مارگارت مید : مردم شناسی و بررسی پدیده بلوغ در جزیره ساموآ

مارگارت مید پر مخاطب ترین مردم شناس امریکایی بود. او در سال ۱۹۰۱ در خانواده ای نسبتاً مرفه، فرهیخته و اجتماعی به دنیا آمد. پدرش استاد اقتصاد بود و مادرش هم در شمار دانش آموختگانی بود که فعالیت های اجتماعی وسیعی داشت. او تحت تأثیر روانشناسان و روانکاوان قرار گرفت و به روش تجزیه و تحلیل مسائل روانی علاقمند شد. مید در مطالعات مردم شناسی علمی از اصول روانپزشکی فروید استفاده می کرد، به همین دلیل اولین اثر خود به نام «بلوغ در ساموآ» را منتشر ساخت. این اثر از شاهکارهای مردم شناسی است.

انگاره اصلی مارگارت مید عبارت است از اینکه، تفاوت های میان مردم معمولاً به فرهنگ هایشان برمی گردد و از دوره کودکی آنها نشأت می گیرد و همچنین این تفاوت ها به انتظارات خاصی می انجامد، در حالی که این تفاوت ها می تواند به دگرگونی نسل ها هم منتهی شود. در واقع او به این نکته می رسد که چگونه نوزاد انسان بزرگ می شود و به جرگه اعضای یک جامعه می پیوندد. در واقع مید به این نتیجه رسید که کودک امریکایی باید طوری تربیت شود که در انتخاب راه خود آزاد باشد و تأکید کرد که وقتی حب و بغض های بی جا موانعی در پیش پای کودکان ما می گذارد و هنگامی که در مراحل نخستین به هیچ موازینی اهمیت نمی دهند، لاجرم بی هیچ شائبه و غرضی در انتخاب طرقی که پیش پای آنها قرار دارد آزاد خواهند بود.

مارگارت مید تحت تأثیر تشویقات بوآس استاد خود، درباره بلوغ به مطالعه پرداخت. وی، در بررسی این امر، در پی این بود که آیا بلوغ، که دوران تشنج احساسی فرد است در مورد همه مردم جهان مصداق دارد یا آنکه فقط خاص مردمانی است که در مغرب زمین زندگی می کنند؟ بنابراین، به رغم مشکلاتی که برای کار عملی مردم شناسی زنان وجود داشت، وی موفق شد با موافقت استاد خود، به جزیره ساموآ سفر کند و به مطالعه خصوصیات فرهنگی و تربیتی اطفال آنها بپردازد. نتایجی که مید در این کتاب به آنها دست یافت، همچنان وجهه مباحثه آمیز و جدلی خود را حفظ کرده اند. شهرت عالمگیر این کتاب ریشه در موضوع محوری ای دارد که از نظر انسان ها بسیار پر جاذبه است: چرا ما به این گونه هستیم؟ مید پاسخ این پرسش را در سه تجربه ای پیدا کرده که اکثر مردم در آن مشترکند: کودکی، پدر مادری و سکس.

از همین رو است که کار او ارتباطی فوری با میلیون ها انسان پیدا کرد. همچنین مید به همراه مردم دریافت که اقوام بدوی، در پاره ای از شئون زندگی به مراتب با محیط خود سازگارتر از انسان متمدن عصر جدید بودند. بلوغ در ساموآ نتیجه نخستین پژوهش میدانی مید در جزیره ساموآ در پولینزی بود. در این کتاب مارگارت مید با بررسی موضوع بلوغ نشان داد که بر خلاف تصور رایج، «بحران بلوغ» پدیده ای جهان شمول نیست و می تواند بر اثر نوع خاصی از آموزش و انتقال فرهنگی تقویت شده یا به کلی از میان برود، چنانکه در این جزیره با چنین بحرانی مواجه نیستیم. در این پژوهش مشخص می شود که در جزایر ساموآ بر خلاف آنچه در جامعه امریکا شاهدش هستیم چیزی به عنوان بحران بلوغ وجود ندارد زیرا روشهای آموزشی تدریجی و قابل انعطاف، رویکردی آزادمنشانه درمورد روابط جنسی بوجود آورده است.

در واقع تحقیقات مارگارت مید درباره ساموآ، نشان داد که چگونگی تربیت کودکان در جامعه بدوی به همان اندازه متفاوت است که نحوه زندگی سالمندان جامعه . مید در مقدمه بلوغ در ساموآ می نویسد: حکایت شیوه دیگر زندگی در اصل به آموزش و پرورش مربوط می شود، آن هم با فرآیندی که از طریق آن، بچه ای که بدون فرهنگ پا به صحنه بشری می گذارد، در زمره اعضای بزرگسالان جامعه اش قرار می گیرد. بیشترین کاری که مید انجام داده، آن بود که حالات تربیتی دختران ساموائی را با دختران ایالات متحده مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که اختلافی بین دختران ساموائی و امریکایی وجود ندارد، بلکه اختلاف در طرز تلقی و توجیه مسائل «بلوغ» در دو جامعه مزبور است.

مفهوم بلوغ در دو جامعه امریکایی و ساموائی متفاوت است، زیرا دختران ساموائی دوران بلوغ را ادامه دوران کودکی خود می دانند و برای این دوره از عمر خود نقشی قائل نیستند. از این رو هیچ نگرانی، هیجان یا احساس به خصوصی در مورد انتخاب همسر آینده خود ندارند، در نتیجه در مورد چگونگی ازدواج و آینده خود کمتر دچار اضطراب و ناراحتی می شوند. آنها تمایلات جنسی را از اسرار نمی دانند زیرا به عقیده وی احساسات افراد تحت تأثیر عوامل اجتماعی است.

در سال ۱۹۸۳ فریمن کتابی با نام مارگارت مید و ساموآ: ایجاد و افشای اسطوره ای مردم شناختی منتشر کرد و در آن استدلال کرد که مید به صورت نظام مند، جامعه ساموآ را غیر طبیعی جلوه داده است. فریمن که خود از سامواشناسان است، اظهار داشت که مید شدیداً پیچیدگی فرهنگ، جامعه، تاریخ و روانشناسی اهالی ساموآ را دست کم گرفت و آنان را بسیار ساده پنداشت . فریمن بر آن است که این ساده انگاری صرفاً بازتابنده عدم تبحر مید در زبان ساموایی، بی اطلاعی او از پیچ و واپیچ های جایگاه و نظام سیاسی ساموایی ها و شادمانی ساده لوحانه در مورد ساموآ به مثابه بهشت منطقه ای گرمسیری است. اما بر اساس شواهد مستدل در نقد فریمن، مید با هدف و منظور از پیش انگاشته ای راهی ساموآ شد: این که فرهنگ، تعیین کننده واکنش انسان در برابر مراحل مختلف حیات، نظیر نوجوانی است، نه زیست شناسی.

فریمن می نویسد: بنابراین، بدیهی است که نوشته های مید در این دوره، راجع به فرهنگ ساموآ و نیز درباره سایر فرهنگ ها، هدفی مشخص داشته که همان کشیدن خط بطلان بر توضیحات زیست شناختی در خصوص رفتار انسان بود. بی تردید، میل وافر مید به اثبات آموزه هایی که او در کنار بندیکت و بوآس به آنها رسیده بود، منجر به این شده که او در ساموآ از شواهد و دلایلی که مخالف باورهایش بودند، چشم بپوشد بنابراین، می توان این گونه بیان کرد که کار مید در ساموآ الگویی برای سلسله تحقیقات قوم نگارانه در جای جای اقیانوسیه ارائه کرد.

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
RSS
Follow by Email
Facebook
Google+
http://ravanrahnama.ir/margaret-mead/
Twitter
LinkedIn

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.