نظریه میدانی کورت لوین

نظریه میدانی کورت لوین

Kurt Lewin

کورت لوین در شهر موگیلنو در آلمان به دنیا آمد و در فریبرگ، مونیخ، و برلین به تحصیل پرداخت.او در1914درجه دکترای خود را در روانشناسی از کارل استامپ در یافت کرد، جایی که اوبه تحصیل ریاضیات و فیزیک نیز پرداخت. در خلال جنگ جهانی اول لوین در ارتش آلمان خدمت کرد، در عملیات مجروح شد و به دریافت مدال صلیب آهنی نائل آمد.بعد از جنگ به دانشگاه برلین بازگشت وچنان عضو بارآوری از گروه گشتالت شد که به عنوان همکار سه (کافکا، کهلر، ورتهایمر) روانشناس ارشد گشتالتی محسوب شد. او در مورد تداعی و انگیزش پژوهشهایی انجام داد و شروع به تدوین نظریه میدانی خود کرد، که آن را درسال 1929در ایالات متحد به روانشناسان گرد آمده در کنگره بین المللی روانشناسی در دانشگاه بیل ارائه داد. لوین قبل از اینکه درسال1932به عنوان استاد مدعو در دانشگاه استانفورد کار کند در ایالات متحد شناخته شده بود. سال بعد به دلیل خطر نازیها تصمیم گرفت برای همیشه آلمان را ترک کند. او به کهلر نوشت”حال معتقدم که برای من راهی به جز مهاجرت باقی نمانده است، اگر چه این کار زندگی ام را از هم خواهد پاشید”(نقل در بنجامین،1993،ص.160،158). مادر و خوهر لوین بعدا در اردوگاه کار اجباری نازیها فوت کردند.

او دو سال را در دانشگاه کرنل گذراند ودرسال1935  به دانشگاه آیووا رفت تا درباره روانشناسی اجتماعی کودک پژوهش کند.در نتیجه این پژوهشها از او دعوت شد تا مرکز جدید پژوهش پویایی های گروهی را در موسسه تکنولوژی ماساچوست تاسیس کند و ریاست آن را به عهده بگیرد.اگرچه مدت کوتاهی پس از پذیرفتن این سمت درگذشت، برنامه او آنقدر کارا بود که آن مرکز پژوهش که اکنون در دانشگاه میشیگان قرار دارد هنوز هم فعال است. در خلال 30فعالیت حرفه ای اش،لوین خود را وقف حوزه وسیعأ تعریف شده انگیزش انسان کرد. پژوهش او بر رفتار انسان در کل زمینه فیزیکی و اجتماعی اش پایه گذاری شده است(لوین،1939،1936).

  • نظریه میدانی کورت لوین هم متأثر از نظریه کشاننده ای و هم با نظریه گشتالت رابطه دارد.
  • لوین اولین محققی است که بین تحقیقات مربوط به انگیزش در گذشته و حال پلی ایجاد کرد.
  • لوین که از طرفداران مکتب گشتالت است سعی کرد با استفاده از مفاهیم ریاضی و هندسی الگویی شبه ریاضی برای رفتار ارائه دهد.
  • نظریه میدانی کورت لوین بر این اصل استوار است که رفتار به واسطه میدانی که در آن لحظه وجود دارد شکل می گیرد.
  • در نظریه میدانی کورت لوین نیروهایی اهمیت دارند که در حالت کنونی روی فرد تاثیر می گذارند مانند اینکه فرد از کثیفی نفرت دارد.
  • در نظریه میدانی کورت لوین گذشته و آینده در زمان حال توصیف می شوند. این ویژگی در نظام هال نیز مشاهده می گردد.

یکی از اصول دیگر نظریه میدانی کورت لوین این است که در جریان تحلیل رفتار، بایستی مجموع موقعیتها را مد نظر قرار داد، چنان که در نظریه گشتالت نیز به پدیده های ادراکی توجه می شود و مجموع میدان نیرو مدنظر قرار می گیرد.

بنابراین هر بخش از میدان، بخش دیگری را فعال می کند، این مفهوم با توضیح فضای زندگی در نظریه لوین روشن می شود.

فضای زندگی در نظریه میدانی کورت لوین

نظریه میدانی در فیزیک، لوین را راهنمایی کرد تا فعالیتهای روانی شخص را که در نوعی زمینه روانی روی میدهد و او آن را فضای زندگی نامید مورد ملاحظه قرار دهد. فضای زندگی تمام رویدادهای گذشته، حال، و آینده را که ممکن است بر ما اثر کند را در بر می گیرد. از نقطه نظر روانشناختی،هر کدام از این رویدادها در یک موقعیت مشخص می توانند رفتار را تعیین کنند.بنابراین،فضای زندگی از نیازهای فردی که با محیط روانشناختی او در حال کنش متقابل هستند تشکیل می شود. فضای زندگی درجات گوناگونی از رشد را به عنوان کارکردی از مقدار و نوع تجربه ای که فرد انباشته است نشان می دهد.در فضای زندگی کودک،به دلیل فقدان تجربه،نواحی متمایز معدودی وجود دارند.یک بزرگسال تحصیل کرده روشنفکر،فضای زندگی پیچیده و کاملا متمایز شده ای دارد که این نشان دهنده تجارب گذشته متنوع اوست.

لوین برای ارائه مفهوم نظری خود از فرآیندهای روانشناختی به جستجوی یک مدل ریاضی پرداخت.به دلیل اینکه او به شخص به عنوان یک فرد،موردواحد،علاقه مند بود نه به میانگین گروهها،برای هدف او آمار مفید نبود.او نوعی از هندسه، به نام مکان شناسی را برای ترسیم فضای زندگی ونشان دادن تمام اهداف ممکن فرد وراههای رسیدن به آن اهداف انتخاب کرد.

لوین در نقشه های مکان شناسی خود برای نشان دادن جهت حرکت فردبه سمت هدف از پیکان و بردار استفاده کرد.برای کامل کردن تصویر،اندیشه، جاذبه ها را انتخاب کردتا به ارزش مثبت یا منفی اشیاء فضای زندگی اشاره کند.اشیایی که برای فرد جالب اند و نیازهای او را برآورده می سازد جاذبه مثبت دارند؛اشیایی که تهدید کننده اند دارای جاذبه منفی اند. بنابراین،روانشناسی به اصطلاح “تابلو سیاه” لوین شامل طرحهای خطی پیچیده است تا پدیده های روانشناختی را نشان دهد.برای لوین تمام شکلهای رفتار را می توان به وسیله طرح خطی نشان داد.

برای مطالعه این مطلب با سایت روانشناسی روان راهنما همراه باشید.

نکات :

در نظریه میدانی لوین فضای زندگی متشکل از فرد و محیط است و رفتار حاصل تعامل بین این دو است.

فضای زندگی توصیف کننده محیطی است که فرد ادراک می کند.

در نظریه لوین محیط روان شناختی با محیط فیزیکی یکسان نیست.

توصیف ذهنی محیط بستگی به ویژگی های فردی از قبیل نیازها، ارزشها، عقاید و انگیزه ها دارد.

طبق نظر لوین چنانچه بخواهیم رفتاری را توصیف کنیم، بایستی به منظومه کنونی فرد و محیط توجه داشته باشیم.

فضای زندگی به سازه های فردی و محیطی تقسیم می شود.

نظريه ميدانى در روان‏شناسى اجتماعى با كورت لوين(curt Levin)آغاز شده و تكوين يافته است. اساس نظريه ميدانى لوين بر اين اصل استوار است كه رفتار را به جاى اينكه لزوما با طبيعت فرد تبيين كنيم، بايد آن را معلول ارتباط آن با محيط مادى و اجتماعى بدانيم كه در آن مؤثرند و اين رفتار در آنجا به وجود مى‏آيد. بنابراين، طبيعت آدمى ممكن نيست مستقل از ساختمان واقعى ميدان اجتماعى موجود باشد.

لوين به طور كلى، در پى يافتن «نيروهاى واقعى تعيين‏كننده رفتار آدمى» در درون ميدان روانى ـ اجتماعى فرد است. به نظر لوين، تنها زمانى مى‏توانيم موفق به پيش‏بينى رفتار انسان شويم كه بتوانيم كل ميدان و نيز نيروهايى را كه در مقطعى از زمان براى فرد موجودند، نشان دهيم.

لوين واژه «فيلد» (Field پهنه، ميدانـ در نام‏گذارى اين نظريه ـ را از فيزيك برگرفته است. وى معتقد است: رفتار تابع عوامل به هم وابسته‏اى است كه عمل در آن‏ها انجام مى‏شود. اين عوامل را «نيروهاى ميدان» مى‏نامند.

لوين در تعريف مفهوم «ميدان»، كه آن را «فضاى زندگى» مى‏نامد، به تعريف انيشتين استناد مى‏كرد كه طبق آن، تعريف «ميدان» عبارت است از: «مجموعه‏اى از حقايق موجود با ارتباط و وابستگى فيمابين

به نظر لوين، رفتار آدمى همواره تابع فضاى زندگى وى بوده و در غايت، محصول تعامل متقابل بين فرد و محيط پيرامونى است. بنابراين، از ديدگاه او، رفتار و عمل صرفا و منحصرا برخاسته از فرد و يا عوامل تعيين ‏كننده محيط نبوده، بلكه نتيجه كنش متقابل و تأثير و تأثر فرد و محيط مى‏باشد. وى معتقد است: فرد الزاما بايد در رابطه با گروهى كه بدان وابسته و مرتبط است، مورد مطالعه قرار گيرد. لوين در بررسى تأثيرات گروه بر رفتار فرد بين «نيروهاى خودى» و «جانبى» مؤثر در تغييرات فضاى زندگى تمييز قايل مى‏شود. «نيروهاى خودى» نيروهايى هستند كه از نيازهاى خود فرد برخاسته‏اند، در حالى كه «نيروهاى جانبى» از فشارهاى محيط پيرامون ناشى شده‏اند.

لوين متذكر مى‏شود كه مؤثرترين تأثيرات بر تغييرات اجتماعى از جانب نيروهاى خودى و جانبى موجود در فضاى زندگى است كه از درون و بيرون بر فرد تأثير مى‏گذارند. از اين‏رو، به نظر وى، به وجود آوردن تغيير اجتماعى با توسّل به گروه يا از طريق گروه، سهل‏تر و مؤثرتر تحقق مى‏يابد تا مستقيما از طريق فرد.

بر اساس نظریه میدانی کورت لوین همواره بايد به خاطر داشته باشيم كه ساختار كلى وضعيت موجود براى عمل مهم است. در واقع، براى تبيين و به عبارتى ديگر، فهم يا پيش‏بينى رفتار، بايد كل وضعيت را در آن لحظه تعيين كرد و به دو دسته رويداد به طور همزمان توجه نمود:

  1. وضعيت نيازهاى درونى فرد(Person) كه با علامت اختصارى(P)نشان داده مى‏شود؛
  2. وضعيت يا فشارهاى محيط(environment) كه با علامت اختصارى(E)نشان داده مى‏شود.

مى‏توان ميدانى را كه فرد در آن عمل مى‏كند ـ يعنى نيازهاى درونى فرد و فشارهاى محيطى را ـ دو متغيّر اصلى تعيين‏ كننده رفتار فرد دانست و آن را به شكل زير ترسيم نمود:

همچنان كه ملاحظه می ‏شود، نظريه لوين كاربرد خوبى براى مطالعه رفتار افراد در سازمان دارد .لوين خود نيز به سمت مطالعات سازمان سوق داده شد. پس از لوين، مباحث زيادى براى نشان دادن تأثير عوامل فردى و سازمانى در رفتار فرد انجام گرفت؛ از جمله طبق نظريات جديد مديريت و سازمان، چارچوبى براى تحليل كار ارائه گرديد. بر اساس اين چارچوب، هم‏جهت بودن نيازهاى فرد و اهداف سازمان براى ايفاى وظيفه خاص سازمان لازم است. اگر نيازهاى روحى اعضاى سازمان تأمين نشوند، از يك سو ممكن است فرد نسبت به انجام وظايف و مسئوليت‏هاى خود بى‏تفاوت شود و در شكل شديدتر، به يك خصومت و بيگانگى نسبت به سازمان منجر گردد. از سوى ديگر، ممكن است فرد را به خاطر وظيفه‏ شناسى و مسئوليت‏ پذيرى دچار فشارهاى فردى و سازمانى نمايد. فشارهاى ناشى از مشكلات زندگى شخصى و زندگى شغلى يكى از محورهاى اصلى مطالعه كار و شغل در علوم اجتماعى را تشكيل مى‏دهد و عوامل اصلى شكل ‏گيرى انتظارات، محور اساسى مطالعه كار در علوم اجتماعى است.

بر اساس اين چارچوب، انسان حين كار دچار فشارهايى مى‏شود كه بعضى به ويژگى‏هاى خود او برمى‏گردند و بعضى به ساختار سازمانى كه در آن كار مى‏كند. دو مفهوم اصلى به كار رفته در اين چارچوب عبارتند از: «فشارهاى بيرونى (ساختارى)» و «فشارهاى درونى (فردى)».

فرد از يك سو، عضو سازمان و از سوى ديگر، عضو ديگر نظام‏ها و گروه ‏هاى اجتماعى است؛ يعنى افراد علاوه بر اينكه در يك سازمان كار مى‏كنند، زندگى خانوادگى و اجتماعى دارند و به فعاليت‏هاى غيرشغلى مى‏پردازند. در كنار كار، بخش‏هايى از زندگى هر فرد به بيرون از كار اختصاص دارد. اين دو قلمرو خواسته‏ها و انتظارات فرد را تشكيل مى‏دهند.

نظریه میدانی کورت لوین در بررسی رابطه‌ی بین طلاق و بزهكاری فرزندان

میدان اجتماعی و روانی(عوامل فردی و محیطی) در گرایش فرزندان طلاق به بزهكاری موثر است. كورت لوین در این زمینه معتقد است رفتار انسانی تابع عوامل مختلف و به هم وابسته است و این عوامل را می‌توان به دو گونه خصایص شخصیتی و محیطی تقسیم كرد چرا كه رفتار هر فرد تابع آن شرایط محدود زمانی و مكانی خاص است كه او در آن زندگی می‌كند. این رابطه پویایی تقابل موقعیتی را به وجود می‌آورد كه رفتار تابع آن است. B= F (P+E))       Behavior= function (personality+ environment))

(خصوصیات محیط و خصوصیات شخصی) تابع= رفتار.

در نظریه میدانی کورت لوین میدان اجتماعی شبكه‌ای است از مواضع نسبی كه اعضا یك گروه آن را اتخاذ می‌كنند و وابستگی و همبستگی كه بین خود برقرار می‌كنند دانست. ساخت یك گروه و سازمان، پویائی آن گروه و سازمان را معین می‌كند.

نظریه میدانی کورت لوین در مورد دوران بلوغ و نوجوانی

«کورت لوين»(1935،1939،1948)به تجزيه و تحليل دنياي ذهني نوجوان بيشتر ازتفاوتهاي فردي ميان نوجوانان علاقمند بود.او مفهوم نظريه ميداني خويش را براي انجام دادن اين وظيفه به کار گرفت.قانون اصلي، روان شناختي نظريه ي ميداني اين است که رفتار(B)يک تابع است(F)از شخص(P)و از محيط او(E)و يا به عبارتي: (B=F(PE به طور خلاصه، مجموع تعاملهاي محيطي و عوامل شخصي به عنوان فضاي زيست (زندگي)و يا فضاي روان شناختي ناميده مي شود.در درون فضاي زندگي، اهداف مثبت و منفي وجود دارد که فرد احساس مي کند جذب آنها شده و يا آنها را دفع کرده است؛ اين اهداف، جاذبه ها خوانده مي شود.(در روانشناسي گشتالت)فرد به سوي اين هدفها و يا فاصله گرفتن از آنها در فضاي زندگي اش،حرکت مي کند؛ اين پديده به اصطلاح جابجايي حرکتي خوانده مي شود.يک متغير بسيار مهم در اين چهارچوب فکري، وجود موانعي است که درجابجايي حرکتي فرد و رسيدن او به اهدافش دخالت مي کند.

مطابق نظریه میدانی کورت لوین ،فضاي زندگي کودک به مرحله ي رشد او بستگي دارد. کودک در حال رشد، به طور فزاينده اي قادر به فرق گذاشتن بين واقعيت غير آن، اميدها  و انتظارات واقعي ، کذب و صدق مي باشد. از اين رو، يک  نتيجه ي تمييز مطالب از يکديگر،گسترش سازمان فضاي زندگي است.

شرايط متعددي دررشد يک کودک بر درجه ي ساختار و سازمان فضاي زندگي او تأثير خواهد گذاشت:
اگر والدين در مراحل اوليه رشد کودک، يک ساختارکافي براي او فراهم نکنند، شخصيتش، يکپارچگي خود را از دست خواهد داد.به هرحال، همچنان که کودک پا به سن مي گذارد و همچنان که فضاي زندگي اش متمايز مي شود، او نياز به آزادي دارد تا به فضاهاي جديد دست يابد و تجربيات جديدي را به دست آورد.بنابراين کاهشي درميزان رهنمود به کودک، به همان روشني که محدوديتهاي وضع شده توسط والدين دلالت دارد، مشاهده مي شود.ميزان و سرعت تغيير، دومين شرط است که درجه ي افزايش تفاوت را در رشد کودک، تحت تأثير قرار مي دهد.اگرتغيير تدريجي است آن موجب سهولت کار سازمان (بدني)مي شود و اگر تغييرات سريع و ناگهاني هستند، آنها احتمالاً منجر به دوره هايي از فشار رواني و بحران خواهند شد.نوجواني، به وسيله ي تغييرات نسبتاً سريع در ساختار فضاي زيست توصيف مي شود و بنابراين به فشار رواني و به هم ريختگي در فضاي زيست منجر مي گردد.«لوين» فشار رواني ناشي از تغييرات زيستي درطول دوران بلوغ را به ميزان تغييراتي که به طورعيني اتفاق مي افتد، نسبت نمي دهد، اما بيشتر آن را به وضعيت مرکزي بدن فرد در فضاي زيست منسوب مي نمايد.بنابراين، آن يک مفهوم و معناي ذهني از بدن نوجوان است که تعدادي از نتايج تغييرات مشاهده شده را در بدن، در زمان بلوغ، تعيين مي کند.

سومين عاملي که در تمييز و تفکيک مطالب از يکديگر اثر خواهد گذاشت، حضور نيروهاي تعارضي درمراحل مختلف رشد مي باشد. نيروهاي تعارضي ممکن است از بدن کودک سرچشمه گيرد و يا در محيطي که کودک آن را مشاهده مي کند، وجود داشته باشد.تجزيه و تحليل ازدياد عوامل تعارضي در طول دوران نوجواني، يک جنبه ي اساسي و مهم ديدگاه «لوين»را براي درک دوران نوجواني تشکيل مي دهند؛ به عنوان مثال، اگر کودک وابستگي زيادي به خانواده اش داشته باشد، سپس فرهنگي متقاضي افرادي باخصوصيت اطمنيان به خود در بلوغ باشد، اين مسئله با وابستگي درتعارض قرار مي گيرد و بلوغ به عنوان يک دوره ي تغييرات شديد، ملاحظه مي شود.منبع ديگر تعارض و فشار براي نوجوان در جامعه ي ما از راه و رسم مبهمي منتج مي شود که مورد بحث بزرگترها واقع مي گردد؛ به عنوان مثال، شکلهاي قطعي رفتار کودکانه و اهدافي که هنوز براي او داراي ارزشهاي قوي و مثبتي هستند، ازطرف جامعه ي بزرگسالان، تا آن اندازه قابل قبول نيست.اگر چه، نوجوان مجاز نيست که اين رفتار کودکانه را با اشکالي از رفتار بزرگترها نظيراتومبيل راني و مورد  ديگري که هنوز از ارزشهاي مثبت و قوي برخوردارند،جانشين نمايد.
نظریه میدانی کورت لوین
«لوین» موقعيت حاشيه اي نوجوان را درانتقال به موقعيت يک عضو گروه اقليت که او سعي مي کند خود را از سابقه اش جدا کند و به گروه اکثريت وارد شود، مورد مقايسه قرار داده است.نوجوان آرزو دارد خود را از سابقه کودکي اش جدا سازد و به جامعه ي بزرگسالان وارد شود؛ جامعه اي که او آن را به عنوان گروه اکثريت قدرتمند لحاظ مي کند.اگر عضو گروه اقليت فقط تا حدودي موفق باشد که ارتباطهايي را با گروه ممتاز برقرار سازد، او يک فرد حاشيه اي درهردو گروه خواهد شد.اين به طورمساوي شامل تجربيات نوجوان مي شود.هردو به وسيله ي کميت افزايش يافته اي از تنشهاي عاطفي مورد آزار قرار مي گيرند و هردو به طور فوق العاده اي نسبت به کاستي هاي زمينه اي که سعي آنها در جدا شدن از آنهاست، حساس هستند.

«لوین» قاعده سازي قطعي و جالبي را پيشنهاد مي نمايد که نوجوانان را غالباً با منش افراط گرايي و بي ثباتي اعتقادي مشخص مي کند. تجربيات نوجوان در زمينه ي توسعه ي فضاي زيست او با ترديد و فشارهاي تعارضي همراه است و بنابراين نتايجي از قبيل بي ثباتي عقيدتي و هيجاني در بر دارد. به علاوه،نوجوان دراتخاذ يک موقعيت اساسي با توجه به مباني اعتقادي جامعه، کمتر از بالغ در قلمروهايي از فضاي زيست گام برمي دارد.اين به آن دليل است که آگاهي ازصحنه ي سياسي بيشتر از ساير اين موارد مايه ي تمايز نوجوان از بزرگسال مي شود.نوجوان فقط بين راست وچپ را تشخيص مي دهد،درحالي که بالغ، مراحل بيشتري از تفاوت بين بي نهايت راست و بي نهايت چپ را تشخيص مي دهد.سهولتي که به موجب آن نوجوانان موقعيتي را اخذ مي کنند، همچنين به تأثير فقدان قدرت تمايز در خط مشي فضاي زيست افراد بالغ وجود دارد،حضور چنداني ندارد.دراين نقطه نظر«بلاک»، «هان»و «اسميت»در تشريح نظريات خود به آگاهي ازنظريات خواننده نيزعلاقمندند.باز هم دليل ديگر براي اين که نوجوان شکار آساني براي افراط گراييهاي اعتقادي است، از تعادل ميان دو جنبه ي تخيل ـ واقعيت درمراحل رشد ناشي مي شود نوجوان به طور فزاينده اي زيرفشار بيشتر جامعه ي بالغها براي ترک کردن خصوصيت دوري از واقعيت قراردارد تنها تعادل خود را به نفع واقعيت دنياي بالغها حفظ کند.اين غالباً نتيجه ي اهميت تعارض ميان واقعيت و آرمان (ايده آل) است و به تمايل مشتاقانه ي نوجوان به ترکيب و مافوق ترکيب ميدان ارزشها و آرمانهايش منتهي مي شود و آن ممکن است، آمادگي نوجوان را براي پيروي کردن از هرکسي که به او الگوهاي معيني از ارزشها را پيشنهاد نمايد، محسوب شود. البته افراط گرايان، با توجه به ارزشهايي که آنها معتقدند،کمترين ترديد و کمترين خودانتقادي را دارند.

نظریه میدانی کورت لوین را درزمينه ي نوجواني ممکن است بدين شرح خلاصه نمود:

نوجواني در بين مراحل رشد، مرحله اي است که فرد با توسعه ي فضاي زيست، به ويژه در جنبه ي اجتماعي آن و چشم انداز زماني اش، مواجه مي شود. اين تغيير نتيجه اش کاهش محسوس در ساختار شناختي مي باشد.

نوجوان در کنار فشارهاي تعارضي بيشتر، از راهنمايي کمتري نسبت به کودک و يا بزرگسال براي رفتار خود در جامعه ي ما برخوردار است.نوجوان موقعيت بين مرحله ي کودکي و مرحله ي بزرگسالي را که به مانند عضو حاشيه اي يک گروه اقليت مي باشد،احراز مي کند.بلوغ به عنوان يک تجربه جديد نوجوان در زمينه ي بدني اش، مي تواند به مانند يک تغييرنامطلوب در قلمرو مرکزي فضاي زيست او نمايان شود.اين سه شرط اختصاصي نوجواني، از تجارب عاطفي و رفتار اجتماعي مورد علاقه و قابل پيش بيني، پيروي مي کند.نوجوان درميان دو حالت خجالتي افراطي و پرخاشگري درحال نوسان بوده وبسيار حساس مي باشد.نوجوان بين تعارضهاي اجتماعي و ارزشهاي اخلاقي، بين اعتقادات و بين سبکهاي مختلف زندگي، تجربيات زيادي را به دست مي آورد.بالاخره تجربه ي تعارض، تنشهايي را باعث مي شود که نوجوان را به وضعيتهاي افراطي بينش و عمل سوق مي دهد.

اندیشه در خلال روزمرگی

«کورت لوین»، از روانشاسان پیرو مکتب گشتالت، عادت داشت که جلساتی را با چند دانشجو در یک کافه برگزار کند. «در یکی از این روزها وقتی لوین پیش­خدمتی را که به آنان سرویس داده بود فراخواند تا حساب میز را بپردازد، متوجه شد که فرد نامبرده بی­آنکه مداد و کاغذی از جیب خود در آورد، بلافاصله از حفظ حساب لوین و هریک از دانشجویان را مشخص کرد. لوین که انتظار چنین پیشامدی را نداشت، کمی به فکر فرو رفت، ولی به روی خود نیاورد. پس از نیم ساعت که گروه میخواستند کافه را ترک کنند او بار دیر پیشخدمت را صدا کرد و گفت: آیا ممکن است یک بار دیگر هزینه­ی میز ما را حساب کنید؟ و پیشخدمت بلافاصله پاسخ داد متاسفم! نمیتوانم خواهش شما را برآورده کنم، زیرا شما صورت حسابهای خود را پرداخته­اید و دیگر به یاد ندارم، هریک از شما چه داشته­اید! توجه به این مسئله لوین را به صرافت انداخت که باید بین عملی ناتمام، که در ذهن ایجاد تنش میکند، و یادآوری آن رابطه­ای وجود داشته باشد که پس از کامل شدن کار و از بین رفتن تنش علتی برای یادآوری باقی نمی­ماند. او برآن شد که بار دیگر مشاهدات عادی روزانه­ی خود را موضوع پژوهش علمی قرار دهد». (اصول کلی روانشاسی گشتالت، ص ۱۴۳)

آنچه لوین به آن رسید این بود که، اگر مطلبی یا کاری را نیمه کاره رها کنیم، ذهن همچنان باآن درگیر است و جزئیات امر را به خاطر دارد. اما با اتمام آن امر شرایط برای فراموشی آن امر فراهم میشود.

نظریه میدانی کورت لوین
نظریه دروازه بانی

اصطلاح “دروازه‌بانی” (Gate keeping) برای اوّلین بار در سال 1947 توسط یکی ازمتخصّصان حوزه روانشناسی اجتماعی به نام کورت لوین(Curt Levin) به کار برده شد. نظریه‌ی لوین برای درک این موضوع به وجود آمد که چگونه یک نفر می تواند تغییرات اجتماعی گسترده ای در جامعه به وجود آورد. لوین در تحقیقاتی که در زمینه‌ی عادات غذایی انسان انجام داد، به این نتیجه رسید که از آنجا که غذا قبل از رسیدن بر سر میز غذا از کانال‌هایی عبور می‌کند، تغییر عادات غذایی برابر با تغییر دادن غذاهایی است که از این کانال‌ها عبور می‌کنند. مراکز خاصی در این کانال ها قرار دارند که نقشی مانند دروازه دارند و محلی برای اتخاذ تصمیمات قلمداد می شوند. لوین معتقد است چگونگی عبور مطالب از کانال‌ها، به میزان زیادی به عملیاتی که در محل دروازه بر روی آن ها صورت می‌گیرد، بستگی دارد .  از نظر لوين، غذا از چند مجرا به روي ميز غذا خوري مي رسد. يك مجزا، فروشگاه مواد غذايي است. و يك مجرا، باغچه سبزي و ميوه موجود در خانه است. لوين كه باورداشت اين چارچوب نظري در هر سطحي قابل تعميم است. در اين باره چنين گفت: اين وضعيت نه تنها براي مجراهاي مواد غذايي، بلكه در مورد عبور خبر از يك مجراي ارتباطي نيز صدق مي كند و هم چنين براي نقل و انتقال كالاها و افراد” 

«کورت لوین» کسی است که اصطلاح «دروازه‌بان خبری» را به واژگان ارتباطات و رسانه افزوده است، برای ایجاد تغییر سه مرحله را در نظر می‌گیرد: «خروج از انجماد»، «تغییر» و سپس «انجماد مجدد و بازگشت به ثبات و پایداری». همچنین نظریه پردازان مدیریت تغییر، مراحلی را برای ایجاد تغییر ذکر کرده‌اند که بدین شرح است:

سازه های فردی نظریه میدانی کورت لوین

در چهارچوب سازه های فردی، سازه های ساختاری و سازه های پویشی که از یکدیگر متفاوت اند مورد بحث قرار می گیرند.

سازه های ساختاری: فرد را می توان به منزله یک نقطه یا منطقه در فضای زندگی تلقی نمود هنگامی که فرد به عنوان منطقه تصور می شود دارای ساختار معینی است که مهم ترین آنها عبارت اند از خرده مناطق، دیوار مرزی و مناطق مجاور.

سازه های پویشی: سازه پویشی تنش به موقعیت یک منطقه بستگی دارد در صورت وجود نیاز، یک منطقه در حالت تنش قرار می گیرد.

تمایز جنبه های ساختاری و پویشی: یک نیاز یا قصد در یک منطقه فرد تنش به وجود می آورد. عدم تعادل و توازن تنش بین مناطق سبب می شود که تنش از یک منطقه به منطقه دیگر جریان پیدا کند. چنانچه دیواره تفکیک کاملاً نفوذپذیر نباشد منطقه در یک حالت تنش نسبتاً ثابت باقی می ماند. پس از ارضای کامل، تنش از بین می رود و بین مناطق تعادل برقرار می گردد.

سازه های محیطی

سازه های محیطی همانند سازه های فردی به سازه های ساختاری و سازه های پویشی طبقه بندی می شوند.

سازه های ساختاری: سازه های ساختاری محیط به سازه های ساختاری فرد شباهت دارد. آنها در بر گیرنده مناطق، دیواره مرزی و مناطق مجاورند. سازه های محیطی و فردی در معنا و مفهوم با یکدیگر متفاوت اند.

مناطق محیط توصیف کننده احتمال رفتارند. مناطق با رفتارهای وسیله ای مطابقت دارند.

سازه های پویشی

بین سازه های پویشی فرد و محیط همبستگی وجود دارد. چنانچه در منطقه درون فردی حالت تنش وجود داشته باشد منطقه متناظر در محیط جذابیت پیدا می کند.

نظریه میدانی کورت لوین

جهت در فضای زندگی

جهت در فضای زندگی به عنوان رابطه بین مناطق تلقی می شود.

فضای زندگی هم به عنوان رفتارهای وسیله ای توصیف می شود و هم به منزله واسطه ای است که فرد برای دستیابی به هدف از آن استفاده می کند.

طبقه بندی جهت

لوین یک طبقه بندی نسبتاً ساده برای جهت رفتار مطرح کرده است در این جدول چهار طبقه از دو بعد جهت رفتار را مشخص می کنند که عبارتند از: به سوی هدف، گریز از هدف.

جهت رفتار به سوی هدف از منطقه الف به سوی منطقه ب یا از منطقه الف به سوی الف است مانند اینکه فرد هدفی را انتخاب کرده و همچنان در هدف خود باقی است.

طبقه بندی جهت

جهت رفتار

به سوی هدف

  1. رفتار مصرفی(الف، الف)
  2. رفتار وسیله ای (الف، ب)

گریز از هدف

رفتار فرار( الف، – الف)

رفتار اجتنابی( ب،- الف)

رفتار مصرفی، رفتار به سوی هدفی است که فرد در آن منطقه تمایل به ماندن دارد رفتار وسیله ای، رفتاری است که فرد هدف جدیدی را انتخاب کرده و به سوی آن حرکت می کند رفتار فرار، رفتار گریز از هدفی است که منجر به دوری می شود.

رفتار اجتنابی، رفتار گریز از هدفی است که فرد از یک حالت نامطبوع دوری می جوید.

ارتباط نظریه هال و نظریه میدانی کورت لوین

در هر دو نظام از مفاهیم مشابهی مانند نیازهای فردی، ویژگی هدف، متغیر جهت استفاده شده است، ولی در نظریه میدانی کورت لوین تنش به نیاز اختصاصی و موضوع هدف به تنش وابسته است و فاصله روانی معرف جنبه شناختی محیط است که بیانگر ادراک فاصله نیز می باشد.

تعارض در نظریه میدانی کورت لوین

لوین نیرویی را که در یک موقعیت بر فرد وارد می شود به طور مستقیم با تنش و جذابیت هدف و به طور معکوس با فاصله روان شناختی مرتبط می داند.

لوین معتقد است که در هر لحظه نیروهای معارض متفاوتی بر فرد وارد می شود و وی را به جهات مختلفی سوق می دهد.

بین نیروهای میدان در فضای زندگی همواره تعارض وجود دارد که فرد باید برای رفع تعارض اقدام کند.

به نظر لوین فرد همیشه در جهت قوی ترین نیرو حرکت می کند.

لوین تعارض را بر اساس نیروهایی که هم زمان بر فرد وارد می شوند به سه دسته نزدیکی- نزدیکی، نزدیکی – دوری، دوری- دوری طبقه بندی می کند.

تعارض نزدیکی- نزدیکی: در تعارض نزدیکی – نزدیکی فرد خود را در مقابل دو هدف یا دو انتخاب دلپذیر ولی مغایر می بیند. در چنین وضعی فرد در بیش از یک میدان نیروی مثبت قرار دارد.

تعارض نزدیکی- نزدیکی ناپایدار است و پس از رفع تعارض تعادل برقرار می گردد.

تعارض دوری- دوری: در تعارض دوری- دوری فرد خود را در مقابل دو هدف یا دو انتخاب نامطبوع می بیند و در میدان نیروهای منفی قرار دارد.

رفع تعارض دوری- دوری به سادگی امکان پذیر نیست و تعارض پایدار است.

فرد در تعارض دوری- دوری راهی بر می گزیند که فاصله روانی او از هر دو جهت افزایش یابد.

تعارض نزدیکی- دوری: در تعارض نزدیکی- دوری فرد خود را در مقابل یک هدف دلپذیر و یک هدف نامطبوع می بیند. فرد بین دو میدان نیروی مثبت و منفی قرار دارد مثل کسی که می خواهد به سینما برود اما نمی خواهد پول خرج کند.

تعارض نزدیکی- دوری نسبتاً پایدار است ولی عوامل مختلفی می توانند به حل تعارض کمک کنند.

ناکامی واپس روی در نظریه میدانی کورت لوین

لوین اولین محققی است که برخی از عقاید اصولی فروید، از قبیل رفتار جابه جایی و واپس روی را مورد آزمایش قرار داد.

لوین واپس روی را حالتی می داند که موجود زنده به الگوی رفتار دوره تحول قبلی روی می آورد.

لوین و همکاران واپس روی را نوعی تحول منفی در نظر می گیرند و به همین دلیل شناخت اصول تحول را برای درک بهتر واپس روی ضروری تلقی می کنند بنابراین هر موقعیتی که از عدم تمایز مناطق و ناتوانی در جدایی واقعیت از غیر واقعیت ناشی شود، واپس روی است.

جلوگیری از دستیابی به هدف موجب ناکامی می شود و در نتیجه، سطح پتانسیل فزونی یافته، رفتار واپس روی بروز پیدا می کند.

مطالب مرتبط با نظریه میدانی کورت لوین

مطالب مرتبط