انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی در DSM5

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

 

چشم چرانی یا تماشگری جنسی Voyeurism عبارت است از اشتغال ذهنی مکرر با تخیلات و اعمال مربوط به دید زدن افراد برهنه یا کسانی که در حال تعویض لباس یا فعالیت جنسی هستند. در ضمن عمل دید زدن یا بعد آن معمولا خودارضایی تا ارگاسم روی میدهد. معمولا قبل از ۱۵ سالگی شروع می شود و در مردها شایعتر است مردان ۲۰ تا ۳۰ ساله که ترجیح میدهند زنانی را که نمیشناسند تماشا  و ندرتا از قربانی درخواست سکس میکنند. افراد چشم چران انحرافات جنسی متعدد دارند که حتی از یک انحراف به دیگری هم عوض میشود.بیشتر آنها اعمال پارافیلیک جدی نشان نمیدهند ولی گاها تجاوز یا قتل هم انجام میدهند و معمولا به جرم ولگردی دستگیر میگردند. این بیماری در مراحل خفیف به دلیل محرومیت های جنسی ،اقتصادی ، فرهنگی می باشد.و با بهبود شرایط این علائم از بین میروند اما در مراحل پیشرفته قابل توجیه نیست

ملاکهای تشخیصی انحراف جنسی چشم چرانی در DSM5

A- در طول یک دوره حداقل ۶ ماهه تخیلات برانگیزنده قوی و عودکننده جنسی، امیال شدید جنسی یا رفتارهای مربوط به مشاهده شخص بی خبری که لخت، در حال کندن لباس یا مشغول عمل جنسی است وجود دارد.

B- شخص براساس این تمایلات جنسی دست به عمل بزند یا این تمایلات یا خیال پردازی های جنسی سبب ناراحتی شدید یا بروز مشکلات بین فردی می شوند.

C- فرد حداقل ۱۸ ساله است.

سازمان بهداشت جهانی ملاک های زیر را برای انحراف جنسی چشم چرانی ( اختلال تماشاگری جنسی ) دارد:

۱- فرد تمایلی مداوم یا مکرر برای تماشای رابطه جنسی دیگران یا اعمال خصوصی مانند درآوردن لباس دارد که همراه با تحریک جنسی و خودارضایی است

۲- ملاک های کلی اختلال رجحان جنسی باید موجود باشند:

– فرد به طور مکرر دچار امیال یا تخیلات جنسی عمیق مربوط به فعالیت ها با اشیا غیر عادی میشود

– فرد بر اساس این امیال غیرعادی عمل میکند یا بر اثر آنها به میزان زیادی دچار ناراحتی می شود

– رجحان غیرعادی فرد حداقل ۶ ماه دوام یافته است

 

علت انحراف جنسی چشم چرانی

درمان انحراف جنسی چشم چرانی

 

نظریه ها و درمان نابهنجاری های جنسی :

هر نابهنجاری جنسی رویکرد منفردی را می طلبد، اما چند اصل کلی وجود دارد. اغلب نابهنجاریهای جنسی در تجربیات کودکی ریشه دارند. بعد از اینکه نابهنجاری جنسی تثبیت شد، مزمن می شود.

به عقیده مانی، نقشه عشقی، بازنمایی خیالپردازیها و شیوه های عمل جنسی ترجیحی فرد است. نقشه های جنسی در اوایل زندگی تشکیل می شوند. نابهنجاری جنسی به علت نقشه عشقی به خطا رفته است. به عبارتی فرد طوری برنامه ریزی شده است که خیالپردازیهای جامعه ناپسند و بالقوه زیانبخش را به اجرا گذارد.

نابهنجاری جنسی می تواند در موقعیت آمیزش جنسی با همسر روی دهد. چنین رفتاری بیانگر اختلال در رابطه عاشقانه، یعنی، نظر تحریف شده در مورد رفتار جنسی مناسب است.

نظریه پردازان معتقدند از طریق نابهنجاریهای وراثتی، هورمونی، یا عصب شناختی، برای این رفتارها آمادگی زیستی دارند، اما دیدیم که طبق رویکرد رفتاری، یک یا چند رویداد یادگیری در دوران کودکی فرد اتفاق افتاده که پاسخ شرطی لذت جنسی به محرک نامناسب را شامل می شوند. به مرور زمان، فرد به صورت بی اختیار، ارضای تداعی شده با این محرک یا تجربه را دنبال می کند. اغلب نوعی احساس قدرت با این ارضا همراه است.

آنها می توانند از طریق تجربیات موفقیت آمیز با موضوع دلخواه خود، نیازهای جنسی و عزت نفس خود را ارضا کنند. نظریه دیگری اعلام می دارد که افراد مبتلا به نابهنجاریهای جنسی، نقص کنترل کلی دارند. آنها به جای اینکه فقط یک رفتار نابهنجار جنسی را اکتساب کرده باشند از یک نابهنجاری جنسی به سراغ دیگری می روند، یا رفتارهای بیش از یک طبقه را انجام می دهند. درمان افراد مبتلا به نابهنجاری جنسی خیلی سخت است؛ زیرا این افراد اغلب مایل نیستند رفتار لذتبخش خود را ترک کنند یا خیلی خجالت می کشند کمک بخواهند.

bookh این مجموعه را ببینید bookh

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *