افسردگی پس از زایمان چیست و راه درمان آن چگونه است؟

افسردگی پس از زایمان Postpartum Depression را در روان راهنما بخوانید

شما به تازگی کودک خود را به دنیا آورده اید و تصور بر این است که شاد ترین لحظات زندگی خود را داشته باشید همه انتظار دارند که شما مادری شاد و خندان باشید که با هر صدا و لبخند کودکش لذت جدیدی را تجربه کند ولی اگر این شادی به این آسانی به دست نیاید چه؟ اگر شما به سبب همه این مسولیت­های جدید احساس ترس و خستگی مفرط کنید چه اتفاقی می افتد؟ اگر به جای حس عشق و احترام نسبت به کودک خود حس نفرت و ناتوانی داشته باشید چه؟ آیا این شما را به یک مادر وحشتناک تبدیل می کند؟  بی شک اینگونه نیست زیرا چیزی که شما تجربه می کنید افسردگی پس از زایمان نامیده می­شود.

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان یک اختلال شایع و ناتوان کننده روانی اجتماعی است که ممکن است حداکثر طی چهار هفته اول پس از زایمان آغاز گردد.  اگرچه بعضی مطالعات شروع آن را تا ۱۲ ماه پس از زایمان گزارش کرده­اند. شیوع افسردگی پس از زایمان در چند هفته اول پس از زایمان از ۱۳ الی ۲۰ درصد و در شرایط خاص تا ۴۱ درصد گزارش شده است (Corwin,2012) .

افسردگی پس از زایمان ، در تمام جوامع و فرهنگ­ها مشاهده می­شود. شیوع این اختلال در فرهنگ­ها و کشورهای مختلف ۱۰ تا ۲۰ درصد گزارش شده است. در ایران نیز، شیوع این شرایط از ۲۰تا ۳۲ درصد برآورده شده است (Brockington, 2004)   .

افسردگی پس از زایمان اثرات مخربی بر مادر، کودک و خانواده می­گذارد. علائم و نشانه­های آن ممکن است به صورت تغییرات خلق، اختلال در خواب و اشتها، اختلالات روانی ، خستگی، کاهش تمرکز ، احساس گناه و عدم لذت از کار و فعالیت باشد که در نتیجه آن مادر قادر به ایفای نقش مادری و همسری نبوده و در موارد شدید و عدم درمان، منجر به خودکشی و یا فرزندکشی می­گردد. مادران افسرده احساس مسئولیت و پاسخگویی کمتری در قبال نوزاد داشته و در تعامل با نوزاد دچار مشکلات پیچیده ای می­شوند که تکامل عاطفی شناختی نوزاد را به شدت تهدید کرده و ممکن است باعث غفلت و سوء رفتار در مراقبت از نوزاد شود. هنوز علت این بیماری شناخته نشده است با این حال عوامل بیولوژیک نظیر افت ناگهانی غلظت استروژن بعد از زایمان، افت پروژسترون، افزایش دفع ادراری کورتیزول، وجود آنتی بادی­های ضدتیروئید، پرولاکتین، اکسی توسین و بتا-اندروفین­ها نقش دارند (Kendall K.2007) .

عوامل خطر افسردگی پس از زایمان

بــا اینکــه افســردگی پــس از زایمــان تقریبــا همــه را تحــت تاثیــر قــرار می­دهد ولــی فاکتورهایــی وجــود دارد کــه شــما را در معــرض خطــر بالاتری قرار می­دهد  این فاکتور ها شامل:  سابقه خانوادگی در زمینه افسردگی و یا بیماری­های روانی ، نگرش زن نسبت به بارداری و متعاقب آن تغییر نقش او، سابقه­ای از وجود علائم سندرم پیش از قاعدگی، عدم دریافت حمایت از طرف خانواده و یا دوستان ، تغییرات هورمونی ، نوع زایمان به خصوص سزارین ، ناخواسته بودن بارداری ، جنسیت نوزاد ، خونریزی بعد از زایمان ، بیماری­های مادر مانند هیپوتیروئید ، طلاق ، حـوادث پــر اســترس جدیــد در زندگــی از قبیــل مــرگ والدیــن یــا نقــل مــکان بــه جــای جدیــد و کمبود خواب  می­باشد .

درمان افسردگی پس از زایمان

درمان افسردگی پس از زایمان ترکیبی از روان درمانی ، حمایت اجتماعی و دارو درمانی می­باشد که بسته به شدت و علل می­تواند متغییر باشد. درمان دارویی در صورتی که مادر خواهان شیر دهی باشد با آن تداخل خواهد داشت و مداخلات روان درمانی ارحج به نظر می­رسد در میان درمان­های غیر دارویی، روان درمانی به ویژه درمان بین فردی، درمان شناختی- رفتاری و روانی – اجتماعی نظیر مشاوره­ های غیرمستقیم نیز نام برده شده است. همچنین، مهارت های کنترل استرس، ماساژ درمانی،آرام سازی و یوگا نیز پیشنهاد شده است، تغذیه صحیح مادر، انجام تمرینات ورزشی، بهبود خواب مادر و حمایت از مادر در تغذیه نوزاد از طریق پستان و تنظیم خانواده نیز در راستای مداخلات درمانی نقش مهمی ایفا می­کنند.

روان درمانی علاوه بر کاهش میزان افسردگی و استرس، درک و فهم نقش والدی مادر و تعامل بین مادر و نوزاد را نیز افزایش می­دهد. ضمن این که از پیامدهای نامطلوب ناشی از افسردگی مادر جلوگیری می نماید. روان درمانی در درمان افسردگی پس از زایمان می­تواند بصورت درمان بین فردی، شناختی- رفتاری، سایکو دینامیک و سایکو تراپی به همراه درمان روانی- اجتماعی( مشاوره غیر مستقیم) انجام شود.

روان درمانی بین فردی که ممکن است به صورت فردی و یا گروهی انجام شود بر دستیابی مادر به مسیرهای صحیح ایفای نقش اجتماعی و حمایت مؤثر تأکید دارد.  این روش درمانی در مدت زمان کوتاه انجام می­شود و در آن ارتباط بین مشکلات بین فردی و خلق و خوی بیمار مشخص می­گردد.  مداخلات بین فردی که از طریق آموزش، مشاهده و هدایت صحیح زنان در دوران بارداری صورت می گیرد، در ارتقاء سطح سلامت مادر و کودک موثر بوده و بدین طریق در پیشگیری از مشکلات جسمی و روانی مادر و کودک اثرگذار است.

درمان شناختی رفتاری نیز به عنوان یک مداخله کوتاه مدت ممکن است درمان واقع بینانه و مؤثر در زنانی باشد که در دوران بارداری دچار افسردگی شده اند.  اساس درمان شناختی رفتاری بر تاثیر متقابل بین وقایع، افکار، عقاید و خلق و عواطف تاکید دارد. درمانگران شناختی رفتاری به بیماران افسرده در یادگیری، شناسایی و اصلاح عقاید نادرست کمک می­نمایند تا بدین طریق استرس بیمار کاهش یافته و قدرت سازگاری او افزایش یابد.  در یک بررسی بالینی که با هدف تعیین صحت درمان شناختی رفتاری بر پیشگیری از افسردگی پس از زایمان برروی زنان باردار انجام شد، نتایج، حاکی از اثر درمان شناختی رفتاری درکاهش علائم و نشانه های افسردگی و ارتقاء سطح رضایتمندی و تداوم زندگی زناشویی تا دوره پس از زایمان بود.

حمایت اجتماعی پاسخ­های ملموس و عینی است که فرد از دیگران دریافت می­کند. این پاسخ­ها می­تواند شناخت فعالیت­های ارزشمند توسط خود فرد و تأیید دیدگاه­های فرد به وسیله دیگران باشد. از آن جایی که افزایش حمایت اجتماعی با میزان تعامل و وابستگی مادر و نوزاد، حس شایستگی والدین و عملکرد روانی اجتماعی مادر رابطه مستقیم دارد، مداخلات روانی اجتماعی برای مادران، قبل و بلافاصله بعد از زایمان ضروری است. در این رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده توسط مادر، دسترسی مادر به حمایت­های اجتماعی و تمایل مادر به بهره مندی از آن از مهمترین شاخص­های کاهش خطر افسردگی پس از زایمان می باشد.

افسردگی پس از زایمان در پدران

افسردگی پس از زایمان در پدران  نیز یکی از مشکلات اصلی پس از زایمان است که باعث عوارض سوئی ازجمله خدشه دار شدن روابط خانوادگی می­شود؛ مشکلی که به نوبه­ی خود، بر رشد و تکامل کودکان به خصوص رشد عاطفی آن­ها تأثیرمنفی می­گذارد. تاکنون تعریف واحد و مشخصی برای افسردگی بعد از زایمان در پدران ارائه داده نشده است. شیوع افسردگی در پدران جوامع غربی حدود ۲۴ تا ۲۵% تخمین زده شده است و در پدرانی که برای بار اول پدر می­شوند و انتظار افسردگی را دارند بیشتر از دیگران خود را نشان می­دهد . این اتفاق طی ۱۲ ماه اول بعد از زایمان به خصوص طی ۳ تا ۶ ماه بعد از زایمان تحت تاثیر خستگی و استرس ناشی از مراقبت نوزاد و درجه رضایت از زندگی زناشویی، به حداکثر میزان خود می­رسد . افسردگی در پدران رابطه­ی نزدیکی با افسردگی مادران دارد به گونه­ای که میزان وخامت افسردگی در یک والد با شدت بروز آن در والد دیگر ارتباط تنگاتنگی دارد. با وجود اهمیت موضوع تاکنون آمار دقیقی از شیوع افسردگی بعد از زایمان در مردان در جامعه­ ایرانی و به شکل اختصاصی ­تر در شهرهای مختلف در دسترس نمی­باشد.

افسردگی پس از زایمان

عواملی که در ایجاد افسردگی در پدران موثر هستند عبارتند از : بیکاری ، ضعف در رابطه زناشویی ، استرس ، پیشنهادهای زندگی ، فقدان حمایت­های اجتماعی و داشتن سابقه بیماری­های روانی ، عواملی مانند سطح اقتصادی – اجتماعی پایین ، تعداد بارداری­های قبلی، بارداری ناخواسته و حوادث استرس­زا باعث ایجاد این نوع افسردگی می­شوند. افسردگی پس از زایمان در مردان با علائمی نظیر احساس غمگینی، ناتوانی از لذت بردن ، تحریک پذیری ، بروز عصبانیت و کاهش اعتماد به نفس ، کاهش رابطه بین اعضای خانواده ، کاهش احساسات ، روابط و میل جنسی و  کاهش تمایل به نگهداری از کودک مشخص می­شود. افسردگی بعد از زایمان در پدران نشان می­دهد نباید تمام تمرکز نظام بهداشت و درمان بر مشکلات روحی مادران بعد از زایمان متمرکز باشد؛ بلکه پدران نیز ممکن است آسیب ببیند؛ چنانکه وضعیت روحی و نقش حمایتی پدران میتواند عامل حمایتی مناسبی برای شرایط مادر و نوزاد بعد از زایمان باشد. برای پیشگیری از عوارض پس از زایمان در پدران ،عوامل زمینه ساز آن باید کنترل گردد و علائم آن در مراحل اولیه این اختلال به افراد آموزش داده شود.

نویسنده مقاله : دکتر مرضیه عطشان

 


صفحه اصلی مقالات کودک و نوجوان ، سالمندی ، زوج و خانواده و شغل


bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک پاسخ

  1. Zahra گفت:

    مطلب خیلی عالی و کاربردی بود
    ممنون ازتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *