درمان آدلری : کارگاه آموزشی رواندرمانی با رویکرد آلفرد آدلر
درمان آدلری : کارگاه آموزشی رواندرمانی با رویکرد آلفرد آدلر
مشخصات فایل :
فرمت : m4a
لینک دانلود درمان آدلری ⇓⇓
دانلود
بر اساس مکتب روانشناسی آدلر٬ فرایند روان درمانی عبارت است از ایجاد رابطه حسنه و حفظ آن در طول درمان٬ برملا کردن هدفهای بیمار و شیوه زندگی او و چگونگی تأثیر هدفها بر شیوه زندگی٬ ایجاد بصیرت از طریق تعبیر و تفسیرهای ضروری و بالاخره بازآموزی و دادن جهت گیری مجدد به مراجع.
پیروان آدلراز تکنیکهای عملی زیادی نظیر نقش بازی کردن٬ صحبت کردن با یک صندلی خالی٬پشت سر نشینی و غیره استفاده می کنند تا به مراجع کمک کنند که جهت خود را مجدداْ پیدا کند.
درمان آدلری را می توان در موارد زیادی بکار بست و در مسائل کلنیکی٬ امور تربیتی و اجتماعی و روانپزشکی بکار برد آدلریستها حتی بیماران پسیکوتیک را هم کراراْ معالجه کرده اند.
مراحل رواندرمانی به شیوه ادلر عبارتند از: برقراری رابطه و حفظ آن، بررسی دقیق هدفها و شیوه زندگی و ارائه فرضیات روانی، ارائه تعابیر و تفاسیر ضروری كه موجب بینش میشوند، طرح برنامههای آموزشی و اصلاحی و پیشنهاد راه حلهای گوناگون هر كدام از مراحل فوق در زیر توضیح داده میشود.
برقراری و حفظ رابطه: برقراری رابطه و پذیرش مراجع ركن اساسی درمان محسوب میشود. بدین منظور درمانگر بحث جلسه رواندرمانی را با مطالبی كه مورد توجه و خواست مراجع است و با تذكر اهداف رواندرمانی و نقشهای درمانگر و مراجع آغاز میكند. درمانگر و مراجع همچون دو دست و با تكیه بر همكاری و احترام متقابل روبروی یكدیگر مینشینند و گفتگوی هدفداری را آغاز میكنند. در طول جلسه رواندرمانی، درمانگر میكوشد مراجع را متقاعد سازد كه انسان خلاق و مسئولی است و میتواند مشكلاتی را كه از اشتباهات اساسی و یادگیریهای نادرست نشأت گرفتهاند، حل كند.
بررسی هدفها و شیوه زندگی و ارائه فرضیات روانی: آگاهاندن مراجع از اهداف و شیوه زندگی و آمادهسازی او برای تغییر، بخش مهمی از رواندرمانی به شیوه ادلر محسوب میشود. درمانگر با طرح فرضیاتی درباره اهداف و شیوه زندگی مراجع، آگاهی او را در زمینههای متعدد افزایش میدهد. به عنوان نمونه، درمانگر با طرح فرضیه« آیا امكان دارد كه شما در این زمینه » و یا « تصور میكنم كه شما » مراجع را به تفكر بیشتر درباره رفتارش تشویق میكند. تأیید و یا تكذیب فرضیهها بر عهده مراجع است و دخالت درمانگر در آن كار نامطلوبی به حساب میآید. فرضیهها بر عهده مراجع است ودخالت درمانگر در آن كار نامطلوبی به حساب میآید.
تعبیر و تفسیر: در این مرحله درمانگر مراجع را از علل رفتارش میآگاهاند و موجب میشود كه وی از نقاط قوت و ضعف خود اطلاع یابد و به كسب بینشی كه لازمه تغییر در انگیزهها و اهداف است نایل آید. از طریق كسب بینش مراجع از اهداف شیوه زندگی، علت وماهیت مشكل، اشتباهات اساسی، و چگونگی تأثیر هر كدام در رفتار كنونی خودآگاه میشود. بینش كه موجب درك مشكل و چگونگی رفتار میشود در حل مشكل فرد بسیار موثر است، بررسی تحلیلی رفتار و گفتار مراجع از جلسات اولیه رواندرمانی آغاز میشود و درمانگر به نحوه ورود مراجع به اطاق، وضع ظاهری او، و محل و چگونگی نشستن ( خصوصاً در خانواده درمانی) توجه میكند و در طول جلسه در جستجوی نشانههائی است كه براساس آنها بتواند موضوعات مختلف را عمیقتر مورد تجزیه و تحلیل و تعبیر و تفسیر قرار دهد. در جریان تعبیر و تفسیر تاكید بر هدف است ونه بر علت و بر تحرك و عمل است نه بر توصیف و تشریح. در این حالت درمانگر همچون آینهای عمل میكند كه مراجع میتواند خود و رفتارش را در او بنگرد. درمانگر گاهگاهی بنا به اقتضاء به گذشتهها نیز اشاره دارد و این تنها بدان سبب است كه پیوستگی و تداوم رفتار را به مراجع نشان دهد.
طرح برنامههای آموزشی و ارائه راه حلهای پیشنهادی: مراجع پس از كسب بینش با بهرهگیری از توانائیها و امكانات خویش نسبت به تغییر انگیزهها و هدفهای خود اقدام میكند. مراجع باید تشویق به تلاش شود و جرأت فعالیت و عمل را پیدا كند تا بتواند رفتارش را تغییر دهد. در این مرحله درمانگر باید هرگونه تغییر مطلوبی را در مراجع مورد توجه و تأیید قرار دهد. درمانگر از فنون عملی متعددی همچون 1)ایفای نقش به منظور آموزش فعالیتی مشخص2)دادن تكلیف برای پیگیری آموزشهای ارائه شده در جلسه درمان3) تشحیع مراجع به تغییر عمدی و ارادی احساسات و عواطف خود 4) بروز احساسات و عواطف برای جلب اعتماد 5) مشورت با والدین و اطرافیان به منظور آگاهی بر چگونگی زندگی خانوادگی و تأثیر آن بر رفتار و جزء آنها میتواند استفاده كند.
