جهت گیری مذهبی یا گرایش مذهبی از دیدگاه آلپورت

جهت گیری مذهبی یا گرایش مذهبی از دیدگاه آلپورت

یکی از مباحث ضروری و همواره مورد بحث پیچیده انسان که قدمتی به اندازه هستی وی دارد ، مفهوم سلامتی است.با وجود آن که متخصصان، تعاریف متعددی از مفهوم سلامتی ارائه کرده اند، همه آنها موضوع مشترکی دارند وآن “مسئولیت درقبال خود و انتخاب سبک زندگی سالم” است.

تعاریف مربوط به مفهوم سلامتی از الگوهایی پدید آمده اند که جزء اعتقادات دانشمندان مختلف بوده اند:الگوی پزشکی که سلامت را فقدان علایم بیماری شناختی می داند، الگوی محیطی که بر حسب کیفیت سازش فرد با محیط به هنگام تغییر شرایط تعریف شده است، و الگوی کلی نگر که سلامت را برحسب کلیت شخص و نه بر اساس بخش بیماری از بدن تعریف می کند.رواج الگوی کلی نگر و افزایش پیروان این دیدگاه باعث شده که به مفهوم سلامت از منظری متفاوت و ابعاد گوناگون جسمانی، هیجانی، عقلی، اجتماعی، معنوی و روانشناختی نگریسته شود. هرکدام از این ابعاد دارای معنی و مفهوم متناسب با سازه های نظری مربوط به خود هستند.

سلامت روان نیز مانند مفهوم کلی سلامت دارای تعاریف متعددی است.برخی از روانشناسان مفهوم سلامت روان را ” ادراک مثبت فرد از رویدادها و شرایط مختلف زندگی” دانسته اند. رایف و همکاران() یک الگوی چند بعدی از سلامت روان را تعریف و تدوین کرده اند که شامل پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودپیروی،غلبه بر محیط، هدفمندی در زندگی و رشد شخصی می دانند.صرفنظر از دیدگاه ها و تعاریف به تبع مختلف از سلامت روان،مشخص شده که عوامل متعددی برآن موثر، یا با آن مرتبط اند.یکی از این عوامل گرایش و جهت گیری مذهبی افراد است.

مذهب به عنوان یك پدیدة روانی – اجتماعی همواره مورد توجه روان‌شناسان و جامعه شناسان بوده است و درچند دهه اخیر با گسترش مباحث مربوط به استرس و  سلامت روانی، نقش مذهب به عنوان تعدیل کننده، توجه بسیاری از روان‌شناسان را برانگیخته است (بهرامی احسان، 1381) .  اعتقاد بر این است كه در ایمان به خدا، نیروی خارق العاده ای وجود دارد كه نوعی قدرت معنوی به انسان متدین می بخشد و در تحمل سختی های زندگی به او كمك كرده و اضطراب و نگرانی او را کاهش می دهد. ویلیام جیمز معتقد است ، ایمان بدون شك مؤثرترین درمان اضطراب و نیرویی است كه باید برای كمك به انسان در زندگی وجود داشته باشد. فقدان ایمان، زنگ خطری است كه ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد (نجاتی، 1998 ) .

به نظر بنیامین راش[1]  «مذهب آن قدر برای پرورش سلامت روح و روان اهمیت دارد كه هوا برای نفس». مذهب به انسان كمك می كند تا معنای حوادث زندگی را، به خصوص حوادث دردناك و اضطراب انگیز را بفهمد. دین به مؤمنان و معتقدان خود می آموزد كه چگونه با مجموعه عظیم جهان كه پیش روی فرد شكل گرفته و قوانین خود را بر او تحمیل می كند سازگاری [2] یابد (كاسیرز[3] ، 1962، ترجمه : موفق ، 1370) . مذهب از نظر روان‌شناسان یك عامل انگیزشی است. اكتل[4] مذهب را نسبت به كشاننده های اساسی، یك انگیزش نوعی می داند.

 از نظر اسپیرو[5] مذهب اساس نیازهای انسانی است.  بسیاری از افراد پاسخ های مذهبی را بیش از پاسخ های روان‌شناسی می‌پذیرند. اصول، عقاید و سنت های مذهبی حائز اهمیت هستند و حقایقی را در خصوص ماهیت انسان مطرح می‌كنند. شاید معلمان و دبیران مذهبی، متخصصان رشته الهیات و روحانیون از دانش و تخصصی برخوردار باشند كه روان‌شناسان فاقد آن‌ها هستند . انطباق این دو از وظایف روان‌شناسی مذهب می‌باشد.

باوجودآن که روان‌شناسی و مذهب در معنی بخشیدن به زندگی هم سو می‌باشند؛ پاسخهای مذهبی برای افراد مذهبی بیش از پاسخهای روان‌شناسی قابل پذیرش است (بهرامی احسان وتاشك، 1383) . پژوهشهای مرتبط با رابطه مذهب و سلامت روان در دو دهه گذشته نشان داده اند افراد مذهبی در مقایسه با غیر مذهبی ها از سلامت روان بیشتری برخوردارند (کوئنینگ،2012) و رضایت زندگی بالاتری( لیم و پوتمن،2010) دارند.

بنابه كارل مایل[6] : دین هرفرد واقعیت وجود هر او را مشخص می‌كند و بر هویت او نیز اثر می‌گذارد. اعتقادات مذهبی با سرنوشت انسان پیوند می‌خورد و جوشش های این عقاید در قلب انسان، اصول دیگر زندگی انسان را عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌دهد (وست، 2000، ترجمه : شهیدی و شیرافكن ، 1384).

مذهب از نظر روان‌شناسان یك عامل انگیزشی است. از نظر كتل[7] مذهب نسبت به كشاننده های اساسی یك انگیزش نوعی است. از نظر اسپیرو[8] مذهب اساس نیازهای انسانی است.

بسیاری از افراد پاسخ های مذهبی را بیش از پاسخ های روان‌شناسی می‌پذیرند. اصول، عقاید و سنت های مذهبی حائز اهمیت هستند و حقایقی را در خصوص ماهیت انسان مطرح می‌كنند. شاید معلمان و دبیران مذهبی، متخصصان رشته الهیات و روحانیون از دانش و تخصصی برخوردار باشند كه روان‌شناسان فاقد آن‌ها هستند . انطباق این دو از وظایف روان‌شناسی مذهب می‌باشد.

روان‌شناسی و مذهب در معنی بخشیدن به زندگی هم سو می‌باشند با این حال پاسخهای مذهبی برای افراد مذهبی بیش از پاسخهای روان‌شناسی قابل پذیرش است (بهرامی احسان وتاشك، 1383) .

پژوهشهای مرتبط با رابطه مذهب و سلامت روان در دو دهه گذشته نشان داده اند افراد مذهبی در مقایسه با غیر مذهبی ها از سلامت روان بیشتری برخوردارند ( Dein,Cook & Koening,2012) و رضایت زندگی بالاتر( Lim&Putnam,2010) دارند

«آلپورت» گرایش مذهبی رابه دو دسته درون نگرانه و برون نگرانه تقسیم می کند در مسائل مذهبی، جهت گیری مذهبی برون گرایانه روشی است كه بر اساس آن فرد از نام مذهب، حركات مذهب و در مجموع از كل مذهب به منظور ارضاء نیازهای مختلف خود استفاده می‌كند. مذهب ممكن است برای رسیدن به مقام، كسب مقبولیت در خانواده و یا جامعه، بالا بردن اعتماد به نفس یا توجیه اعمال، مورد استفاده قرار گیرد.ومعتقد است یكپارچگی و سلامت روانی تنها در گرو جهت گیری مذهبی، از نوع درون گرایانه است، با اتكاء به این سیستم ارزشی انسان وحدت و یكپارچگی روحی و روانی را تجربه كرده و زمینه را برای تعالی و تكامل مهیا می‌سازد، (نجم عراقی ، 1379).

مذهب درونی با فرد زندگی می‌كند و این‌طور نیست كه او از این مذهب استفاده كند . یعنی حیات و زیست و زندگی فرد در دین و مذهبش می‌باشد. مذهب برای چنین فردی ضروری نیست، مذهب برای او حتی انتخاب هم نیست، بلكه مذهب برای او جبر است؛ حیات است. اگر بخواهیم تشبیه كنیم، مثل آب است برای ماهی. فردی كه جهت گیری مذهبی او درونی است، به جای به خدمت خود درآوردن مذهب بیشتر درصدد خدمت به مذهبش می‌باشد(همان منبع).

جهت گیری مذهبی درونی، در واقع یك تعهد انگیزشی فراگیر است. بنابراین مذهب برای فردی با جهت گیری مذهبی درونی تعهدی است كه برانگیزاننده و سرچشمه تمام تفكرات و حالات و رفتار خارجی اوست. به این معنا كه هر كاری كه فرد انجام می‌دهد و هر حال و تفكری كه دارد در ارتباط با عقیده مذهبی اش است (نجم عراقی ، 1379).

فرد مذهبی كسی است كه دائماً در مسیر خلق یك تجربه ارزشی كه او را به عالی ترین شكل ممكن و به طور صددرصد كامل ارضاء كند، می‌باشد. بالاترین ارزش یا كامل ترین ارزش برای چنین فردی وحدت است و دائماً و بدون لحظه ای توقف در جهتی حركت می‌كند كه وحدت را خلق كند. وحدت برای او كامل ترین تجربه ای است كه  خودش آن را خلق می‌كند. لذا بر طبق نظر آلپورت بالاترین سیستم ارزشی كه به انسان وحدت می‌دهد، سیستم ارزشی مذهبی است. این سیستم ارزشی روی تمام وجوه زندگی اثر گذاشته و همه جهت گیری ها را تحت الشعاع قرار داده و همه جهت گیری های ارزشی را شامل می‌شود . سیستم ارزشی مذهبی، بهترین زمینه را برای یك شخصیت سالم آماده می‌كند. البته این طور نیست كه تمام افرادی كه ادعای مذهبی بودن دارند، سالم هستند..

از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تاثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تاثیر نماز و “دعا درمانگری” بر كنترل اختلالات روانشناختی اشاره كرد(ولف،1997).

مرور تحقیقات در سالهای بعد این تاثیر را واجد برجستگی بیشتری می كند. از دهه 90 به دنبال ناكامی نسبی متخصصین حرفه ای بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها كه بیانگر تاثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود، روی آوری به مذهب روز افزون گردید . در مطالعه ای بین فرهنگی در 19 كشور غربی كه بر روی 28085 نفر آزمودنی انجام شده بود دریافتند كه هر چه انسانها پایبندی بیشتری به مذهب دارند درجه گرایش آنه به خودكشی كمتر است(نیلمن، هالپرن، لیون، لویس1997). در زمینه اضطراب به عنوان یك اختلال شایع روانی مطالع ات نشان می دهند كه شركت د ر مراسم مذهبی اضطراب را كاهش م ی دهد(نیلمن وهمکاران،1997) برخی مطالعات نشان می دهند كه آموزش روش های حل مساله در چارچوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را كاهش می دهد(اسکایفر و گوروش ،1991)همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است كه بیانگر تاثیر مذهب در كاهش افسردگی است و بی ن گرایش به مذهب و افسردگی رابطه ای معكوس مشاهده شده است (نیلمن و همکاران،1997) مطالعه مولفه های ایجاد كننده افسردگی مانند حرمت خود نی ز بیانگر تاثیر مثبت مذهب بر آن است(بهرامی،1384)مذهب به طور كلی بر سلامت روانی تاثیر مثبتی دارد (هانگ ، پارک ، پارک و جی چو،2012)در فرا تحلیلی كه در زمینه مطالعات مذهبی و سلامت روانی انجام شده است، نتایج نشان داد كه در 47 درصد مطالعات رابطه ای مثبت بین مذهب و سلامت روانی وجود دارد، 23 درصد ر ابطه ای منفی و در 30 درصد آنها رابطه معنی داری دیده نشد()مطالعات متعدد نه تنها رابطه مثبت ب ن مذهب و سلامت روان را نشان می دهند بلكه بیانگر تاثیر مذهب بر سلامت جسمانی نیز هستند(کوینگ،2012)بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلب و عروق، اختلال های هاضمه و اشكا لی از سرطان و فشار خون در بین افراد مذهبی كمتر است (ترایوینو،2011) درباره مكانیزم تاثیر مذهب بر سلامت انسان نیز مطالب متعددی منتشر شده است . مذهب به اعتقاد برخی پژوهشگران با تاثیر بر سبك زندگی و چگونگی حل تعارض های ارزشی به دو سوال اساسی انسان درباره هدف زندگی و معنای فعالیتها و استعدادهای او پاسخ می دهد(مسترز،2007)و بدین ترتیب به وحدت یافتگی سازمان روانشناختی و معنوی و خود نظم دهی انسان كمك می كند. به عبارت دیگر سازش یافتگی انسان با مسایل زندگی، مستلزم پاسخ به خواست ه های مهمی است كه انسان در پی پاسخگویی به آنها است . مذهب بستر مناسبی برای پاسخ به خواسته ها و مواضع مبهم فراهم می كند. از جمله این خواسته ها و نیازها می توان به مشكل انسان در رابطه با زمان و جاودانگی، اجتماعی شدن و اجتماعی ماندن، الگوی دلبستگی و جدایی، تشویق و تنبیه مجازات ، معنا دهی به فعالیتها، عقل، جایگاه فرد در جهان، غلبه و معنا دهی به رنجها و تعار ض های اساسی زندگی اشاره كرد(مسترز،2007،کراوس،2009)

مذهب و روانشناسی

احساس و جهت گیری مذهبی از دیدگاه آلپورت

«آلپورت» معتقد است یكپارچگی و سلامت روانی تنها در گرو جهت گیری مذهبی، از نوع درون گرایانه است، با اتكاء به این سیستم ارزشی انسان وحدت و یكپارچگی روحی و روانی را تجربه كرده و زمینه را برای تعالی و تكامل مهیا می‌سازد، بر اساس نظر آلپورت طبقه بندی سیستم های ارزشی عبارتند از جهت گیری ارزشی نظری (تئوریكال)، اقتصادی، زیبایی، اجتماعی، سیاسی و جهت گیری ارزشی مذهبی (نجم عراقی ، 1379).

سیستم ارزشی تئوریكال

آنچه كه كل زندگی فرد، با جهت گیری ارزشی تئوری (نظری) را در بر گرفته و به زندگی او معنا، هدف و وحدت می‌دهد، علاقه و گرایش او به كشف واقعیت ها است . این فرد به مشاهده واقعیت های پیرامون خود می‌پردازد و سپس برای فهم و ارزشیابی آنچه كه مشاهده كرده به اقامه دلیل می‌پردازد . هدف اصلی او منظم كردن و طبقه بندی كشفیاتی است كه به دنبال مشاهدات و بررسی های خود به دست آورده است .

جهت گیری ارزشی اقتصادی

علاقه اصلی و مسلط فرد با سیستم ارزشی اقتصادی، درگیر شدن، توجه و فعالیت متمركز برای به دست آوردن چیزهای مفید و قابل استفاده است . او به خرید و فروش كالاهایی می‌پردازد كه بقای شخصی او را تضمین می‌كنند.

سیستم ارزشی زیبایی

فردی كه سیستم ارزشی او زیبایی است، بالاترین ارزش ها را در دو چیز می‌بیند : شكل و هماهنگی. این افراد به تمام پدیده های جهان هستی نگرشی زیبایی شناختی داشته و هر چیزی را از

زاویه زیبایی آن نگاه می‌كند .

سیستم ارزشی اجتماعی :

بالاترین ارزش ها برای یك فرد جهت گیری اجتماعی، عشق ورزیدن به مردم است. این عشق می‌تواند معطوف به یك فرد خاص و در صورت رشد و گذر از این مرحله، به تعداد زیادی از افراد باشد. ارتباط سیستم ارزشی اجتماعی با سیستم های ارزشی دیگر از این قرار است . ارزش های تئوریتیكال، اقتصادی، زیبایی و سیاسی هم در نظر فردی كه جهت گیری او ارزش های اجتماعی است، غالباً بی تفاوت و غیرانسانی قلمداد می‌شوند. فرد اجتماعی اغلب در لطف و محبت، در همدردی و در ایثار كردن و خود را در خدمت دیگران قرار دادن و ندیدن خود، شبیه افراد مذهبی است. لذا آلپورت این سیستم را نسبت به سایر سیستم های ارزشی به مذهب نزدیكتر می‌داند .

سیستم ارزشی سیاسی :

علاقه اصلی چنین فردی قدرت است، شاید الزاماً درگیر مسائل سیاسی نباشد، اما هر چیزی كه با آن سر و كار دارد به نوعی در صدد اعمال قدرت و رهبری بر آن است . افرادی با این جهت گیری به دنبال رقابت و حذف طرف مقابلند .

سیستم ارزش مذهبی :

فرد مذهبی كسی است كه دائماً در مسیر خلق یك تجربه ارزشی كه او را به عالی ترین شكل ممكن و به طور صددرصد كامل ارضاء كند، می‌باشد. بالاترین ارزش یا كامل ترین ارزش برای چنین فردی وحدت است. پس او دائماً و بدون لحظه ای توقف در جهتی حركت می‌كند كه وحدت را خلق كند. وحدت برای او كامل ترین تجربه ای است كه او خودش آن را خلق می‌كند. او در طلب و جستجوی این است كه عالم را به عنوان یك موجود واحد كلی ادراك كند تا خود را به وحدت و كلیت آن مربوط سازد. در واقع یك فرد مذهبی در جستجوی فهم عالم به عنوان یك كل است، پس كل هست. اگر نبود، كوشش و جستجوی او عبث می‌شد. و از این كه او به جستجوی این موجود واحد می‌پردازد معلوم می‌شود كه انسان برای درك این كلیت با موانعی روبروست و فرد مذهبی كسی است كه در صدد كنار زدن این موانع است تا آن وحدت را بفهمد. لذا وقتی می‌گوید دائماً به دنبال خلق وحدت است، به این معنی نیست كه وحدتی وجود ندارد، بلكه یعنی در خود، حالتی را خلق می‌كند تا وحدت را دریافت كند. لذا فرد مذهبی با تمام ارزش ها در ارتباط است و همه ارزش های دیگر را دارد. یعنی هم فرد سیاسی، هم فرد اجتماعی، هم فرد اقتصادی، هم فرد هنری و هم فرد تئوریتیكال و هم فرد مذهبی است. كاركرد و وظیفه یك سیستم ارزشی، وحدت دادن به حیات انسان است . لذا بر طبق نظر آلپورت بالاترین سیستم ارزشی كه به انسان وحدت می‌دهد، سیستم ارزشی مذهبی است. این سیستم ارزشی روی تمام وجوه زندگی اثر گذاشته و همه جهت گیری ها را تحت الشعاع قرار داده و همه جهت گیری های ارزشی را شامل می‌شود . سیستم ارزشی مذهبی بهترین زمینه را برای یك شخصیت سالم آماده می‌كند. البته این طور نیست كه تمام افرادی كه ادعای مذهبی بودن دارند، سالم هستند. آلپورت در تحقیقات خود به این نتیجه رسید كه دو نوع جهت گیری مذهبی وجود دارد كه عبارتند از : جهت گیری مذهبی برون گرایانه و جهت گیری مذهبی درون گرایانه .

در مسائل مذهبی، جهت گیری مذهبی برون گرایانه روشی است كه بر اساس آن فرد از نام مذهب، حركات مذهب و در مجموع از كل مذهب به منظور ارضاء نیازهای مختلف خود استفاده می‌كند. مذهب ممكن است برای رسیدن به مقام، كسب مقبولیت در خانواده و یا جامعه، بالا بردن اعتماد به نفس یا توجیه اعمال، مورد استفاده قرار گیرد.

فرد ممكن است به ظاهر خیلی مذهبی باشد اما جهت گیری او قدرت باشد و مذهب را به خدمت بگیرد تا به قدرت یا شهرت برسد. یا این كه در هر عملی كه بخواهد انجام دهد یك هاله مذهبی بكشد و نام شرعی روی آن بگذارد تا آن‌ها را توجیه كند. مذهب در چنین مواردی دیگر عمل وحدت بخشیدن و معنا دادن به زندگی را انجام نمی‌دهد. لذا در زندگی این گونه افراد هیچ گونه معنایی وجود ندارد، انسان موقعی معنا را می‌فهمد كه وحدت داشته باشد نه وقتی كه در كثرت است. مذهب در این موارد یك دفاع بر علیه واقعیت است و لذا به جای ایجاد و افزایش و رشد سلامت و بالغ كردن و بالابردن درجه پختگی فرد و ساختن او، در اصل یك ساختمان نوروتیك است .

مذهب درونی با فرد زندگی می‌كند و این‌طور نیست كه او از این مذهب استفاده كند . یعنی حیات و زیست و زندگی فرد در دین و مذهبش می‌باشد. مذهب برای چنین فردی ضروری نیست، مذهب برای او حتی انتخاب هم نیست، بلكه مذهب برای او جبر است؛ حیات است. اگر بخواهیم تشبیه كنیم، مثل آب است برای ماهی. فردی كه جهت گیری و قبله گاه مذهبی او درونی است، به جای به خدمت خود درآوردن مذهب بیشتر درصدد خدمت به مذهبش می‌باشد.

جهت گیری مذهبی درونی، در واقع یك تعهد انگیزشی فراگیر است. بنابراین مذهب برای فردی با جهت گیری مذهبی درونی تعهدی است كه برانگیزاننده و سرچشمه تمام تفكرات و حالات و رفتار خارجی اوست. به این معنا كه هر كاری كه فرد انجام می‌دهد و هر حال و تفكری كه دارد در ارتباط با عقیده مذهبی اش است (نجم عراقی ، 1379).

اعتقادات مذهبی و ارزش های الهی در جهت گیری انسان نسبت به دیگران با مفاهیمی‌نظیر عفت، حلم ومدارا، رازداری، ایثار، صداقت، عدالت، مسئولیت و خوشرویی نقش ایفا می کند. لذا جهت گیری مذهبی به صورت های مختلف بر خانواده و تربیت فرزندان می‌تواند تأثیر داشته باشد

[1] Rush

[2] Alaption

[3] Kasierz

[4]  kattel

[5]  Espiro

[6] Karl mayl

[7]  kattel

[8]  Espiro

 

مطالب مرتبط