فرم کوتاه پرسش نامه یانگ YSQ 3rd

فرم کوتاه پرسش نامه یانگ YSQ 3rd

مطابق نظر یانگ (۱۹۹۹) بعضی افراد به خاطر تجارب کودکی منفی، طرحواره­های ناسازگار اولیه را ایجاد می­کنند که به شیوه تفکر، احساس و رفتار آن ها در روابط صمیمانه بعدی و سایر جنبه­های زندگی شان تأثیر می­گذارد. یانگ معتقد است که طرحواره­ها به دلیل ارضاء نشدن نیاز­های هیجانی اساسی دوران کودکی بوجود می آیند که این نیازها عبارتند از: دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، تفاوت و هویت، آزادی در بیان نیازها و هیجان­های سالم، خودانگیختگی و تفریح، محدودیت­های واقع بینانه و خویشتن داری (یانگ، کلسکو، ویشار[۱]، ترجمه حمید پور و اندوز، ۱۳۸۶).

 طرحواره­های ناسازگار اولیه باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند و به طور معمول ازارضاء نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای هیجانی در دوران کودکی سرچشمه می­گیرد (ژانگ و هه[۲]،۲۰۱۰).

فرم کوتاه پرسش نامه یانگ YSQ 3rd

نسخه سوم این پرسش نامه YSQ, 3rd با ۲۳۲ سؤال در سال ۲۰۰۵ از سوی یانگ ارائه شده است. فرم کوتاه نسخه سوم (فرم کوتاه پرسش نامه یانگ) ، ۹۰ سؤال دارد ودر ایران از سوی غیاثی (۱۳۸۸) هنجار یابی شده است. در پژوهش حاضر از فرم هنجار شدۀ نسخه سوم استفاده شده است. در این پرسش نامه بیمار خود را بر اساس سبک مقیاس لیکرت  شش درجه‌ای بر مبنای این که تا چه اندازه هر  سؤال وی را توصیف می‌نماید، رتبه‌بندی می‌کند.

سؤال ‌ها به وسیلۀ طرح واره ‌ها گروه ‌بندی شده‌اند. ۱۸طرح واره که در ۵ حیطۀ طرح واره مطرح شده است به این شرح می باشد:

 

در حیطۀ خودگردانی و عملکرد مختل  :

  • شکست در پیشرفت ( سؤال های ۶، ۲۴، ۴۲،۶۰ و ۷۸) ،
  • وابستگی/ بی‌کفایتی ( سؤال های ۷، ۲۵، ۴۳، ۶۱ و ۷۹)،
  • آسیب‌پذیری در برابر ضرر و بیماری ( سؤال های ۸، ۲۶، ۴۴، ۶۲ و ۸۰)
  • به هم ریختگی ( سؤال های ۹، ۲۷، ۴۵، ۶۳ و ۸۱)

در حیطۀ حد و مرزهای مختل:

  • خویشتن‌داری/ خودانضباطی ناکافی  ( سؤال های ۱۵، ۳۳، ۵۱، ۶۹ و ۸۷)
  • استحقاق  ( سؤال های ۱۴، ۳۲، ۵۰، ۶۸ و ۸۶)

 در حیطۀ انفصال و طرد :

  • محرومیّت هیجانی ( سؤال های ۱، ۱۹، ۳۷، ۵۵ و ۷۳)
  • ترک شدن ( سؤال های ۲،۲۰، ۳۸، ۵۶ و ۷۴)،
  • بی‌اعتمادی ( سؤال های ۳، ۲۱، ۳۹، ۵۷ و ۷۵)،
  • انزوای اجتماعی/ بیگانگی ( سؤال های ۴، ۲۲، ۴۰، ۵۸ و ۷۶)
  • نقص/ شرم ( سؤال های ۵، ۲۳، ۴۱، ۵۹ و ۷۷)

 

در حیطۀ هدایت شدن به وسیلۀ دیگران :

  • فدا کردن ( سؤال های ۱۰، ۲۸، ۴۶، ۶۴ و ۸۲) ،
  • خود قربانی کردن ( سؤال های ۱۱، ۲۹، ۴۷، ۶۵ و ۸۳)
  • تأییدجویی/ جلب توجّه  ( سؤال های ۱۶، ۳۴، ۵۲، ۷۰ و ۸۸)

 

در حیطۀ گوش ‌به ‌زنگی بیش از حد و بازداری :

  • بازداری هیجانی ( سؤال های ۱۲، ۳۰، ۴۸، ۶۶ و ۸۴)،
  • معیارهای ناعادلانه ( سؤال های ۱۳، ۳۱، ۴۹، ۶۷ و ۸۵) ،
  • تنبیه ( سؤال های ۱۸، ۳۶، ۵۴، ۷۲ و ۹۰)
  • بدبینی/ نگرانی ( سؤال های ۱۷، ۳۵، ۵۳، ۷۱ و ۸۹) (یانگ، ۲۰۰۵، به نقل از غیاثی، ۱۳۸۸).

 

جدول : آلفای کرنباخ زیر مقیاس های پرسش نامۀ طرح واره پرسش نامه یانگ YSQ  ۳rd (فرم کوتاه پرسش نامه یانگ)

طرحواره ها ضریب آلفای کرونباخ
طرحواره ها محرومیّت  هیجانی ۷۶/۰
ترک شدن ۷۵/۰
بی اعتمادی ۶۵/۰
انزوای اجتماعی ۶۸/۰
نقص/شرم ۸۲/۰
شکست در پیشرفت ۸۱/۰
وابستگی/بی کفایتی ۸۱/۰
آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری ۷۰/۰
به هم ریختگی ۶۳/۰
فدا کردن ۷۹/۰
خود قربانی کردن ۶۲/۰
بازداری هیجانی ۶۵/۰
معیارهای ناعادلانه ۶۲/۰
استحقاق ۶۲/۰
خویشتنداری/خودانضباطی ناکافی ۵۰/۰
جلب توجّه ۷۸/۰
بدبینی/نگرانی ۴۸/۰
تنبیه ۵۹/۰
حیطه ­های طرح واره انفصال و طرد ۸۷/۰
خودگردانی و عملکرد مختل ۸۶/۰
هدایت شدن به وسیلۀ دیگران ۷۶/۰
حد و مرزهای مختل ۶۰/۰
گوش به زنگی بیش از حد و بازداری ۷۵/۰
نمره کل ۹۴/۰

 

سوالات فرم کوتاه پرسش نامه یانگ YSQ 3rd

کاملا صحیح است اکثراً صحیح است به میزان متوسطی صحیح است اکثرا غلط است کاملا غلط است
۱ کسی را نداشته ام که از من مواظبت کند، در زندگی با من سهیم باشد یا عمیقا ً نگران اتّفاقاتی که برایم می افتد باشد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲ به افراد نزدیکم خیلی وابسته ام، چون می ترسم مرا ترک کنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳ احساس می کنم دیگران از من سوء استفاده می کنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴ فکر می کنم با محیطم تناسب ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵ هر کسی که من از او خوشم بیاید به محض اینکه متوجّه نقایص و کمبود های من شود، دیگر نمی تواند مرا دوست داشته باشد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶ تقریبا ً هیچ کاری را نمی توانم به خوبی دیگران انجام دهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷ احساس می کنم قادر نیستم به تنهایی از پس کارهای زندگی روزمره ام برآیم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸ نمی توانم از این احساس خلاص شوم که اتّفاق بدی می خواهد بیفتد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۹ قادر نیستم مثل هم سن و سال هایم از پدر و مادرم مستقل شوم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۰ فکر می کنم اگر آنچه را که می خواهم انجام دهم دچار دردسر می شوم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۱ مراقبت از نزدیکانم سرانجام بر دوش من می افتد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۲ از اینکه احساسات مثبتم ( مثل محبت و توجّه ) را به دیگران نشان دهم، خیلی خجالت می کشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۳ باید در بیشتر کارها بهترین باشم، نفر دوم بودن را نمی توانم بپذیرم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۴ وقتی از کسی چیزی می خواهم پذیرش جواب “نه” برایم بسیار دشوار است. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۵ نمی توانم خودم را مقید کنم که کارهای تکراری و کسل کننده را انجام دهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۶ ثروتمند بودن و ارتباط با افراد مهم به من احساس ارزشمندی می دهد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۷ احساس می کنم حتی زمانی هم که کارها به خوبی پیش می رود، یک روند موقتی است. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۸ اگر اشتباه کنم سزاوار مجازاتم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۱۹ کسی را نداشته ام که به من صمیمیت، توجّه و محبت نشان دهد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۰ آنقدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۱ احساس می کنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم و گرنه عمدا ً به من صدمه می زنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۲ من اساساً با دیگران تفاوت هایی دارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۳ اگر کسی واقعاً مرا بشناسد، مایل نیست با من ارتباط  نزدیکی بر قرار کند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۴ برای رسیدن به اهدافم بی کفایت هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۵ فکر می کنم برای انجام کارهای روزمره ام به دیگران وابسته هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۶ احساس می کنم هر لحظه ممکن است یک مصیبت (طبیعی، حقوقی و یا پزشکی) برایم اتّفاق بیفتد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۷ من و پدر و مادرم تمایل داریم بیش از حد در زندگی و مشکلات یکدیگر درگیر شویم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۸ احساس می کنم چاره ای ندارم جز اینکه به خواسته های دیگران تن بدهم، وگرنه یا درصدد تلافی بر می آیند یا عصبانی می شوند یا مرا طرد می کنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۲۹ آدم خوبی هستم چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم به دیگران فکر می کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۰ برایم شرم آور است که احساساتم را نزد دیگران بروز دهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۱ سعی می کنم کارم را به بهترین نحو انجام دهم، اینکه کاری «تا حدودی خوب باشد» راضی ام نمی کند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۲ من آدم خاصی هستم و مجبور نیستم محدودیّت هایی را که سر راه مردم قرار داد بپذیرم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۳ اگر به هدفم نرسم زود مایوس می شوم و دست از کار می کشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۴ اگر دیگران به موفقیت هایم توجّه کنند این موفقیت ها بیش از هر چیز برایم با ارزش می شود. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۵ اگر رویداد خوبی پیش آید، نگران می شوم که به دنبال آن حادثه بدی اتّفاق بیفتد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۶ اگر سخت تلاش نکنم باید منتظر ضرر و باخت باشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۷ من این احساس را نداشته ام که برای کسی فرد خاصی هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۸ نگرانم افرادی که به آنها احساس نزدیکی می کنم مرا ترک کنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۳۹ دیر یا زود کسی به من خیانت می کند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۰ به کسی یا چیزی تعلق خاطر ندارم و احساس تنهایی می کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۱ لیاقت عشق، توجّه و احترام دیگران را ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۲ بیشتر مردم در حوزه های کار و موفقیت از من تواناترند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۳ نمی توانم عاقلانه فکر کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۴ نگرانم که از جانب دیگران مورد حمله فیزیکی قرار بگیرم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۵ اگر من و والدینم مسائل خصوصی خودمان را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه یا خیانت می کنیم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۶ معمولاً در روابطم با دیگران به آنها اجازه می دهم بر من مسلط  شوند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۷ آنقدر به خاطر کارهای افرادی که از آنها مراقبت می کنم سرم شلوغ است که زمان کمی برای خودم باقی می ماند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۸ برایم بسیار دشوار است که مستقل از دیگران باشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۴۹ من باید به تمام مسئولیت هایم عمل کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۰ از اینکه مرا محدود کنند یا نگذارند آنچه می خواهم انجام دهم متنفرم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۱ برایم بسیار دشوار است که کارهای لذّت بخش و لذّت های آنی را رها کنم تا برای هدف های دراز مدت تلاش کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۲ اگر دیگران توجّه زیادی به من نکنند، احساس بی ارزشی می کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۳ دقت و احتیاط زیاد فایده ای ندارد، چون تقریباً همیشه مشکلی به وجود می آید. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۴ اگر کاری را درست انجام ندهم باید از عواقب آن رنج ببرم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۵ کسی را نداشته ام که واقعاً به درد دل من گوش دهد، مرا بفهمد، یا نیازها و احساسات مرا به درستی درک کند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۶ وقتی کسی که برایم مهم است از من دوری می کند، احساس نا امیدی می کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۷ به انگیزه های دیگران کاملاً سوء ظن دارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۸ احساس می کنم که از دیگران بریده ام و با آنها غریبه شده ام. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۵۹ احساس می کنم دوست داشتنی نیستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۰ به اندازه اکثر مردم در کارهایم با استعداد نیستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۱ به قضاوت هایم در موقعیّت های روزمره اعتماد ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۲ نگرانم همه سرمایه ام را از دست بدهم و خیلی فقیر شوم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۳ اغلب احساس می کنم والدینم به من وابسته اند،  من یک زندگی مستقل ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۴ همیشه به دیگران اجازه داده ام برای من تصمیم بگیرند در نتیجه واقعاً نمی دانم خودم چه می خواهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۵ همیشه سنگ صبور مشکلات دیگران بوده ام. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۶ آنقدر خودم را کنترل می کنم که مردم فکر می کنند آدم بی احساسی هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۷ احساس می کنم برای پیشرفت و انجام کارهای خود همواره تحت فشار هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۸ احساس می کنم قانون ها و سنت های مرسومی را که دیگران تابع آن هستند نباید دنبال کنم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۶۹ نمی توانم خود را مجبور کنم کارهایی را که برایم خوشایند نیستند انجام دهم، حتی وقتی که می دانم به نفع خودم است. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۰ اگر در یک جمع صحبت کنم یا در یک موقعیّت اجتماعی معرفی شوم، برایم مهم است که تأیید و تحسین شوم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۱ هر چقدر سخت تلاش کنم باز هم نگرانم که ممکن است از لحاظ مالی ورشکست شوم و تقریباً همه چیز را از دست بدهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۲ فرقی ندارد که چرا اشتباه کردم ، در صورت اشتباه باید بهایش را بپردازم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۳ وقتی در انجام کاری مردد بوده ام، شخص آگاه و توانمندی نبوده که به من توصیه و راهنمایی کند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۴ بعضی اوقات آنقدر نگرانم دیگران مرا ترک کنند که باعث می شود آنها را از خودم برانم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۵ معمولاً مراقب انگیزه های پنهان مردم هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۶ همیشه احساس می کنم خارج از گروه ها هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۷ در بسیاری جنبه ها آنقدر ناپذیرفتنی هستم که نمی توانم خودم را آن طوری که هستم نشان دهم، یا اجازه دهم دیگران مرا به خوبی بشناسند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۸ در کار یا تحصیل به اندازه بقیه با هوش نیستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۷۹ در مورد توانایی خود برای حل مشکلات روزمره احساس کفایت ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۰ نگرانم دچار یک بیماری جدی باشم، حتی وقتی دلایل پزشکی کافی وجود ندارد. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۱  اغلب احساس می کنم هویت جداگانه ای از پدر و مادر یا همسرم ندارم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۲ خیلی برایم مشکل است از دیگران بخواهم حقوقم را رعایت کنند و احساساتم را درک کنند. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۳ نظر دیگران این است که من خیلی برای بقیه کار می کنم امّا زمان کافی به خودم اختصاص نمی دهم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۴ از نظر دیگران من فردی عصبی و ناراحت هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۵ وقتی اشتباهی انجام می دهم نمی توانم به راحتی از آن بگذرم و خودم را ببخشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۶ احساس می کنم کاری که من مجبورم انجام دهم ارزشمند تر از کارهای دیگران است. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۷ به ندرت توانسته ام به تصمیمات خودم پایبند باشم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۸ وقتی زیاد تعریف و تحسین می شوم، احساس می کنم فرد ارزشمندی هستم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۸۹ نگرانم که یک تصمیم اشتباه به یک فاجعه منتهی شود. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
۹۰ من آدم بدی هستم و سزاوار مجازاتم. ۵ ۴ ۳ ۲ ۱

[۱]. Klosko & Weishoar

[۲]. Zhang& He

 

مطالب مرتبط با فرم کوتاه پرسش نامه یانگ

طرحواره درمانی

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *