كانون كنترل یا منبع کنترل چیست ؟ Locus of control
كانون كنترل Locus of control
یك جنبه مهم در نظریه راتر، موضوع كانون كنترل یا منبع كنترل تقویتهاست. اصطلاح كانون كنترل، علل پیامدها ی رفتاری را بر می گیرد. موجود آدمی یا از نظر درون جویی[1] خود را مسئول رفتارهایش می داند، یا از جهت برون جویی[2] دیگران، بخت و اقبال یا اوضاع و احوال را فراتر از توان و اختیار خویش می شناسد. شخص درون جو (دارای منبع كنترل درونی) به سبب شكستها و ناكامیهایش خود را سرزنش می كند و از پیروزیها و كامیابیهایش احساس خوشی و شادی می كند، اما شخص برون جو (دارای منبع كنترل بیرونی) به لغزشها و خطاهایش نمی اندیشد و خود را مسئول پیروزیهاش نمی شناسد.
مفهوم كانون كنترل، در سراسر تاریخ به شكلهای فراوانی پدیدار گشته است. تراژدیهای یونان باستان آكنده از اندیشه های در ماندگی انسان در برابر سرنوشت خدایان است.
در نمایشنامه های خود هم به سرنوشت و فلسفه جبری (عاشقان بد شانس) وهم به آزادی اراده (دروغ در بخت ما نیست، بلكه در خود ماست) توجه داشته است (اقوام و منبع كنترل). گروههایی از انسانها به پیروی از ارباب انواع و با توسل به ماه و خورشید و ستارگان و حتی عوامل طبیعی مانند درختان، كوهها و مردگان و ارواح گذشتگان و قربانی كردن گوسفندان به گشودن گره های بسته خود می پرداختند. حافظ نیز یكی از آن كسانی است كه مو كانون كنترل را بیرون از خواست و اراده یا وجود خود می داند و معتقد است:
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم اینهم از روز ازل حاصل فرجام افتاد
فلاسفه مفهوم منبع كنترل جبر و اختیار، جامعه شناسان به صورت خود مختاری در برابر از خود بیگانگی Alienation و روان شناسان به صورت رفتار گرایی در برابر ذهن گرایی مطرح ساخته اند. (پارسا- 1379)
با وجود این آغاز مفهوم كانون كنترل به عنوان یك سازه روان شناختی كه برای تبیین شخصیت به كار می رود به شكلی رسمی به دو دهه گذشته بر می گرددد. این مفهوم اولین بار در 1954 از سوی راتر مطرح گردید و از آن پس به گونه ای فزاینده در زمینه های نظری و عملی روان شناسی، به ویژه شخصیت به كار رفته است. منظور از كانون كنترل بیان این واقعیت است كه وقتی شخص وارد موقعیتی می شود دارای یك دسته انتظارات معینی است كه به رفتار او شكل می دهند. به اعتقاد راتر احتمال یك رفتار خاص به طور مشخص و بر حسب قانون با انتظارهای شخص در مورد نتایج آن رفتار تغییر می كند. فرمولی را كه راتر در این باره مطرح ساخته به این قرار است:
PB=F(E) + r.v.
در این فرمول PB احتمال رفتار، F(E) تابعی از انتظار و r.v. بیانگر ارزش تقویتی است. بر اساس این فرمول احتمال تكرار یك رفتار معین هنگامی افزایش می یابد كه تجربه های كنونی و گذشته دارای نتایج پاداش دهنده ای باشند، اما اگر پاداش دهنده نباشد به خاموشی می گرایند. در بررسیهایی كه پژوهشگران درباره فرمول PB=F(E)+ r.v. انجام دادند چنین نتیجه گرفتند كه نقش كانون كنترل معلول دو اختلاف نظر است. نخستین اختلاف نظر این است كه دگرگونیهای پیش بینی شده در احتمال وقوع رفتار فقط زمانی رخ می دهند كه شخص عملاً پی به نتایج رفتار خود برده باشد. اگر پیامد ادراك شده محصول بخت و اتفاق یا نفوذ دیگران باشد، در این صورت مسلم است كه رفتار خود فرد در آن نقشی ندارد. (پارسا-1379) برای نمونه در آزمایشی فرس[3] (1957) تأثیر توانایی و شانس را مورد بررسی قرار داد. وی فرض كرد موفقیت و شكست آزمودنیها در یك موقعیت آزمایشی سبب می شود كه آنها پس از موفقیت، برای موفقیت در آزمایش بعدی احتمال بسیار قائل شوند و بر عكس، پس از شكست، احتمال كمی برای موفقیت بعدی در نظر بگیرند. افزون بر این، در شرایط آزمایش تصادفی انتظار موفقیت آزمودنی پس از موفقیت رو به كاهش می رود؛ زیرا آزمودنی به این مسأله اعتقاد می یابدكه ممكن است جهت شانس تغییر پیدا كند.
سپس فرس برای آزمودن فرضیه خویش، آزمودنیها را به دو گروه تقسیم كرد. گروهی را در شرایط آزمایش مبتنی بر توانایی قرار دادو گروه دیگر را در شرایط آزمایش تصادفی. آزمودنیهای گروه اول نسبت به گروه دوم پس از هر موفقیت تلاش بیشتری برای كسب موفقیت بعدی به عمل آوردند. در گروه دوم، آزمودنیهابیشتر گرایش داشتند كه حوادث كاملاً مستقل را حوادثی وابسته تلقی كنند به همین دلیل بر این باور بودند كه پس از شكست، موفق می شوند و بر عكس؛ بدین ترتیب فرضیه ها تأیید شد (خدا پناهی 1382 ص 149). با توجه به این آزمایش فرس نتیجه گرفت كه اگر مهارت و تجربه، بخت واتفاق تعیین كننده نتیجه رفتار باشند دگرگونیها در انتظارات پس از موفقیت و شكست بیشتر خواهند بود. كاربرد آموزشی این برداشت آن است كه شاگرد بر اساس نتایج مبتنی بر پاداش یا نبودن پاداش رفتار خود را تغییر نمی دهند، مگر آنكه بر او ثابت شود كه پیامدهای رفتارش مستقیماً خود او بستگی دارند. اگر شاگرد اعتقاد پیدا كند كه پاداش و تنبیه معلم هیچگونه تأثیری در رفتار او ندارد، در این صورت به احتمال زیاد تغییر در جهت اصلاح رفتار او به وجود نخواهد آمد.
دومین اختلاف نظر به بازنگری گسترده ای مربوط می شود كه به وسیله راتر (1966) انجام گرفت. در بعضی امور، آنجا كه علت پیامدها نا مشخص می نمود رفتار بعضی افراد تابع فرمول انتظار در بالا بود، در صورتی كه رفتار برخی دیگر چنین نبود. گروه اخیر علت را به بخت واقبال، سرنوشت یا افراد قدرتمند نسبت می دادند، در صورتی كه گروه نخست غالباً خود را سر چشمه علتهامی دانستند. به طور كلی كاربرد آموزشی در باره شاگردانی كه تأثیر یا عدم تأثیر تقویت را در پیشرفت امور تحصیل نمی پذیرند، اگر معلم همه كوششهای خود را در ایجاد رابطه میان كار و فعالیت و پاداش یا تقویت به كار برد به نتیجه كارسازی دست نمی یابد در این صورت است كه دگرگونیهای پیش بینی شده قانونمند رخ نخواهد داد.
ویژگیهای كانون كنترل بیرونی ودرونی :
افراد كه دارای كانون كنترل درونی هستند معتقدند با تلاشهایشان می توانند امور را تغییر دهند، بر رفتار خود بیشتر مسلط هستند، از نظر اجتماعی و سیاسی بیشتر فعالیت دارند، سعی می كنند رفتار دیگران را تحت تأثیر قرار دهند و به پیشرفت، خود شكوفایی و نیل به هدفهای خود نیاز شدیدی نشان می دهند. كسانی كه منبع كنترل درونی دارند، معمولاً جسورند. آنها احساس می كنند كه در مقابل پاداشها و تنبیه های زندگی اثر گذارند نه منفعل و ناتوان. این افراد در مقابل استرسهای وارده تحمل بیشتری نشان می دهند. برعكس افراد درونی، افرادی كه دارای كانون كنترل بیرونی هستند هر كه كاری كه انجام دهد چندان فرقی نخواهد كرد، خود را به مهره های شطرنج تشبیه می كنند كه سرنوشت، شانس یا قدرت دیگران آنها را جابجا می كنند. كسان كه منبع كنترل بیرونی دارند، ترجیح می دهند زیر نظر مدیران مقرراتی و مقتدر كار كنند. به راحتی تحت تأثیر قرار می گیرند. (گنجی –1381)
بررسی های مختلف نشان داده اند كه افراد بیرونی بر خلاف درونیها مضطرب تر، پرخاشجوتر، خشك اندیش و جزمی تر و بد گمان تر از دیگران هستند و از اعتماد به نفس وبینش كمتری برخوردارند.
تحقیقات چانس[4] (1965) نشان دهنده این واقعیت است كه اگر والدین بخصوص مادر، رفتار های استقلال طلبانه كودك را مورد تشویق قرار دهد، كودك دارای منبع كنترل درون خواهد شد. افزون بر این اگر والدین خود دارای منبع كنترل درونی باشند و از فرزند خود مراقبت كنند، مهربان باشند و نسبت به رفتارهای فرزند خود پذیرش بیشتری داشته باشند، فرزندی را پرورش خواهند داد كه منبع كنترل درونی دارد.
مطالعات دیگردر زمینه كانون كنترل بیان كنند. این امر است كه در خانواده های گسترده، فرزند آخر در مقایسه با خواهران و برادران خود بیشتر كانون كنترل درونی دارد چرا كه در چنین موقعیتی همه اعضای خانواده، رفتارهای كودك را تقویت یا سركوب می كنند، به عبارت دیگر كودك در مقابل رفتارهای خود باز خوردهایی از طرف همه اعضای خانواده دریافت می دارد به همین دلیل دارای كنترل درونی می گردد.
در كل تحقیقات این واقعیت را نشان می دهد كه شگل گیری منبع كنترل به رفتار های والدین و اعضای خانواده و دوستان و معلمان و رویدادهایی كه افراد با آن مواجه می شوند. چگونگی برخورد با آنها بستگی دارد. (دانش و پژوهش در روانشناسی- شماره 18- ص 71)
یكی از جنبه های جالب بیرونیها و درونیها این است كه منبع كنترل آنها، بر حسب برخی شرایط، نوسان پیدا می كند. فرض كنید از شما می خواهند كاری انجام دهید كه خیلی برایتان آشنا نیست. مثلاً، ساختن كلمات. بدین صورت كه فهرستی ازحروف به هم ریخته مثل «ا ب ا ز ر» را در اختیار شما می گذارند و می خواهند كه آنها را طوری كنار هم بگذارید كه كلمات با معنی ساخته شود. وقتی كارتان به پایان می رسد، به شما می گویند كه نمره بسیار خوبی به دست آورده اید. نمره خود را چگونه تفسیر می كنید؟ افراد درونی، عزت نفس بالایی دارند، بدون تردید جملاتی شبیه این می گویند: «جای تعجب ندارد، من آدم با هوشی هستم و استفاده از كلمات را خوب می دانم» یا «خوب تا می توانستم تلاش كردم و بهترین پاسخها را فراهم آوردم». بیرونیها، بر عكس، احتمالاً چنین خواهند گفت: «احتمالاً این كار آسان است» یا «من آدم خوش شانسی هستم». معمولاً بیرونیها نمی توانند بپذیرند كه لیلقت موفقیتهای خود را دارند. بر عكس، آنها می توانند خود را، به علت شكستهایی كه مرتكب می شوند، سرزنش كنند. اگر به آنها بگویند كه كار را خوب انجام نداده اند، بدون تردید چنین پاسخ خواهند داد: «خوب، در این نوع كارها توانایی خوبی ندارم.» اما درونیها، برعكس، وقتی شكست می خورند، مبع كنترل خود را به طور استثنایی تغییر شكل می دهند. بنابراین، یك فرد درونی، در مقابل كسی كه به او بگوید كار را خوب انجام نداده است، احتمالاً چنین پاسخ خواهد داد: «خوب، این كار برای همه مشكل است» یا «شما به اندازه كافی وقت ندادید، یا از اول نگفتید كه وقت خیلی محدود است». بنابراین، درونیها تمایل دارند تسلط خود را حفظ كنند، زیرا معتقدند كه باید منبع رویدادهای شادی باشند كه برای آنها اتفاق می افتد، درحالی كه بیرونیها، همیشه در دریایی از دلسردیها غوطه می خورند و معتقدند كه نمی توانند هیچ رویداد شادی آوری ایجاد كنند.
پیامد جالب دیگر متغیر منبع كنترل، به راهبردهای تصمیم گیری مربوط می شوند. برای روشنتر شدن مطلب، دانشجویی را در نظر می گیریم كه در یكی از روستاهای ایران بزرگ شده، دیپلم گرفته و حالا در یكی از دانشگاههای تهران قبول شده است. خوشحال، روراست و بسیار علاقه مند است كه هر چه زودتر با فرهنگ تهران و تهرانی آشنا شود. پیش یكی از دانشجویان تهرانی می رود، پس از اسلام و معرفی خود، از او می پرسد كه نظرش در باره شخصیت رئیس جمهور چیست. پاسخی نمی شود. از دو نفر دیگر نیز می پرسد باز با ناكامی روبرو می شود. اگر این دانشجو درونی باشد، بدون تردید رفتار دانشجویان تهرانی را در نظر خواهد گرفت و شیوه خود را عوض خواهد كرد. او متوجه خواهد شد كه شیوه به كار رفته با شكست روبرو شده است و باید شیوه دیگری پیش بگیرد؛ اما اگر دانشجویی مورد بحث ما بیرونی باشد، احتمالاً پیش نفر چهارم نیز خواهد رفت و از او خواهد پرسید: «نظر شما درباره شخصیت رئیس جمهور چیست؟»
درونیها تمایل دارند راهبردهای خوب را نگهدارند و راهبردهایی را با شكست روبرو می شوند كنار بگذارند. بر عكس، بیرونیها با این خطر روبرو هستند كه پس از موفقیت روش خود را تغییر دهند و روشی را نگهدارند كه شكست خورده است. درست مثل این است كه آنها به خود می گویند: «خوب، این روش، این بار موفقیت آمیز نبوده است، احتمالاً دفعه بعد موفقیت آمیز خواهد بود». می گویند كه بیرونیها از خطای ادراكی شرط بندی رنج می برند، بدین ترتیب كه اگر ده بار متوالی یك سكه را به هوا بیندازد و هر ده بار هم طرف شیر رو كند، بار یازدهم خواهند گفت كه طرف خط رو خواهد كرد. افراد تیپ درونی از خود خواهند پرسید كه نكند هر دو طرف سكه شیر باشد.
تیپهای درونی و بیرونی، این ویژگیهای متمایز را نیز، مثل سایر ویژگیهای شخصیت، در طول رشد خود یاد می گیرند. تغییر دادن رفتاری كه در طول عمر آموخته شده همیشه كار دشواری است. بنابراین، اگر نتیجه شما در مقیاس درونی بودن متوسط و در دو مقیاس دیگر بالا باشد، برای تغییر دادن آنها تلاش زیادی لازم خواهد شد، اما اگر بخواهید می توانید! شانس یا قدرت كسانی كه می خواهند شما را تحت كنترل خود داشته باشند در آن هیچ نقشی نخواهد داشت. اگر خودتان را گول می زنید كه نمی توانید در موقعیت خود هیچ تغییری به وجود آورید، كمی درنگ كنید و به افرادی بیندیشید كه با شرایطی شبیه شرایط شما روبرو بوده اند وبر اثر تلاشهای خود توانسته اند آنها را تغییر دهند. به راهبردها و فنون خاصی كه شخصاً می توانید به كار ببرید بیندیشید. به دفعاتی فكر كنید كه تلاشهای شما موفقیت آمیز بوده است و اغلب این موقعیتها را یادآوری كنید. در واقع، اگر برخی چیزها كلاً خارج از كنترل ماست، در مقابل، اعتقاد به این كه تلاشهای ما می توانند بارور باشند، می تواند راه را برای یك زندگی شاد، سالم و توأم با خوشبختی باز كند.
سنجش و اندازه گیری كانون كنترل :
راتر در 1966 پرسشنامه ای تنظیم كرد تا حدود و میزان موفقیتی را كه شخص به خود یا به عوامل دیگر نسبت میدهد تعیین كند. این پرسشنامه كه به مقیاس كنترل بیرونی و درونی[5] (I-E scale) معروف است. 29 عبارت را در بر می گیرد كه هر كدام از دو عبارت و نقطه نظر مختلف (یكی بیرونی و یكی درونی) تشكیل یافته تا آزمودنی بتواند به عبارتی كه مطلوب اوست پاسخ لازم را بدهد. برای هرگزینه ای كه پیشرفت را به عوامل بیرونی نسبت می دهد یك نمره می دهد. این مقیاس دارای شش جفت عبارتهای جنبی است كه به آنها نمره داده نمی شود. بنابراین، حدود نمره ها از صفر تا 23 خواهد بود.
در تجزیه وتحلیل طرح راتر (1966) ك از 1000 دانش آموز دوره دبیرستانی انجام گرفت مشاهده گردید كه همه مواد پرسشنامه با یك عامل كلی همبستگی دارد و این عامل تعمیم یافته به 53% از كل درجه اختلاف می رسد. یكی دیگر از پرسشنامه های معروف برای سنجش كانون كنترل، آزمون منبع كنترل نوویكی، استریكلند[6] است.
نوویكی و استریكلند در سال (1969) كاری را آغاز كردند كه منجر به انتشار كنترل درونی – بیرونی كودكان نوویكی. استریكلند (CNSIES) (1973) شد. پس از ساخت موفقیت آمیز این آزمون و كسب اعتبار سازه رضایت بخش برای آن (6/0) نیاز به چنین مقیاسی برای بزرگسالان نیز مشاهده شد. مقیاس كنترل درونی – بیرونی كودكان با چند تغییر جزئی و منطقی به صورت مقیاس كنترل درونی – بیرونی بزرگسالان نوویكی و استریكلند (1974) تبدیل و به كار گرفته شد.
مقیاس كانون كنترل نوویكی، استریكلند (1973) بر اساس نظریه راتر را نوویكی و استریكلند به منظور مشخص كردن منبع افراد، ساختند. این مقیاس دارای 40 پرسش است كه با تعیین پاسخ «بلی» یا «خیر» برای هر یك به طور عینی نمره گذاری آنها نشان دادند كه این مقیاس از لحاظ روش شناختی، نمرات قابل اعتماد و دقیقی را از منبع كنترل افراد در سنین مختلف به دست می دهد و از ویژگیهای دیگر آن اینكه نمره ها با افزایش سن درونی تر می شوند، همچنین نمرات با پذیرش اجتماعی، مقام و منزلت و طبقه بندی اجتماعی و نیز هوش ارتباط ندارد.
پژوهش های متعدد نشان دهنده این موضوع است كه نمره های مقیاس كنترل درونی – بیرونی بزرگسالان از مطلوبیت اجتماعی (دوك و نوویكی 1974، نمك 1974، كوئین 1974، هرمن 1976) مبرا بوده و جنسیت نیز هیچ گونه تأثیری در نمره های حاصل از این مقیاس ندارد (دیكسون و بقیه 1976). (نوویكی و دوك 1974)، (سرمد، لطفی كاشانی، وزیری، 1990).
نوویكی و دوك (1974) با اجرای هر دو مقیاس (كنترل درونی – بیرونی بزرگسالان و مقیاس راتر) روی بزرگسالان و دانشجویان، همبستگی نسبتاً قوی (01/0 p <، 47= d.f)، (68/0 = r و 01/0 < p)، (37 = d.f و 48/0 = r) را نشان داده اند.
(نمك 1674) نیز دو مقیاس را برای پژوهش خود به كار برده و همبستگی معنی داری را به دست آورده است. علاوه بر این همبستگی های مهمی هم ریمانیس (74/1)، جونز (1976) و (دیكسون و بقیه، 1976) گزارش داده اند. «لیندبلوم و فاو» (1983) نیز همبستگی (44/0 = r و 01/0 < p) میان مقیاس درونی – بیرونی بزرگسالان و مقیاس درونی – بیرونی راتر را به دست آورده اند كه عموماً نشان دهنده اعتبار بالای این مقیاس می باشد.
نوویكی و استریكلند (1973) ثبات درونی مقیاس را رضایت بخش توصیف كرده به عدم رابطه معنادار بین نمره های منبع كنترل (كانون كنترل) با محبوبیت اجتماعی دست یافته اند.
آنان نشان دادند كه بین نمره های منبع كنترل و نمره های آزمون پیشرفت تحصیلی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. به منظور بررسی اعتبار سازه مقیاس نوویكی و استریكلند (1973) رابطه نمره های مقیاس و نمرات حاصل از دیگر مقیاس های منبع كنترل را مورد مطالعه قرار داده اند و به همبستگی معناداری بین مقیاس نوویكی، استریكلند با مقیاس منبع كنترل ویژه موقعیتهای تحصیلی (كراندال و همكاران، 1965) و مقیاس (بایلر، 1961) و مقیاس راتر (1966) دست یاقته اند.
قابلیت اعتماد مقیاس كنترل درونی – بیرونی فرم یابی شده بر روی 591 دانشجوی دختر و پسر كه زهره سرمد، فرح لطفی كاشانی و شهرام وزیری در سال 1369 برابر 66/0 برآورد كرده اند. همچنین در هنجاریابی مقدماتی این آزمون را به سال 1357 مقادیر 82/0 برای اعتبار و 79/0 برای پایایی گزارش كردهاند.
قابلیت اعتماد مقیاس نوویكی – استریكلند هنجاریابی شده بر 882 دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی شهر تهران به روشهای بازآزمایی با فاصله یك ماه و كودر- ریچاردسون به ترتیب برابر با 56/0 و 655/0 برآورد شد. اعتبار آن به روش ملاكی همزمان همبسته كردن نمرات مقیاس با نمرات مقیاس منبع كنترل راتر مورد بررسی و ضریب آن 62/0 برآورد گردید. آزمون منبع كنترل درونی – بیرونی نوویكی – استریكلند برای طبقه بندی كردن نمرات سه سطح را در نظر می گیرد:
- ضعیف: این اشخاص تمایل دارند، كنترل خود را بر عهده داشته باشند، آنها خود را مسؤول موفقیتها یا شكستهای خود می دانند، تقریباً افراد بین (8-0) نمره می آورند.
- متوسط: این اشخاص خود را تا اندازه ای مسؤول اعمال خود می دانند و تصور می كنند كه بر كار تسلط دارند، اما نه در همه موارد زندگی، اكثر افراد بین 9 تا 16 نمره می آورند.
- قوی: برای این افراد، زندگی بیشتر نوعی بازی شانس است، به نظر آنها موفقیت بیشتر به شانس یا لطف دیگران بستگی دارد. تقریباً 15% اشخاص بین 17 تا 40 نمره می آورند.
پرسش نامه دیگری كه در زمینه كانون كنترل استفاده می شود، پرسشنامه منبع كنترل درونی، شانس و افراد مسلط «حنا لوینسون[7]» است. این پرسشنامه دارای 24 پرسش می باشد. هرسوال به یك نظر رایج مربوط می شود. پاسخ خوب یابد، صحیح یا غلط وجود ندارد. بلكه آزمودنی باید درجه موافقت یا مخالفت خود را با هر عبارت مشخص كند. (خیلی =1 تا اندازه ای مخالف =2، كمی مخالف =3، كمی موافق =4 تا اندازه ای موافق =5، خیلی موافق =6). این پرسشنامه سه ویژگی را مورد ارزیابی قرار می گیرد: درونی بودن، شانس و افراد مسلط. منظور این است كه آیا سرنوشت ما در دست خود ماست، به شانس بستگی داردیا افراد قدرتمند و مسلط آن را رقم می زنند؟
به صورتی كه هنجارهای مربوط به این آزمون نشان می دهد، مردان و زنان در مورد اعتقاد به اثر تلاشهای شخصی برسرنوشت خود، خیلی به یكدیگر شباهت دارند، اما در مورد تمایل به قبول اثر قدرت دیگران و شانس بر زندگی شخصی، مردان بیشتر از زنان نمره می آورند.
پرسشنامه لوینسون، در واقع، تجدید نظر و تكمیل شده مقیاس راتر است، مقیاس لوینسون به مقیاس كانون كنترل راتر شباهت دارد، مگر اینكه بیرونیها را به دو گروه فرعی (شانس وافراد مسلط) تقسیم می كند. (گنجی –1381)
[1] – Internality
[2] – externality
[3] – phares,E.J.
[4] – chance
[5] – internal, external control scale
[6] – nowicki & strickland
[7] – Hanna Levenson
كانون كنترل
