاعات و آمار انجمن روان­پزشکی آمریکا، نسخه متفاوتی از ICD-6 را به عنوان اولین چاپ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-I) در سال ۱۹۵۲ منتشر کرد.

· DSM-I

این راهنما واژه­نامه­ای داشت که طبقات تشخیصی در آن توصیف شده و نخستین راهنمای رسمی اختلالات روانی بود و بر کاربرد بالینی تأکید داشت. از خصوصیات اولیه DSM می­توان به کاربرد اصطلاح واکنش (Reaction) در سراسر آن تحت تأثیر نفوذ دیدگاه روانی- زیستی آدلف مایر نام برد که اختلالات روانی را واکنش شخصیت به عوامل روانی اجتماعی و زیستی قلمداد می­کرد. این طبقه­بندی ۱۳۰ صفحه داشت و در آن ۱۰۶ ناهنجاری فکری و ذهنی فهرست شده بود.

· DSM-II

اولین اصلاح DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) در سال ۱۹۶۸ صورت گرفت که در آن ۱۸۲ ناهنجاری در ۱۳۴ صفحه فهرست شده بود ولی هنوز کاملاً شبیه DSM-I بود. ویژگی دومین نسخه DSM این بود که اصطلاح واکنش (Reaction) حذف شده بود ولی اصطلاح روان­رنجوری neurosis)) کماکان حفظ شد. در این ویرایش توصیف نشانه­های بیماری کامل نبود و اکثر بیماری­ها را واکنشی به تعارض­های درونی یا استفاده از مکانیسم­های ناسازگارانه انطباقی برای مشکلات زندگی تلقی می­کردند. در این نسخه بیماری­ها در دو گروه بزرگ نوروز و سایکوز قرار می­گرفتند به گونه­ای که برای مثال بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب کماکان در ارتباط با واقعیات بودند ولی بیماران دچار توهم و هذیان ارتباطشان با واقعیت­ها قطع شده بود. همچنین به دنبال بحث و جدل‌ها بین سال‌های ۱۹۷۰ تا سال ۱۹۷۳ و همچنین ظهور مفروضات جدید از طرف محققانی نظیر آلفردوکینزی و اولین هوکر، در تجدید چاپ هفتم DSM-II در سال ۱۹۷۴ همجنس­گرایی دیگر یک بیماری درنظر گرفته نشد و به جای آن اصطلاح “اختلال جهت­گیری جنسی” گنجانده شد.

· DSM-III

طرح اولیه DSM-III در یک سال آماده شد و طبقه­بندی جدیدی از اختلالات معرفی گردید. DSM-IIIتعدادی از ابداعات مهم روش­شناسی را، شامل معیارهای تشخیصی صریح، سیستم چندمحوری و رویکرد توصیفی را که تلاش می­کرد با احترام به نظریه­های سبب­شناسی جهت­گیری نداشته باشد، معرفی کرد. این تلاش با کار گسترده تجربی بر روی ساختار و اعتبار معیارهای تشخیصی صریح و توسعه مصاحبه نیمه ساختاریافته تسهیل شده بود. از جمله مباحثی که در این طبقه­بندی مطرح شد بحث درباره حذف مفهوم روان­رنجوری در روان­درمانی و تئوری روان­کاوی بود. اما از آن­جا که این بحث مبهم و غیرعلمی بود توسط گروه مسئولِ اصلاح با تضادهایی روبه­رو شد. این نسخه از DSM شامل ۴۹۴ صفحه و ۲۶۵ مقوله تشخیص بیماری بود که سرانجام در سال ۱۹۸۰ منتشر شد.

· DSMIII-R

نسخه DSMIII-R در سال ۱۹۸۷ منتشر شد . با تجدید نظر ِDSM-III زیر نظر Robert Spitzer، اسامی طبقه­بندی­ها تغییر یافت و تغییرات مهمی در معیارها ایجاد شد، بعضی از مقوله‌ها حذف گردید در حالی­که بعضی دیگر اضافه شدند. بعضی از تشخیص‌های بحث برانگیز نظیر ناهنجاری ملال پیش از قاعدگی و اختلال شخصیت آزارطلب مورد بررسی مجدد قرار گرفته و رد شدند. این راهنما شامل ۲۹۲ اختلال بود و ۵۶۷ صفحه داشت.

· DSM-IV

چند سال بعد، در سال ۱۹۹۴، با تجدیدنظری عظیم در DSMIII-R ، DSM-IV، انتشار یافت. انتشار این نسخه نقطه اوج ۶ سال تلاش بیش از ۱۰۰۰ نفر و تعداد زیادی از سازمان­های حرفه­ای بود.کارگروه­های درگیر در این کار هر کدام از یک فرایند سه مرحله­ای پیروی کردند. اول، هر گروه مطالعه­ای گسترده در حیطه تشخیصی خود انجام می­داد. سپس از محققین درخواست اطلاعات می­کردند. در مرحله دوم، تجزیه و تحلیل صورت می­گرفت و معیارهایی که نیاز به تغییر داشتند مشخص می­شد و در نهایت در مرحله سوم با اجرای چند مطالعه میدانی بزرگ به بررسی ارتباط فعالیت­های بالینی و تشخیص بیماری­های روانی می­پرداختند. از جمله تغییرات مهم این ویرایش نسبت به ویرایش­های قبلی گنجاندن معیار این­که “علایم موجب پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجهی در مسایل اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزه­های عملکردی فرد شود” می­باشد. در این نسخه ۲۹۷ ناهنجاری در ۸۸۶ صفحه لیست شده بود.

· DSM- IV-TR

تجدید نظر درDSM-IV در سال ۲۰۰۰ انجام شد که در این تجدیدنظر اکثریت معیارهای خاصِ تشخیص بیماری­ها تغییر نکردند.

نیاز به تجدید نظر در DSM- IV-TR

از زمانی که DSM-I انتشار یافته این راهنما به طور دوره­ای تجدید نظر می­شود. باتوجه به پیشرفت­های وسیع علمی در طی دو دهه گذشته محققان به اطلاعات ارزش­مندی درباره شیوع اختلالات روانی، چگونگی فعالیت مغز، فیزیولوژی مغز و تأثیرات ژن و محیط بر رفتار و سلامت افراد رسیده­اند که نحوه مواجهه ما را با اختلالات روانی، شدیداً دگرگون کرده است، از طرفی دیگر DSM-IV محدودیت­هایی هم دارد که بر لزوم انتشار نسخه جدیدی از DSM تأکید می­کند. از این جهت بود که نیاز به تجدید نظری عظیم در DSM IV احساس شد.

در سال، ۱۹۹۹ کنفرانس طرح­ریزی تحقیق در باب DSM-5 توسط انجمن روان­پزشکی آمریکا و موسسه ملی سلامت روان آمریکا تشکیل گردید تا اولویت­های پژوهشی برای ویرایش پنجم DSM را مورد بررسی قرار دهد. سپس شش کارگروه برای تمرکز بر مباحث متفاوت DSM-5 تشکیل شد که حیطه­های کاری آن­ها شامل اصطلاحات تشخیصی، ژنتیک و علوم اعصاب، موضوعات تحولی و تشخیص، شخصیت و اختلالات ارتباطی، اختلالات روانی و ناتوانی و موضوعات بین فرهنگی بود. همچنین در سال ۲۰۰۴، سه کارگروه در ارتباط با موضوعات مربوط به جنسیت، تشخیص در سنین سالمندی و اختلالات روانی در نوزادان و کودکان خردسال به این کارگروه­ها افزوده شدند. در سال ۲۰۰۷، انجمن روان­پزشکی آمریکا کمیته­ای را برای نظارت بر شکل­گیری DSM-5 تشکیل داد که شامل ۲۷ عضو بود. دانشمندانی که بر روی DSM-5 تحقیق می­کنند شامل متخصصین و صاحب­نظران حوزه­های متعددی چون تحقیقات روان­پزشکی، کاربالینی، زیست شناسی، ژنتیک، آمار، شیوع شناسی، بهداشت عمومی می­باشند.

براساس موارد مذکور تغییرات عمده­ای در DSM-5 در مقایسه با نسخه­های قبلی DSM ایجاد شده است که از بارز ترین موارد آن می­توان به تغییر اعداد لاتین اشاره کرد. کارگروه لزوم این تغییر را با توجه به پیشرفت تکنولوژی و گستره وسیع انتقال اطلاعات از طریق شبکه اینترنت در سطح جهان و محدودیتی که اعداد لاتین در این روند ایجاد می­کنند با اهمیت دانسته و خاطر نشان کرده است، تغییرات بعدی پس از چاپ نسخه پنجم DSM به صورت DSM-5.1 و DSM-5.2 و غیره نشان داده خواهد شد. روند کنونی تجدیدنظر در DSM به وسیله ۴ اصل هدایت می­شود:

۱. بیشترین اولویت با سودمندی بالینی است؛ به این معنی که تغییرات باید هم برای درمان­گر در هر دو حوزه تشخیص و درمان و هم برای بیماران تحت درمان مفید باشد.

۲. تمامی پیشنهادهای مطرح شده باید براساس شواهد پژوهشی باشند.

۳. DSM باید پیوستگی و استمرار خود را با ویرایش­های قبلی حفظ کند.

۴. محدودیت­های DSM- IV نباید در DSM-5 تکرار شوند.

دانلود راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی

Download

 

مطالب مرتبط با راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی

اختلالات روانی بر اساس کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)

bookh ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *