روانشناسی حسادت و بخل و روشهای پیگیری و درمان آن

روانشناسی حسادت

روانشناسی حسادت را در روان راهنما مطالعه کنید : شمار فراوانی از آدمیان، در درازای زندگی بالاخره روزی به این واقعیت دست می یابند که حسادت، بیماری روحی – روانی است (روانشناسی حسادت) که آرامش و شادکامی از آنان می ستاند. پس این پرسش پیش چشم و ذهن شان می نشیند که چگونه می توان از حسادت آزاد شد و با آرامش زندگی کرد؟

روانشناسی حسادت و بخل و روشهای پیگیری و درمان آن

خوشبختی و خشنودی همیشه در هر جامعه ای در مقایسه با چگونگی زندگی مردمان آن جامعه رخ می نمایاند، چرا که آدمی با همین مقایسه اجتماعی زندگی کرده و همواره در چنگال خواست ها و چشمداشت های اجتماعی خود گرفتار است. در راستای کامیابی و سرفرازی، هر آدمی باید کوشش کند داشته ها و توانمندی های خودش را پیدا کند، تا بتواند این مقایسه را به گونه ای درست پیش ببرد وگرنه آسان و شتابان به گرداب حسادت و از آن بدتر و پلیدتر، بخل فرو می افتد چراکه آدم حسود کسی است که بسیار کم درباره خودش و فراوان درباره دیگران می داند و در واقع آگاهی اندکی از توانایی های خودش دارد و به همین دلیل زندگی اش را در گمراهی و نادانی بر پایه یک «شخصیت نادرست دور از واقعیت و دروغین (کاذب)» برآورد و برنامه ریزی کرده و خود را با گروهی از مردمان مقایسه می کند که از ریشه و سرچشمه در طبقه اجتماعی -اقتصادی دیگر و با ارزش های فرهنگی و اخلاقی ناهمگونی زندگی می کنند. طبقه اجتماعی – اقتصادی، شاید یک «حقیقت» نباشد اما بی گمان یک «واقعیت» فاش و آشکار است؛ شخص حسود هرگز نمی تواند خودش را به طبقه دیگران برتر از خویش برساند بنابراین در گذر از رشک و حسرت به حسادت و سپس بخل، نخست دچار سرخوردگی و ناکامی می شود که آسان و شتابان به خشم، کینه، پرخاش، دشنام، درشتی و زشتی تا فراتر از غیبت و تهمت و ترور شخصیت فرو می غلتد. اما آن هنگام که مردمان پیروز و سرفراز را در پس هزاران آه و ناله و نفرین، کماکان کامیاب و کوشا می بیند، در فرآیند درماندگی آموخته شده، خشم برونی و کنش نمون شده، رو به درون سرازیر شده و فرد حسود را آنچنان درگیر و گرفتار می سازد که افسردگی، فشار (استرس)، تنش و دلشوره (اضطراب) فراگیر و همیشگی فقط بخشی از نشانه ها و علائم او می شود. از این رو در گذشته ها که خانواده در نبود رسانه ها و بازی های دیجیتال رنگارنگ، نقش بیشتری در تربیت فرزندان داشتند، بزرگان خانواده و خاندان به ما کودکان این اندرز ماندگار از دیرباز را در گوش و ذهن مان زمزمه می کردند که «حسود هرگز نیاسود!»

مطلب مرتبط با روانشناسی حسادت : دانلود رایگان کتاب قضاوت اخلاقی کودک – ژان پیاژه

نابرابری های پیدا و پنهان در اجتماع نیز درست همانند خانواده، دانه حسرت، حسادت و بخل را در دل مردمان نسبت به آشنا و بیگانه می کارد تا سال ها و دهه ها بعد به آسانی توفان خشم و پرخاش از این کشتزار رشک و کینه درو شود! تبعیض ها و تفاوت های بی دلیل ستمگرانه و سودجویانه، روح و روان ناکامان سرخورده و به بند گرفتار آمده (محرومان و مستضعفان) یک عده را دچار افسردگی، آزردگی، کینه توزی و ستیزه جویی می کند تا یا سرفرازی را در پرخاشگری سرراست (مستقیم) و کنشمندانه (فعالانه) یعنی ستیز و گلاویز شدن پیکری بجویند یا اینکه سرخورده و درمانده با پرخاشگری ناسرراست (نامستقیم) و منفعلانه به توهین، تهمت، هتک حرمت، ترور شخصیت و کارشکنی پناه برند. بنابراین هنگامی که شالوده و بنیان اجتماع بر پایه برابری و دوراندیشی پی ریزی نشود، دیر یا زود نابرابری (تبعیض) و فروداشت (تحقیر) چیره و حکمفرما شده و سرپیچی از قانون و سرکشی (عصیان) هنجارپنداری و کرداری رفتاری آدمیان گرفتار آتش حسادت، بخل ورزی و کینه توزی خواهد شد. البته احساس حسادت هرازچندگاهی به گونه طبیعی می تواند در همه آدمیان هویدا شده و سر برآرد هر چند حسادت، بسیار بیش از آنکه به معنای آرزوی داشتن مال، موقعیت یا خصوصیات این فرد باشد (که همان «رشک و حسرت» است)، برابر با احساس نگرانی و هراس از دست دادن دستمایه، سرمایه، جایگاه یا دلداری است که هم اکنون از آن خود فرد دچار و گرفتار حسادت است. بنابراین حسادت واکنشی پیچیده است که پهنه و پیوستار گسترده ای از احساسات، اندیشه ها و کردارهای آدمیان و جانوران را در بر می گیرد به گونه ای که رنجیدگی به آسانی به کوشش ناخوشایند و بدفرجام در کاستی جویی، نکوهش و سرزنش دیگران می انجامد. هر چند رشک (کاش من نیز می توانستم همچون او باشم) و حسرت (چه می شد اگر من نیز جایگاهی همچو او می داشتم؟) نیازمند درمان و چاره جویی نیست، اما چیره شدن بر حس همیشگی حسادت (چرا او باید چنین برتری داشته باشد و من نداشته نباشم؟) و بدتر و خطرناک تر از آن، یعنی بخل (اکنون که من چنان فرادستی ای ندارم، او نیز نباید داشته باشد، پس فرو داشتنش جایز است) بی گمان نیازمند روان درمانی های موشکافانه روانکاوانه (سایکودینامیک) یا شناختی – رفتاری است که بیش از هر چیز در گرو انگیزه و اراده درمان و دگرگونی از سوی خود مراجع رنجور و گرفتار است.

روانشناسی حسادت و بخل و روشهای پیگیری و درمان آن

روانشناسی حسادت به ما میگوید حسادت و بخل، ریشه در احساس ناامنی و خطر دارد که از کاستی های بیشتر ویژگی های پررنگ و اختلالات شخصیت است که در بسیاری از آدمیان و جانوران (کمرنگ یا پررنگ) پیش چشم و ذهن می نشینند. حسادت هنگامی پدید می آید که آدمی احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. از این رو حسادت یک احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می دهد. «الاتا نخواهی بلابر حسود/ که آن بخت برگشته خود در بلاست»!

مطلب مرتبط با روانشناسی حسادت : نظریه رشد اخلاقی لارنس کولبرگ

آدم حسود هرگز به این واقعیت ممکن نمی اندیشد که آن کس که فرادست است و بیشتر دارد، به احتمال پشتکار و سختکوشی بیشتری داشته و دشواری افزون تری بر دوش کشیده است و آماده پرداخت رنج و بهای گزافی بوده که آدم حسود هرگز آمادگی پرداخت آن را نداشته است. فقط برای حسود این پرسش پدید می آید که بر چه بنیان آفرینشی و کدامین قانون اجتماعی، گروهی دارایی ذهنی، توانمندی کارمایه (انرژی) و دستاورد مادی بیشتری از دیگران دارند؟ اگر آدمیان حسادت را به عنوان یک واکنش طبیعی شان در برابر بی عدالتی های اجتماعی -اقتصادی و فرهنگی ببینند، آنگاه می توانند دیر یا زود پاسخی هم برای پرسش بالابیابند. اما متاسفانه حسادت و بخل آنچنان ناپسند و ناخوشایند برشمرده می شود که کمتر کسی به آسانی، فراوانی و فراگیری آن را در خود و دیگر مردمان می پذیرد و درباره آن سخن بر زبان می راند. رشک، حسرت و حسادت همیشه وجود داشته و دارد، حتی اگر سرمایه های جامعه را به گونه برابر میان مردمان تقسیم کنند، باز هم برخی با دارایی های ذهنی و توانمندی های انرژی سرشتی و آفرینشی شان (به پشتوانه هوش و پشتکار) همان سرمایه همگون را با کوشش و شانس افزایش خواهند داد و کامیاب تر و سرفرازتر می شوند تا آسان و شتابان در تیررس رشک و حسرت و حسادت و بخل مردمان فروتر بنشینند.

روانشناسی حسادت

پروفسور «رولف هوبل» بر این باور است که فقط اگر خوشبختی و آزادی را در گیتی به گونه ای برابر پخش کنند، دیگر حسادتی پدید نخواهد آمد چراکه ریشه رشک و حسرت و حسادت و بخل، در تفاوت میان شکست خوردگان ناکام و پیروزان کامیاب است. بیشتر مردمان هیچ گاه دوست ندارند دیگری بیشتر از او داشته باشد چراکه کم داشت، ریشه و دستمایه شرمندگی است. از این رو حسادت، همراه همیشگی آدمی است، مگر آنکه با رشد دارایی ها و توانمندی های روحی – روانی اش در گذر سود جستن از خودباوری، مشاوره، روان درمانی، رفتاردرمانی و درمان های معنوی، آن را در چارچوب نشاند تا به بخل و کینه و افسردگی و خودویرانگری در پی آن نینجامد.

حسادت در مراحل نابودکننده آن بسیار خطرناک است و هرگز نباید آن را ساده گرفت. در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است آدمی کوشش کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به گونه ای کنار آید یا دست کم بکوشد با آنها رودررو نشود اما متاسفانه این روش در بسیاری از موارد همچون خویشان یا همکاران امکان پذیر نیست.

مطلب مرتبط با روانشناسی حسادت :  اختلال شخصیت شکاک بدگمان یا بدبین

بنابراین شخص مورد حسادت باید بکوشد از آنچه دارد تا اندازه ای به دیگران ببخشد. همین کار تا اندازه ای باعث آرامش نسبی حسودان می شود. نیز باید به شیوه هایی دیگر حسودان را آرام کند تا خشونت ذهنی و رفتاری و توطئه و شرارت آنان را کاهش دهد. شیوه های فراوانی برای آرام کردن حسودان وجود دارد، برای نمونه کسی که به سبب داشتن ویلایی خوشایند مورد حسادت آشنایان قرار دارد، می تواند در راستای فرو نشاندن رشک و حسرت و آتش بخل و حسادت آنان، هر بار از مشکلات داشتن و اداره کردن این ویلاسخن بر زبان راند تا شخص حسود تا اندازه ای با این اندیشه به آرامش درونی برسد که «درست است که فلانی چنین ویلاو امکاناتی دارد اما آیا داشتن این امکانات به چنان مشکلاتی می ارزد؟» همین اندیشه ها به واکنش هایی در روابطش با آدمیان برتر و بالاتر از خود می انجامد که یک توازن نیرو و نعمت پدید می آورد! کسانی که با سختی و رنج فراوان به کامیابی و برخورداری می رسند، برای در امان ماندن از شراره های پرگداز حسودان، باید در رویارویی با آنان به محنت و مرارت سنگینی که در درازای زندگی و پیشه خود کشیده اند، اشاره داشته و روزگاران دشوار خویش را در پیش چشم و ذهن آنان نشانند. در همین حال آدمیان کامیاب و سرفراز برای دور ماندن از گدازه های سوزان بخل و حسادت باید بکوشند رازهای پیروزی و سرفرازی شان را برای دیگران بازگو کرده و آنان را در رسیدن به کامیابی در زندگی شخصی و حرفه ای یاری رسانند. این رازگشایی از کامیابی در زندگی و آموختن شیوه های سرفرازی و پیروزی در پیشه از دیرباز در جوامع پیش تاخته به گونه انتشار کتاب خاطرات در آستانه دهه پنجم یا ششم عمر پیشینه داشته است. چند سالی است که این روند در دنیای دیجیتال اینترنت نیز به گونه بخش بیوگرافی در گوشه ای از وب سایت رسمی یا جداگانه در وبلاگ های شخصی آدمیان کامیاب پیگیری و پذیرفته شده است. کارگاه های کارآفرینی و رشددهی به آموخته های ناکافی دانشگاهی در همین راستا در سراسر گیتی برپا شده است تا ضمن فرو نشاندن صفت زشت و زیان بخش بخل و حسادت در گروه های حرفه ای همسان و نزدیک به هم، به رشد، پیشرفت و آبادانی اجتماع آدمیان یاری رساند. اما همه بار مسوولیت در روند و فرآیند فرونشاندن آتش بخل و حسادت بر دوش آدمیان کامیاب و سرفراز نیست! آدم حسود نیز باید مرزها و محدودیت های جبری سرشتی و آفرینشی اش را بپذیرد و با کمبودها و کم داشت هایی که در زندگی دارد، کنار بیاید تا بتواند به آسایش و آرامش برسد.

روانشناسی حسادت و بخل و روشهای پیگیری و درمان آن

در واقع حسودان به دنبال کاستی اعتماد و باور به خویش و احساس نداشتن امنیت حرفه ای و اجتماعی، دست به پیشی جویی (رقابت)های ناسالم و بیمارگونه می زنند. برای نمونه به جای آنکه به رشد و پیشرفت حرفه ای و اجتماعی خود بپردازند، با توطئه و ترفندهای گوناگون، شبانه روز به توهین، تحقیر، تهمت، تخطئه و ترور شخصیت آدمیان پیروز و کامیاب می پردازند تا با کاستن از ارزش فردی و جایگاه حرفه ای و اجتماعی آنان، جایگاهی هم دوش و همسان پیدا کنند یا شاید همای سعادت از نهان به درآید و بر دوش شان نشیند و برتر و بالاتر جلوه کنند! در حالی که رویکرد درست و اخلاقی آن است که آدمی در روابط حرفه ای و اجتماعی برای رشد و چیرگی خود کوشش داشته باشد و سرفرازی و برتری اش را در مخدوش ساختن چهره و جایگاه حرفه ای و اجتماعی دیگران نبیند و نیابد بلکه در ایستار (موقعیت)های مناسب به پاسداشت و نکوداشت آدمیان کوشا و کامیاب بپردازد. این درست رو در روی روند ذهنی و رفتاری گرفتارشدگان در بیماری ویرانگر و مرگبار بخل و حسادت است که همه گاه می کوشند «موازنه منفی» درست کنند و به جای کوشش شخصی در رسیدن به جایگاه حرفه ای و اجتماعی برتر و بالاتر، آنهایی را که برتر و بالاتر از خود هستند، فرو داشته و به پایین کشند تا از آنان کم نیاورده، هم دوش و همسان هم بنمایند. پروفسور «هوبل» به همه کسانی که از حسادت رنج می برند، اندرز می دهد که به حسادت خود اعتراف کنند و دست کم به خودشان دروغ نگویند و نخستین نقاب خود را که در برابر خویش به چهره می گذارند، بردارند تا بتوانند درباره این احساس رنج آور درست بیندیشند و در هدف گذاری شان تنها به توانایی ها و داشته های فردی خودشان تکیه کنند. در واقع حسودان باید بین رویا و آرمان ها از یک سو و واقعیت های زندگی شخصی و خانوادگی شان از سوی دیگر، توازنی پدید آورند و این تنها در صورتی امکان پذیر است که آدمی صادقانه نخستین نقاب از نقاب های روزمره چندگانه را از چهره بردارد، درست به خود بنگرد و به خودش بگوید که او نمی تواند به هر آنچه که آرزو دارد، برسد. بنابراین اگر او به اندازه دیگری سرفراز، پیروز و کامیاب نشده است، به آن دلیل نیست که او انسان بدتر یا ناتوان تری است بلکه ممکن است فقط به دلیل پاره ای رخدادها و تقدیرهای سرشت و سرنوشت باشد. از آنجا که آدم های حسود به شدت در درون خود در رنج و سختی و زجر و آزار بوده و بنا بر آموزه های دینی و معنوی، در آتشی فراگیر و پایدار روز و شب می گذرانند، نباید آنها را مورد خشم یا بی مهری قرار داد، بلکه بهتر است به آنان به گونه ای یاری رسانده شود تا از این بیماری ویرانگر و مرگبار رهایی یابند. در کودکان بیشتر حسادت ها به سبب کم توجه قرار گرفتن از سوی پدر و مادر است، اما در بزرگسالان ریشه و سرچشمه حسادت نداشتن اعتماد به نفس کافی است، پس نخستین یاری به آدمیان حسود برداشتن روانشناختی احساس و نیاز وابستگی به پذیرش و ستایش (تایید) دیگران است. از آنجا که بزهکاری ها، جرم ها و جنایت های فراوانی تاکنون در پی بیماری ویرانگر بخل و حسادت رخ داده و می دهد، شیوه های پیشگیری و درمان آن در راهبردها و راهکارهای کانال های گوناگون تلویزیونی و ماهواره ای کشورها و نیز شبکه های اجتماعی فراگیر و گیتی گستر و حتی بازی های رایانه ای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان گنجانده شده است. در آموزه های کهن این مرز پرگزند نیز چنین رویکردهایی در چارچوب ضرب المثل هایی همچون «هر که بامش بیش، برفش بیشتر»، «مرغ خونه همسایه غازه»، «حسود هرگز نیاسود» و… آزموده و به کار برده شده است. منبع روانشناسی حسادت : دکتر اوحدی/ روزنامه شرق

روانشناسی حسادت سایر مقالان روانشناسی را در روان راهنما پیگیری کنید

روانشناسی حسادت

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *